تبليغاتX
حرکت ملی آذربایجان-سربازان گمنام بابک
 
وبلاگ اطلاع رسانی سربازان گمنام بابک(شاخه تبریز و حومه)
 

 

ابراز نگرانی عفو بین‌الملل از وضعیت زندانیان سیاسی آذربایجانی در ایران

سه شنبه,۶ شهریور ۱۳۸۶

 

سعید متین‌پور
آقای جوانبخت گزارش کرده است که یکی از فعالین دانشجویی که اخیراً از زندان آزاد شده است، آقای سعید متین‌پور (روزنامه‌نگار ترک و فعال حقوق بشر) را مشاهده نموده که به اتهام جاسوسی در زندان وزارت اطلاعات تحت شکنجه قرار گرفته است. بازپرسان از وی درخواست نموده‌اند که مصاحبه ویدئویی بر علیه فعالیت‌هایش انجام دهد.

خانم عطیه طاهری همسر آقای متین‌پور بیان کرده است همسرش طی تماس تلفنی کوتاه مدتی به وی گفته است که “هنوز زنده است”.

خانواده آقای متین پور مدتهاست که از محل نگهداری وی اطلاع دقیقی ندارد. آقای متین پور 32 ساله و فارغ‌التحصیل رشته فلسفه از دانشگاه تهران است.


امیر عباس بنایی کاظمی
امیر عباس بنایی کاظمی، فعال سیاسی که همینک در زندان تبریز به سر می برد، بنا به اظهارات مادرش در مصاحبه با بخش ترکی رادیو امریکا، به شکل کاملاً وحشیانه ای در زندان شکنجه شده و در نتیجه چند دندان وی شکسته و صورتش کاملاً کبود شده است.

امیر عباس بنایی کاظمی به مدت یک ماه در زندان وزارت اطلاعات تبریز بود و سپس به بند 9 زندان تبریز منتقل شد.

صالح کامرانی
صالح کامرانی که وکالت روزنامه شمس تبریز و همچنین تعدادی از زندانیان سیاسی آذربایجانی را بر عهده داشت در هجدهم آگوست 2007 (27 مرداد) هنگام حضور در یک مراسم عروسی در شهر کرج، توسط مأمورین وزارت اطلاعات ربوده شد. وی اخیراً در یک تماس تلفنی با همسرش از نگهداری خود در زندان اوین خبر داده است.

جلیل غنی لو
جلیل غنی لو، فعال سیاسی اهل زنجان، به گفته برادرش به صورت بیرحمانه‌ای در بند 209 زندان اوین شکنجه شده و در وضعیت بسیار ناگوار روحی به سر می‌برد. علیرضا جوانبخت، سخنگوی کمیته دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان، اظهار کرده است که آقای غنی لو برای اولین بار همزمان با روز جهانی زبان مادری دستگیر و پس از 26 روز بازداشت با قرار وثیقه 30000 دلاری (30 میلیون تومانی) آزاد گردید.

هادی حمیدی شفیق
هادی حمیدی شفیق 23 ساله دانشجوی رشته معماری و اهل تبریز، اخیراً توسط دادگاه انقلاب ارومیه به هفت ماه حبس بیشتر محکوم شده است. وی قبلاً به اتهام شرکت در تظاهرات غیرقانونی به تحمل ده ماه حبس محکوم شده بود اما این بار با اتهامات جدید مطرح شده از سوی مدعی‌العموم از قبیل حمل CD که در آن به خامنه‌ای (رهبر جمهوری اسلامی) و خمینی (بنیانگذار جمهوری اسلامی) توهین شده است، به حبس محکوم گردیده است. همچنین گزارش شده است که انگشت آقای شفیق بر اثر شکنجه کادر وزارت اطلاعات شکسته است.

گشتاسب واثقی و محمد اصلانی
گشتاسب واثقی و محمد اصلانی دو شهروند اردبیلی که در مقابل زندان اردبیل بازداشت شده بودند به اتهام جاسوسی توسط دادگاه انقلاب به چهار سال زندان محکوم گشتند. این دو نفر توسط مأمورین وزارت اطلاعات دستگیری و به مدت چند ماه در زندان امنیتی تحت شکنجه قرار گرفتند. پس از آنکه به زندان اردبیل انتقال داده شدند، پس از 105 روز بازداشت در اول آوریل 2007 (12 فروردین) به قید وثیقه آزاد شدند.

هشدار فعالین حقوق بشر در مورد فشار سیاسی در شمال غرب ایران

استان‌های آذربایجان شرقی و غربی سرزمین بخش زیادی از آذربایجانی ها است.

کمیته دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان در گفتگو با رادیو فردا اظهار داشته است بیش از 20 شهروند ایران به خاطر فعالیت‌های سیاسی توسط مسئولین زندانی شده‌اند.

سخنگوی این گروه علیرضا جوانبخت گفته است که نبود توجه رسانه‌ها موجب نقض حقوق انسانی در استان‌های ترک نشین ایران شده است.

جوانبخت می گوید متأسفانه در بیانیه هایی که توسط گروه‌های مدافع حقوق بشر صادر می شود، از آذربایجانیهایی که به دلایل سیاسی زندانی شده‌اند، نامی برده نمی شود. دلیل این امر هم نبود اطلاع رسانی در آذربایجان و هم دلایل دیگر همانند برخی حساسیت‌ها است عدم این پوشش خبری باعث فشار بر زندانیان سیاسی و خانوده های آنان می شود. بسیاری از بازداشت شدگان به وکیل مدافع دسترسی ندارند. کمیته دفاع از زندانیان سیاسی در ایران لیست 20 نفر از زندانیان سیاسی را که در وضعیت دشواری قرار گرفته‌اند منتشر نموده است.

http://www.rferl.org/featuresarticle/…

  نوشته شده در  چهارشنبه هفتم شهریور 1386ساعت 16:11  توسط دالغا  | 

 

 فعالان آذربایجان برای تظاهرات دموکراتیک در ۱ مهر ۸۶ آماده می شوند!

 

گله ی یک سرباز آذربایجانی 

 (تهران و تهرانی)


الا ای داور دانا تو میدانی که ایرانی
چه محنتها کشید از دست این تهران و تهرانی
چه طرفی بست از این جمعیت ایران جز پریشانی
چه داند رهبری سر گشته صحرای نادانی
چرا مردی کند دعوی کسی کو کمتر است از زن
الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یا من

تو ای بیمار نادانی چه هذیان و هدر گفتی
به رشتی کله ماهی خور به طوسی کله خر گفتی
قمی را بد شمردی اصفهانی را بتر گفتی
جوانمردان آذربایجان را ترک خر گفتی
تو را آتش زدند و خود بر آن آتش زدی دامن
الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یا من

تو اهل پایتختی باید اهل معرفت باشی
به فکر آبرو و افتخار مملکت باشی
چرا بیچاره مشدی و بی تربیت باشی
به نقص من چه خندی خود سراپا منقصت باشی
مرا این بس که میدانم تمیز دوست از دشمن
الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یا من

 
گمان کردم که با من همدل و همدین و همدردی
به مردی با تو پیوستم ندانستم که نامردی
چه گویم بر سرم با ناجوانمردی چه آوردی
اگر میخواستی عیب زبان هم رفع میکردی
ولی ما را ندانستی به خود هم کیش و هم میهن
الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یا من
 
به شهریور مه پارین که طیارات با تعجیل
فرو میریخت چون طیر ابابیلم به سر سجیل
چه گویم ای همه ساز تو بی قانون و هردمبیل
تو را یک شب نشد ساز و نوا در رادیو تعطیل
ترا تنبور و تنبک بر فلک میشد مرا شیون
الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یا من
 
بدستم تا سلاحی بود راه دشمنان بستم
عدو را تا که ننشاندم به جای از پای ننشستم
به کام دشمنان آخر گرفتی تیغ از دستم
چنان پیوند بگسستی که پیوستن نیارستم
کنون تنها علی مانده است و حوضش چشم ما روشن!
الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یا من
 
چو استاد دغل سنگ محک بر سکه ما زد
ترا تنها پذیرفت و مرا از امتحان وا زد
سپس در چشم تو تهران به جای مملکت جا زد
تهران نیز تنها دید با جمعی به تنها زد
تو این درس خیانت را روان بودی و من کودن
الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یا من
 
چو خواهد دشمنی بنیاد قومی را براندازد
نخست آن جمع را از هم پریشان و جدا سازد
چو تنها کرد هریک را به تنهایی بدو تازد
چنان اندازدش از پا که دیگر سر نیفرازد
تو بودی آنکه دشمن را ندانستی فریب و فن
الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یا من
 
چرا با دوستدارانت عناد و کین و لج باشد
چرا بیچاره آذربایجان عضو فلج باشد
مگر پنداشتی ایران ز تهران تا کرج باشد
هنوز از ماست ایران را اگر روزی فرج باشد
تو گل را خار میبینی و گلشن را همه گلخن
الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یا من
 
تو را تا ترک آذربایجان بود و خراسان بود
کجا بارت بدین سنگینی و کارت بدینسان بود
چه شد کرد و لر و یاغی کزو هر مشکل آسان بود
کجا شد ایل قشقایی کزو دشمن هراسان بود
کنون ای پهلوان پنبه چونی نه تیر ماند و نی جوشن
الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یا من
 
کنون گندم نه از سمنان فراز آید نه از زنجان
نه ماهی و برنج از رشت و نی چایی ز لاهیجان
از این قحط و غلا مشکل توانی وارهاندن جان
مگر در قصه ها خوانی حدیث زیره و کرمان
دگر انبانه از گندم تهی شد دیزی از بنشن
الا تهرانیا انصاف میکن خر تویی یا من
چو
  نوشته شده در  شنبه سوم شهریور 1386ساعت 21:37  توسط دالغا  | 

وطن منه اوغول دئسه نه درديم

خزه اولوب قاياسيندا بيترديم

 

 

در سال 1272 شمسی کودکی در روستای زاویه خلخال متولد شد.

 او در دفاع از آزادی، عدالت، صلح، پیشرفت و البته ملت آذربایجان، شهره جهان گردید.

وی بعداز سالها مبارزه، همراه با مردم، در 21 آذر سال 1324

موفق به شکست پان آریانیسم و تاسیس دومین جمهوری مستقل آذربایجان شد.

114 سال پیش در چهارم شهریور ماه،

 سید جعفر پیشه وری

با نام اصلی سید جواد جواد زاده متولد شد.

بوتون حایات بویو

 آذربایجان؛

اونون نفسی و سسی، جانی و قانی، اورئی و دیرئی اولدو.

حکومت ملی آذربایجان با حمله وحشیانه ارتش شاهنشاهی ایران غروب کرد.

نسل کشی وحشتناک 21 آذر سال 1325 یکی از دردناکترین جنایات تاریخ بشراست.

 میللی شورا

  نوشته شده در  شنبه سوم شهریور 1386ساعت 20:42  توسط دالغا  | 

 

.....حتما مطالعه کنید.....

 

تداوم سرکوب خواسته های مدنی درآذربایجان

 

واحید قاراباغلی

کشور ایران، مرکب از ملیتهای مختلف، به ویژه آذربایجانی ها، بلوچ ها، ترکمن ها، عرب ها، فارس زبان ها و کرد هاست
ترکهای آذربایجانی در ایران سالیان مدیدیست که‌ برای کسب حقوق سیاسی، فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی خود مبارزه‌ می‌کنند، اما هر بار مبارزه،‌ چه‌ در شکل سیاسی و چه‌ مدنی آن، با سرکوب شدید حاکمیت مواجه‌ شده‌ و از ابتدایی‌ترین حقوق انسانی خود محروم گشته‌اند. سرکوب در آذربایجان و برخورد امنیتی با مسائل و مشکلات آن با شدت در جریان است. حاکمیت ملتی اکثریت را از ابتدایی ترین حقوق خود که همانا تحصیل به زبان مادری میباشد محروم ساخته و به زبان کشی که همانا یکی از ابزارهای قوم کشی و یا به عبارتی فرهنگ زدایی از مردم به شمار می رود دست می زند.


در 80 سال اخیر آذربایجانیها تحت تاثیر شدید سیاست آسیمیلاسیون اعمال شده از سوی دولت مرکزی ایران بوده اند نسل کشی فرهنگی سیستماتیک تورکهای آذربایجان, از زمان پهلوی ها آغاز شده و حال نیز ادامه دارد.آنها نمی توانند در کنار زبان رسمی کشور به زبان خود در مدارس و دانشگاهها تحصیل کنند. در رادیو و تلویزیون سراسری و مطبوعات دولتی سهمی مناسب با جمعیت شان داشته باشند. دولت حاکم همگام با محدود کردن آزادیهای فردی و اجتماعی  شهروندان آذربایجانی با خواسته های آنها مخالفت کرده است. در بسیاری موارد این مخالفتها با کشتار و زندانی کردن افراد با برچسب جدایی طللبی و تفرقه افکنی همراه بوده است. البته برخورد تبعیض آمیز دولت ایران به رفتار خشن و سرکوب گرانه خلاصه نمی شود بلکه این رویکردها در فرهنگ حاکم جامعه نهادین شده است و به صورت تحقیر و تمسخر ملیتهای غیر فارس خصوصا آذربایجانیها بیشتر از طریق بیان جوک و لطیفه های روزمره حتی در میان روشنفکران فرهنگ حاکم بازتاب می یابد.


در بخشی از گزارش ديده بان حقوق بشر در رابطه با ملل غیر فارس در ایران چنین آمده است: ملت های غیر فارس و اقلیت های مذهبی در ایران گرفتار تبعیض و نا برابری هستند و حتی در برخی شرایط، مورد اذیت و آزار قرار می گیرند. جنبه دیگر تبعیض در ایران علیه آذربایجانیها - عقب ماندگی اقتصادی و کمبود زیر ساختها و فعالیتهای تولیدی در مناطقی است که اکثریت جمعیت آن را ترکها تشکیل می دهند نتیجه این سیاستها آوارگی در مناطق دیگر می باشد.

طی یک قرن گذشته دولتمردان ایرانی با تعریف غیر متعارف از ایران و ایرانی آن را تنها در فارس خلاصه کرده و وجود ملیتهای دیگر را انکار کرده اند. امروز ملت آذربایجان که بیش از 30 میلیون از جمعیت کشور را تشکیل می دهند خواستار تحصیل  به زبان ترکی آذربایجانی می باشند چرا که این حق در قانون اساسی ذکر شده است. مبارزات فرهنگی ، اجتماعی و ملی در میان نسل کنونی ملت آدربایجان در عصر حاضر، دال بر نمیرا بودن این ملت و عزم راسخ شان در ستاندن حقوق حقه شان از شوینیستها ومعتقدان به آپارتاید ملی می باشد .

در همین رابطه دونیش معتقد است که :

«در سیاست و حقوق بین الملل گرایشهای مثبتی مبنی بر دوری جستن از سیاست یکسان کردن اقلیتها با فرهنگ حاکم و نیز حرکت به سوی به رسمیت شناختن تکثر فرهنگی به مثابه هدفی پسندیده مشاهده می شود». آذربایجانیها در مناسبتهای مختلف همچون مراسم سالانه گرامی داشت بابک و روز مشروطیت ازمسئولین ایران خواستار ترفیع فرهنگ  و زبان آذربایجان  می شوند. تلاش براى تحقق برخى اصول معطل مانده قانون اساسى و رفع محدوديت‏هاى فعاليت‏هاى فرهنگى محور عمده‏ى اين حركت است.

 

در روز جهانی زبان مادری نیز آذربایجانیها باز بر علیه محدودیت های دولتی در زمینه ممنوعیت تدریس زبان و ادبیات ترکی آذربایجانی اعتراض کردند. اما با اعمال خشونت نیروهای انتظامی و امنیتی اعتراضات راسرکوب کرده و معترضین را روانه بازداشت گاههای و زندانها کردند. سرکوب فعالین هویت طلب آذربایجانی در سالگرد قیام خونین خرداد ماه1385 آذربایجان نیز نشان داد که حاکمیت بدون توجه به خواستهای آذربایجانیها در راه سرکوب آنها به هر اقدامی دست می زند.

اینگونه برخوردهای خشونت آمیز نشان می دهد که با مسالمت آمیز ترین نوع طرح مطالبات هم با شدیدترین وجه برخورد می شود.  آنهایی که طرفدارن ارتقای هویت فرهنگی آذربایجانی در ایران هستند ، تحت تعقیب حکومت ایران قرار گرفته و با اتهاماتی نظیر تجزیه طلب- پانترکیسم محاکمه می شوند.حقوق ابتدایی ملیت های غیر فارس تحت عناوین مختلف از جمله حفظ وحدت و یکپارچگی ملی توسط حاکمیت پایمال شده است.حال اینکه کوشش مسالمت‌آمیز و مدنی برای ابراز تعلقات زبانی و قومی از حقوق اساسی هر شهروندی محسوب می‌ش.ود فعالان ترک زبان همواره سعی کرده اند مطالبات خود را از طرق مسالمت آمیز و اعتراضات مدنی پی گیری کنند، پاسخهاى خشن و حتى بى‏توجهى و بى‏اعتمادى كامل به حركت مسالمت‏جويانه و مدنى و فرهنگى آن را به مطالبات غيرقانونى و يا روش‏هاى غيرمسالمت‏آميز و رادیکال شدن طرح این مطالبات تبدیل خواهد شد.

فعالان فرهنگی آذربایجان با عملکرد چندین ساله خود نشان داده اند که خواهان دستیابی به حقوق انسانی خود که به صراحت در قانون اساسی کشور و قوانین و کنوانسیونهای بین المللی آمده است بوده اند. سال هاست که فعالان حرکتی برابرخواه در آذربایجان براي تحقق موقعيت حقوقي شان به هر اقدام مسالمت آميزي دست زده اند تا در عرصه علني ديده شوند. از مکتوب کردن خواست ها گرفته تا برگزاري کارگاه و سمينار و تجمعات مسالمت آميز، از تشکيل جمع هايي چون هم انديشي ملیتها، حرکت هاي جهاني ، و صلح، و… تا جمع آوری امضا براي اجرای قوانین معتل مانده، و… سعي و انديشه وافر به کار برده اند تا هريک به شيوه خود فضاي کم وسعت را باز و گسترده کنند، هرچند هربار به خاطر چوب هاي زيادي که لاي چرخ حرکت شان گذاشته مي شود، هزينه پرداخته و تغيير روش مي دهند. افراد زيادي را به اتهامات گوناگون دستگير کرده و برايشان پرونده سازي کنند.


اما حکومت طی ۸۰ سال همواره بر تنوع ملیتی جامعه ایرانی سر پوش گذاشته اند. و با بهانه های چون ” وحدت ملی “سعی در توجیح  تبعیض و عدم اجرای اصل پانزدهم قانون اساسی در مورد تدریس زبانهای در ایران را دارند. حال اینکه دولت موظف است شرایطی را محیا سازد تا حقوق زبانی - فرهنگی و اقتصادی این اکثریت نسبی جمعیت ایران رعایت شود. میتوان از تجربیات کشورهای همسایه ایران نظیر عراق و افغانستان درس گرفت. این کشورها نیز مثل ایران چندزبانه و چند قومی هستند. وحدت ملتها صرفا” زمانی بوجود می آید که ضمن احترام متقابل به هویت ملی هر یک از ملت ها از تحقیر و تمسخر اعمال زور سلطه غارت و اضمحلال فرهنگی ملتهای مختلف دست برداشته ضمن قبول حس همجواری و فضایی متکثر به وحدت ملی واقعی رسید.


متاسفانه عدم اجرای اصول قانون اساسی و عدم احترام به حقوق اولیه و انسانی مندرج در اعلامیه جهانی حقوق بشر استفاده از فشار و زور به جای گفتگو و تعامل و در یک کلام ارعاب و دستگیریهای اخیر وضعیت فعلی را  بغرنج تر و در حال سوق دادن فضای گفتگو به سمت حاکم شدن فضای احساسی و رادیکال می باشد. سیاست آسیمیلاسیون ترکهای آذربایجانی در مقابل چشمان جامع جهانی ادامه دارد. ملتی که به گونه ای تبعیض آمیز از موقعیت اجتماعی - اقتصادی و سیاسی خود محروم می شود. ( هویت - هستی و حقوق)ملتی که دچار سیاست استحاله هویتی شده است. 

بیگانگی جامعه جهانی - خصوصا” مراکز و ارگانهای بین المللی و حقوق بشری به این مساله که تنها ناظر جریان این استحاله و فرهنگ کشی هستند بی شک قابل توجیح نیست.

مرگ بر سردمداران حکومت آپارتاید و شوونیسم ایران

تورکون قانی یئرده قالماز

  نوشته شده در  جمعه دوم شهریور 1386ساعت 11:20  توسط دالغا  | 

 

7 سال پیش در 22 ماه اوت 2000

ابالفضل ائلچی بی پیغمبر عصر جدید آذربایجان،

 برای ابد در آغوش خاک وطن آرمید

Alp Er Tunga Öldü mü ? آلپ ارتونقا اولدو مو ؟ /

Dünya sahipsiz kaldı mı ? دونیا صاحیبسیر قالدی می ؟ /

Korkak öcünü aldı mı ? قورخاق اؤجونو آلدی می ؟ /

Şimdi yürek yırtılır ! / شیمدی اوره ک یئرتیلیر !

 

یاشاسین  آذربایجان

 

 موج گسترده دستگیری اعراب هویت طلب در احواز

دهها تن از اعضاء و مراجعه کنندگان به موسسه فرهنگی اشراق در احواز بازداشت شدند

میللی شورا- 1 شهریور86- هيئت مرکز حقوق بشر أحواز:  یورش نیروهای امنیتی ایران به مؤسسه فرهنگی اشراق در أحواز واقع در خیابان شهداء (نادری) بعد از محاصره و بستن خیابانها و وکوچهای آن با این اقدام غیر قانونی تمام کارکنان و مراجعین این مؤسسه را دستگیر و با اتوبوسها دستگیر شدگان را به ستاد خبری منتقل کردند.

همچنین أخبار مؤكد رسيده از احواز حاكيست كه نیروهای امنیتی ایران در روزهای گذشته به منازل أحوازیها یورش برده ، ماهواره ها و کامپیوترهای شخصی آنان را مصادره و تعدادی را بدون هیچ دلیلی دستگیر و بعضی از آنان را به جاهای نامعلوم بردند.

علاوه براین یورش ضدفرهنگی، اخیرا سایتهای متعلق به رژیم به نقل از وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی نوشتند تعدادی از جوانان عرب احوازی را که قصد اعمال ترور داشته اند دستگیر کرده اند واین علاوه بر خبری که حاکیست نیروهای امنیتی نظام قاتلان امام جمعه حی الثوره احواز(شلنگ اباد )را دستگیر نموده اند. این اخبار و گزارشهای مسئولین و سایتهای رژیم حاکی از آن است که نظام همه چیز را برای مهیانمودن اذهان عمومی برای موج دیگری از اعدام بیگناهان احوازی است .

هيئت مرکز حقوق بشر أحواز ضمن محکوم کردن این اعمال وحشیانه وغیر انسانی مکرر و یورش غیر قانونی و دستگیریها که با اتهامات باطل و واهی و بدور از واقعیت همراه است، هيئت از کلیه سازمانهای حقوق بشر در جهان می خواهد  تا با  اتخاذ مواضع مسئولانه از انجام جنایات جدید رژیم جلوگیری نمایند و همچنین از تمامی نیروها و سازمانها و فعالین حقوق بشر و جامعه بین المللی می خواهد که با محکوم کردن جنایتهای مکرر و برای آزادی دستکیر شدگان أحوازی و برای توقف این اعمال ضد انسانی وضد فرهنگی با ما همصدا شوند

                                                                                                              

                                                                                                                شورای ملی آذربایجان

 

  نوشته شده در  جمعه دوم شهریور 1386ساعت 11:11  توسط دالغا  | 

 

بیانیه ۶۸۰ تن از فعالان سیاسی، فرهنگی و اجتماعی در اعتراض

به استمرار بازداشت دانشجویان

 

آزاد تبریز- اخیراُ فشار بر فعالان جامعه مدنی، بویژه بر دانشجویان، کارگران و روزنامه نگاران افزایش یافته است و اتهام های واهی براندازی نرم، تشویش اذهان عمومی، توهین به مقدسات، کودتای خزنده و همانند آن بر آنان وارد می شود. همانگونه که خانواده های برخی از دانشجویان زندانی نقل کرده اند و در نامه ای سرگشاده به رییس قوه قضاییه اعلام نموده اند، فرزندان آنان زیر انواع شکنجه های روحی و جسمی، مانند برخوردهای غیراخلاقی، بی‌خوابی های درازمدت، شلاق و تهدید به تجاوز، با هدف اعتراف گیری اجباری قرارگرفته اند.
بر پایه استراتژی شکست خورده‌ی سلطه با ایجاد وحشت، و وارد آوردن فشار بر ‌دانشجویان و گرفتن اعترافهای اجباری جنبش دانشجویی و دموکراسی‌خواهی را نمیتوان خدشه دار ساخت. این وقایع در شرایطی روی می دهد که :
۱- اعلامیه جهانی حقوق بشر، که تمامی کشورها از جمله ایران متعهد به رعایت آن هستند، بدرفتاری با زندانیان، ازجمله “اعتراف گیری اجباری”، را منع می‌کند.
۲- قانون اساسی جمهوری اسلامی، در اصول زیر حقوق و آزادی‌های ملت را تضمین کرده است:
“هیچ مقامی حق ندارد به‌نام حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور، آزادی‌های مشروع را، هر چند با وضع قوانین و مقررات، سلب کند.” اصل ۹.
“احزاب، جمعیت‌ها، انجمن‌های سیاسی و صنفی … آزادند. … هیچ کس را نمی‌توان از شرکت در آنها منع کرد…” اصل۲۶.
“تشکیل اجتماعات و راه پیمایی‌ها، بدون حمل سلاح، به‌شرط آن‌که مخل به‌مبانی اسلام نباشد آزاد است.” اصل ۲۷.
“اصل, برائت است و هیچ‌کس از نظر قانون مجرم شناخته نمی‌شود، مگر این‌که جرم او در دادگاه صالح ثابت گردد.” اصل ٣۷.
“هرگونه شکنجه برای گرفتن اقرار و یا کسب اطلاع ممنوع است.” اصل ٣٨.

ما امضا کنندگان این بیانیه:
۱- به دستگیری دانشجویان، کارگران و مبارزان حقوق بشر و به صدور حکم های سنگین و خارج از چارچوب قانون، اعتراض داشته و صدور هر حکمی را بدون حضور وکیل انتخابی و هیئـت منصفه در دادگاهی علنی و عادلانه، مغایر با مفاد قانون اساسی می دانیم.
۲- با توجه به پایان بازجویی‌ها و تحقیقات از سه ‌دانشجوی دانشگاه امیرکبیر، خواهان آزادی فوری آنان تا زمان تشکیل دادگاه هستیم، و اعلام می کنیم که با توجه به وجود گمان آزارهای جسمی و روحی که بر برخی دانشجویان وارد آمده، خودداری از انتقال مستقیم آنان از زندان به دادگاه از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. قوه‌ی قضاییه تنها با پذیرش این خواست قانونی است که میتواند از استمرار فشارهای وارد آمده‌ و پایمال شدن حقوق دانشجویان جلوگیری کند.
٣- از مسوولان می‌خواهیم ترتیبی اتخاذ نمایند تا امکان ملاقات فوری دانشجویان زندانی با وکیلان مدافع انتخابی خود و پزشکان مورد اعتماد خانواده‌ها فراهم گردد.
۴- خواهان تشکیل یک کمیته حقیقت‌یاب مستقل و مورد اعتماد برای بررسی و متعاقباُ رسیدگی به اتهامات وارده و گرفتن “اعتراف اجباری” نسبت به دانشجویان و کلیه زندانیان سیاسی ، در یک دادگاه علنی و بیطرف با حضور وکیلان متهمان هستیم.

 

  نوشته شده در  پنجشنبه یکم شهریور 1386ساعت 18:56  توسط دالغا  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM