تبليغاتX
حرکت ملی آذربایجان-سربازان گمنام بابک
 
وبلاگ اطلاع رسانی سربازان گمنام بابک(شاخه تبریز و حومه)
 

در آستانه بازگشایی مدارس در اول مهرماه

دانش آموز 16 ساله تبریزی

 محکوم به 4 ماه حبس شد!

 

 

میللی شورا-چهارشنبه 28 شهريور1386 : جنبش دانشجویی آذربایجان: آذوح: محمد رضا عوض پور دانش آموز شانزده ساله تبریزی  به 4 ماه حبس محکوم شد.

براساس اخباری که از تبریز دریافت کرده ایم قاضی محکمه، محمدرضا را  به اتهام تجزیه طلبی، قومیت گرایی و پان تورکیسم  به زندان محکوم کرده است.

گفته می شود حکم وی بصورت غیابی صادرشده است . محمد رضا عوض پور دانش آموز 16 ساله تبریز ی چندی پیش به جرم نوشتن جمله "من تورکم" در مدرسه بازداشت شده و برای چند هفته به شدت تحت شکنجه قرار گرفت

  نوشته شده در  جمعه سی ام شهریور 1386ساعت 13:21  توسط دالغا  | 

جرم آنها پيگيری مطالبات صنفی است
فهرست كامل معلمان مجازات‌شده منتشرشد

                   

میللی شورا-5شنبه 29 شهريور1386 :نوروز: برخورد با فرهنگيانی كه خواستار رفع مشكلات صنفی- معیشتی این قشر هستند، پس از دستگیری هزار نفر از معلمان در اسفندماه سال 85 همچنان ادامه دارد ودر ماههای اخیر بسیاری از معلمان معترض با احكامی مانند اخراج، بازنشستگی، انفصال، تبعید توسط هیأت‌های تخلفات اداری وزندان مواجه شده‌اند. «نوروز» گزارشی از روند برخوردهای صورت گرفته با معلمان وهمچنین اطلاعاتی در مورد فرهنگيانی كه با احكام مذكور مواجه شده‌اند، تهیه كرده كه در پی می‌آید.

فرهنگیان یك دهه است كه با هدف رفع مشكلات صنفی- معیشتی فعالیت‌های جمعی خود را سامان داده‌اند، بعد از طرح نظام پرداخت هماهنگ در سال 81 و تبدیل شدن آن به لایحه خدمات كشوری كه بعضی از مسؤولان آن را حلال همه مشكلات معلمان می‌دانستند، تقریباً همه اعتراضات به تصویب و اجرایی شدن این لایحه موكول شد.

مجلس هفتم در ابتدای كار دولت قبل را به ارائه لایحه خدمات كشوری مكلف كرد و رئیس مجلس این امر را به عنوان سند افتخار مطرح می‌كرد. سال 85 با نزدیك شدن به تصویب و اجرای لایحه، خبری مطرح شد مبنی بر نامه دولت نهم برای بازپس‌گیری لایحه، تعدادی از معلمان برای جویا شدن صحت و سقم مسئله به دیدار نمایندگان رفتند و با درست بودن خبر، این دیدارها ادامه یافت تا دولت نامه خود را پس گرفت و لایحه در مجلس تصویب و در شورای نگهبان توقف نمود.

دیدار معلمان با نمایندگان این بار شكلی اعتراضی به خود گرفت، این تجمعات با حضور تعدادی از نمایندگان مجلس و پیگیری تشكل‌های فرهنگیان (كانون صنفی و سازمان معلمان) برای حصول حداقلی نتیجه ادامه یافت كه متأسفانه با برخورد 23 اسفند با تجمع معلمان كه كاملاً مسالمت آمیز بوده موضوع به شكل امنیتی- قضایی درآمد.

لایحه اینك بعد از گذشت 7 ماه از موضوع تجمعات و حدود 5 سال از طرح اولیه هنوز بین مجلس و شورای نگهبان و مجمع تشخیص مصلحت بلاتكلیف است و با تغییراتی كه نموده شاید دیگر از آن آبی برای معلمان گرم نشود ،در حالیكه وعده‌های داده شده در ذهن معلمان زنده است.

واكنش مسئولان نسبت به اعتراضات معلمان به جای توجه به خواسته‌های صنفی آنان عبارت بود از دستگیری 1000 نفر از فرهنگیان در 23 اسفند 85، تشكیل پرونده در هیأت‌های تخلفات و دادگاه انقلاب برای حدود 300 معلم، زندانی نمودن فرهنگيان در بندهای انفرادی خصوصاً بند 209 زندان اوین، صدور احكام اخراج، بازنشستگی، انفصال، تبعید توسط هیأت‌های تخلفات اداری، تشكیل دادگاه انقلاب برای همه معلمان زندانی كه با وثیقه آزاد شده‌اند كه همكاران در انتظار صدور رأی این دادگاه‌ها می‌باشند و صدور رأی 3 سال زندان برای دبیر كل سازمان معلمان برای دو تجمع جلوی خانه ملت.

 

اطلاعات مربوط به تعدادی از فرهنگیانی كه به دلیل فعالیت در جهت تامین حقوقشان با احكام سنگین مواجه شده‌اند، در پی می‌آید:

حمید مجیری/خمینی شهر: اخراج دائم
سیدمجتبی ابطحی/خمینی شهر: بازخرید زودهنگام، سی روز بازداشت، وثیقه 40 میلیون
عبدالرسول عمادی/خمینی شهر: تبعید به اراك
خانم دیباجی/خمینی شهر: بازنشسته زودهنگام
ستار زارع/خمینی شهر: سه سال تبعید به استان سمنان
نوراله برخوردار/خمینی شهر: پنج سال تبعید به استان كهكیلویه و بویراحمد
خانم شرافت/خمینی شهر: توبیخ با درج در پرونده
سعید ابوطالب/اصفهان: قطعی، تعلیق یك گروه
علی اكبر باغانی/تهران: (25+16) روز بازداشت، سه ماه انفصال، وثیقه سی میلیون
محمد خاكساری/تهران: بازجویی،‌ وثیقه 100 میلیون
محمود بهشتی لنگرودی/تهران: (17+31) روز بازداشت وثیقه سی میلیون
علیرضا اكبری نبی/تهران: 26 روز بازداشت، وثیقه سی میلیون
حمید پوروثوق/تهران: 26 روز بازداشت، سه ماه انفصال، وثیقه سی میلیون
محمدرضا رضایی/تهران: 26 روز بازداشت، سه ماه انفصال، وثیقه سی میلیون
كریم قشقاوی/تهران: 16 روز بازداشت، وثیقه سی میلیون
محمدتقی فلاحی/تهران: 29 روز بازداشت، وثیقه سی میلیون
محمود باقری/تهران: 33 روز بازداشت، وثیقه سی میلیون
علی اصغر منتجبی/تهران: 26 روز بازداشت، وثیقه سی میلیون
ثریا دارابی/تهران: 10 روز بازداشت، وثیقه چهل میلیون
رسول بداقی/تهران: 16 روز بازداشت، وثیقه سی میلیون
محسن كمالی/تهران: 16 روز بازداشت، وثیقه سی میلیون
میراكبر رئیس زاده/تهران: 14 روز بازداشت، وثیقه هشتاد میلیون
نوراله اكبری/تهران: 19 روز بازداشت، وثیقه سی میلیون
محمد داوری/تهران: 19 روز بازداشت، وثیقه سی میلیون
علی پورسلیمان/تهران: 19 روز بازداشت، سه ماه انفصال، وثیقه سی میلیون تبعید به اسلامشهر
علیرضا هاشمی سنجابی/تهران: 19 روز بازداشت، سه ماه انفصال،وثیقه پنجاه و پنج میلیون، تبعید به شهرری، سه سال حبس(حكم بدوی)
سعید تدینی/تهران: بازداشت، كفالت
طیبه میرزایی/تهران: بازداشت، كفالت
نادر آهنگری/تهران: بازداشت، كفالت
اصغر قنبری/تهران: بازداشت، كفالت
منصور عبدالحمیدی/تهران: بازداشت، كفالت
اكبر اكبری/تهران: زندان، كفالت
اسماعیل رسول خانی/رباط كریم: بازداشت، كفالت
حسین رامشك/رباط كریم:3 بازداشت، سه ماه انفصال
حسین دیندار/قلعه‌حسن خان: سه ماه انفصال
تیمور حسین‌پور/قلعه‌حسن خان: سه ماه انفصال
مصطفی قهرمانی گل/كرج: بازداشت، كفالت
رضا عبدی/كرج: 14 روز بازداشت، وثیقه چهل میلیون
مختار اسدی/كرج: پنج سال تبعید، سه ماه انفصال
نادر قدیمی/همدان: 10 روز بازداشت، 5 سال تبعید، كفالت
یوسف رفاهیت/همدان: 10 روز بازداشت، سه ماه انفصال، كفالت
علی نجفی/همدان: 10 روز بازداشت، كفالت
هادی غلامی/همدان: 10 روز بازداشت، سه ماه انفصال، كفالت
ایرج انصاری/همدان: 3 روز بازداشت، سه ماه تعلیق
نصرت‌اله دوستی/همدان: هشت ماه انفصال
دو نفر مدیر مدارس/همدان: بركناری از پست
40 نفر از معلمان/همدان: هر كدام چندین روز بازداشت
مجید فروزانفر/همدان: 8 روز بازداشت
جلال نادری/همدان: 8 روز بازداشت، كفالت
محمد جلیلیان/همدان: 8 روز بازداشت، كفالت
یوسف زارعی/همدان: 9 روز بازداشت، كفالت
علی صادقی/همدان: 8 روز بازداشت، كفالت
حمید رحمتی/شهرضا اصفهان: تبعید به مازندران
غلامرضا شیروانی/فلاورجان: بازداشت، كفالت
همت شبانی/كرمانشاه: بازداشت، كفالت
عباس مرادی موسوی/چهاردانگه ساری: بازداشت، كفالت
غلامعلی عباسی/اردبیل:3 روز بازداشت، كفالت
ارسلان احمدزاده/اردبیل:3 روز بازداشت، كفالت
سعید فتحی/اردبیل:3 روز بازداشت، كفالت
هادی لطفی‌نیا/خراسان: 4 روز بازداشت، وثیقه پنجاه میلیون
ایرج نجف‌آبادی/خراسان: یك هفته بازداشت،وثیقه هشتاد میلیون
حسن رجبی/خراسان: 8 روز بازداشت، وثیقه 150 میلیون
سیدهاشم خواستار/خراسان: سه سال حبس تعلیقی، وثیقه 250 میلیون
علی حشمتی/كرمانشاه: 11 روز بازداشت، كفالت
محمد توكلی/كرمانشاه: 11 روز بازداشت، كفالت
علی صادقی/كرمانشاه: 11 روز بازداشت، كفالت
اسداله حیرانی/كرمانشاه: 7 روز بازداشت، كفالت
جهاندار سلطانی/كرمانشاه: 5 روز بازداشت، كفالت
كیومرث لرستانی/كرمانشاه: 7 روز بازداشت، كفالت
پیمان نودینیان/سنندج: سه سال تبعید به روستای ولیس زنجان، سه ماه انفصال
فرزاد اسدپور/سنندج: سه سال تبعید به بانه
لقمان صداقت/بانه/كردستان: اخراج
سیامك مرادی/بانه/كردستان: اخراج
اسكندر لطفی/كردستان: سه سال تبعید به اردبیل

بنابراعلام كانون صنفي فرهنگيان، تعداد همكاران بسیار بیشتر از لیست فوق است ولی تعدادی از آنان به دلایل شخصی با ذكر نامشان موافقت نكرده‌اند

  نوشته شده در  جمعه سی ام شهریور 1386ساعت 13:19  توسط دالغا  | 

فرهنگ پارسها در بوته نقد جهانی قرار گرفته است

بعداز  فیلم 300 نوبت به کارتون پرسپولیس رسید

فرانسه فیلم کارتونی پرسپولیس را  نامزد جایزه اسکار کرد

میللی شورا-5شنبه 29 شهريور1386 : روزنامه جمهوری اسلامی: فرانسه علاوه بر سياست در عرصه هنر نيز با ايران ضديت مي كند. مركز ملي سينماي فرانسه اعلام كرد فيلم كارتوني پرسپوليس كه ضد ايراني است فيلم برگزيده اين كشور براي شركت در مراسم جايزه اسكار سال دو هزار و هشت خواهد بود. اين فيلم به صورت فكاهي و فانتزي ايران را مورد تمسخر قرار داده است . خبرگزاري هاي غربي گزارش داده اند سازنده اين فيلم كه « مرجان ساتراپي » نام دارد در اين فيلم دختري كوچك از طبقه متوسط ايران را تصوير مي كند كه به شدت تحت فشار اجتماعي قرار دارد. اين فيلم انقلاب اسلامي ايران در سال پنجاه و هشت را به ريشخند و تمسخر مي گيرد و براساس كتابي نوشته خود وي ساخته شده است .

 

  نوشته شده در  جمعه سی ام شهریور 1386ساعت 13:17  توسط دالغا  | 
 

فعال دانشجویی اردبیل خود را به زندان معرفی کرد

میللی شورا-چهارشنبه 28 شهريور1386 : عسگر اکبر زاده  فعال دانشجویی و مدافع حقوق فرهنگی ملت آذربایجان (امروز  4 شنبه 28 شهریور  ساعت 13 بعد از ظهر ) جهت گذراندن دوران محکومیت، خود را به زندان اردبیل معرفی کرد.

اکبر زاده  دانشجوی رشته شیمی دانشگاه پیام نور اردبیل می باشد  وی در جریان تظاهرات مردم اردبیل در خرداد 85 بر علیه کاریکاتور اهانت آمیز روزنامه دولتی ایران توسط نیروهای اطلاعاتی بازداشت و 15 روز را در بازداشت ( زندان اردبیل ) سپری کرد.

وی هم چنین به پرداخت  300000 تومان بدل از حبس و هم چنین پرداخت 300000 تومان بدل از شلاق محکوم شده است در احضاریه  شعبه  اجرای احکاه دادگاه انقلاب اردبیل چنین ذکر شده بود که اگر وی خود را امروز ( 4 شنبه 28 شهریور  )  به زندان اردبیل معرفی ننماید وثیقه 5000000 تومانی که وی در ازای آن سال قبل از زندان آزاد شده بود ضبط خواهد شد.  لازم به ذکر است که عسگر اکبرزاده از ممتازین رشته علوم اجتماعی در ایران است .

  نوشته شده در  جمعه سی ام شهریور 1386ساعت 13:16  توسط دالغا  | 

 

در آستانه بازگشایی مدارس در اول مهرماه؛

علی شادی در تبریز بازداشت شد

میللی شورا-چهارشنبه 28 شهريور1386 : اوختای: علی شادی یکی از فعالین حرکت ملی در مورخه 26/06/1386 از طرف اداره اطلاعات شهرستان سراب در تبریز دستگیر شده و هنوز خانواده ی ایشان از محل نگهداری وی اطلاعی در دست ندارند .

با نزدیکتر شدن به روز اول مهر، روز بازگشایی مدارس در ایران، رژیم توتالیتر تهران، اقدام به تهدید و دستگیری و به  عبارت صحیحتر دزدیدن فعالان حرکت ملی نموده است .

علی شادی 33ساله از تبریز یکی از  فعالان سرشناس حر کت ملی است که قبلا بارها توسط نیروهای اطلاعاتی  رژیم دستگیر شده بود .

  نوشته شده در  جمعه سی ام شهریور 1386ساعت 13:13  توسط دالغا  | 

وزیر امور خارجه فرانسه گفت که جهان باید برای احتمال درگرفتن

جنگ بر سر برنامه هسته ای ایران آماده باشد

دوشنبه,۲۶ شهریور ۱۳۸۶

آزاد تبریز-  وزیر خارجه فرانسه با تاکید بر اینکه مذاکرات برای حل مساله فعالیت هسته ای ایران باید تا به آخر ادامه یابد، گفت که اتمی شدن ایران قابل قبول نیست و در صورتی که ایران به اسلحه اتمی دست یابد “ما باید برای بدترین ها آماده باشیم که بدترین حالت، جنگ است.” وزیر امور خارجه فرانسه در گفتگو با شبکه رادیو تلویزیونی فرانسه گفت که که دستیابی ایران به سلاح هسته ای، می تواند خطری جدی برای جهان باشد. ایران تلاش برای دستیابی به سلاح هسته ای را رد کرده و مقام های این کشور از جمله آیت الله خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی اعلام کرده اند که این کشور درصدد دستیابی به سلاح های هسته ای نیست. وزیر امور خارجه دولت نیکولا سارکوزی در مصاحبه خود گفت اگر چه حمله به ایران در حال حاضر باعملی شدن فاصله زیادی دارد اما “برای ما طبیعی است که برای هر امکانی آماده شویم.”

  نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 18:9  توسط دالغا  | 

از سراسر آذربایجان جنوبی خبر تلفنها و احضارهای تهدید آمیز می

رسد

دوشنبه,۲۶ شهریور ۱۳۸۶
آزاد تبریز-  همه روزه اخبار متعددی از سراسر آذربایجان جنوبی مبنی بر تماسهای تلفنی تهدید آمیز، احضاریه ها و بازجوییهای مملو از توهین و  تشر و نیز بازداشتهای پراکنده به سایت میللی شورا مخابره می شود. براساس این اخبار فعالین و حتی خانواده های آنان توسط نیروهای اطلاعاتی مورد توهین و تهدید و نیز پرونده سازی قرار می گیرند.در خبرهایی که  مشخصا از تبریز،مغان، اورمیه و اهر به دست آورده ایم گفته می شود که فعالین این شهرها از محل کار و یا از خیابان ربوده شده و بعضا برای چند ساعت تحت فشار های جسمی و روحی قرار می گیرند. سپاه، نیروی انتظامی و نیز وزارت اطلاعات عهده دار این ربایشها و شکنجه ها هستند. فعالین حرکت ملی معتقدند که با توجه به فحوای سخنان بازجوها به نظر می رسد که طی ماههای اینده احتمالا ایران در پی تهدیدات امریکا وارد فاز بحران خواهد شد. این امر سبب شده تا ماشین سرکوب جمهوری اسلامی به سراغ تک تک فعالین رفته و حتی شاعران و غزلسریان ملی آذربایجان را نیز  مورد عتاب و خطاب قرار دهد. میللی شورا
  نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 18:8  توسط دالغا  | 

نيروهای امريکا و انگليس درمرز شلمچه مستقر شدند

دوشنبه,۲۶ شهریور ۱۳۸۶

آزاد تبریز-   روزنامه “جمهوری اسلامی” در ستون «جهت اطلاع» روز يکشنبه 25 شهريورماه خود نوشت: تانك‌های انگليسی با يک پيشروی غيرمتعارف، تا پشت خاكريزهای مرزی ايران دست به يك مانور نظامی زده‌اند. ساعت 11 و ده دقيقه جمعه تعداد 12 دستگاه تانك ارتش انگليس در منطقه شلمچه اقدام به حضور و مانور كردند. اين تانك‌ها تا پشت خاكريزهای مرزی ايران در شلمچه و در منطقه روبروی يادمان شهدای گمنام شلمچه پيشروی كردند و پس از يك حضور 20 دقيقه‌ای منطقه را ترك كردند.  براساس همين گزارش، پس از استقرار اين تانك ها تيپ سوم لشگر هفت حضرت ولی عصربه حالت آماده باش كامل درآمدند.  يك مقام مسئول سياسی در خرمشهر در اين‌باره گفت: اين تانك ها برای مانور نظامی و آموزش به مرزبانان عراقی در منطقه حضور پيدا كرده‌اند. از سوی ديگر مقامات انگليس چند روز پيش اعلام كردند كه قصد استقرار 350  نيروی تفنگدار خود در مرزهای جنوبی استان بصره عراق با استان خوزستان را دارند.  حضور اين نيروها درحالی است كه تعدادی از نيروهای نظامی آمريكا نيز همراه با سگ‌های – جستجوگر برای يافتن سلاح و مواد منفجره- خود در نزديكی دروازه مرزی شلمچه استقرار يافته‌اند

  نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 18:6  توسط دالغا  | 

 

بیانیه آذربایجان میلی دیره نیش تشکیلاتی (تشکیلات مقاومت ملی

آذربایجان-AMDT) به مناسبت آغاز سال تحصیلی ۱۳۸۶

 

ملت شریف آذربایجان

فعالین خستگی ناپذیر حرکت ملی

در حالی به اول مهر ماه ۱۳۸۶ نزدیک می شویم، که ملت آذربایجان روزهای تاریخی مبارزه و مقاومت ملی در مقابل شونیسم و فاشیسم ارتجاعی را با افتخار طی می کند. حرکات ملی ده سال گذشته و خیزش های ملی ۱۳۸۵-۶ ملت آذربایجان فریادی دگر باری بود تا به جهانیان اعلام کند، در کشوری که ایران نامیده می شود ملتی تحت ستم ملی از اساسی ترین حقوق ملی خود محروم است.

در جهانی که می رفت ملت آذربایجان در ردیف ملت های فراموش شده قرار گیرد و شونیستم با فراغ بال سیاست آسیملاسیون ملت آذربایجان را به پیش می راند خیزش های ملی دو سال گذشته کلیه معادلات جهانی، منطقه ای و داخلی را بر هم زده و خواب از چشمان سرمست از پیروزی شونیسم را بپراند. بی شک عامل اصلی این پیروزی ها مدیون مقاومت ملی و مبارزه مترقی ملت آذربایجان است که حول محور اساسی زبان مادری دور می زند. مبارزات ملی ملت آذربایجان که با زیر ساخت های تئوریک ملی گرایی (تورکچولوک) حق تعیین سرنوشت ملی و سیاسی (باغیمسیزلیق) مدرنیسم (چاغداشلیق) آغاز و با مشی مبارزات غیر خشونت آمیز و با نا فرمانی مدنی تداوم یافت با بر افراشتن پرچم دفاع ازحقوق انسانی خود مانند تدریس به زبان مادری و حق تعیین سرنوشت ملی و سیاسی نظر جهان را به خود جلب و خانه شیشه ای شونیسم را در هم شکست.


شونیسم به این مسئله آگاه است که برای نابودی بیش از پیش ملت های تحت سیطره خود کودکان و مدارس بهترین گزینه ها هستند، بنابراین با سیاست کثیف شونیستی که می باید از سوی مجامع بین الملی نیز محکوم شود ملت آذربایجان را از آموختن به زبان مادری خود محروم کرده است و کودکان معصوم آذربایجان را که می بایست همانند سایر کودکان جهان به زبان مادری خود آموزش و تحصیل کنند ازاین حقوق الهی و انسانی محروم نموده است. امسال نیز به سان دیگر سنوات گذشته کودکان معصوم ملت آذربایجان مجبور هستند که بالاجبار به زبان تحمیلی تحصیل خود را آغاز کنند.

اول مهر ماه، شروع سال تحصیلی جدید آغاز سراسری مبارزه منفی و نافرمانی مدنی در مبارزه با شونیسم فارس

ملت شریف آذربایجان

فعالین حرکت ملی

با اینکه شونیسم ریشه های ملی ما را با آموزش اجباری زبان تحمیلی فارسی در مدارس و ممنوع کردن آموزش به زبان مادری مورد هدف قرار داده است، ولی ما نیز با شناسایی کامل اهداف و سیاست های شونیسم در آسیملاسیون کردن ملت ما ، مبارزات ملی خود را در خنثی کردن این سیاست ها تحکیم خواهیم بخشید.

همه مردم ما و جهان بر این مسئله آگاهند که حاکمیت کنونی ایران که اندیشه و سیاست های شونیسی در تمام ارکان آن ریشه دوانیده به دلایل مختلف در شرایط بحرانی قرار دارد و زنگی وار بر سرکوب قهر آمیز اعتراضات مختلف داخلی شمشیر را از رو بسته است. آذربایجان نیز به دلیل شرایط خاص خود تحت سرکوب شدید می باشد و خود فروختگان داخلی آذربایجان نیز به مردم و سرزمین خود پشت کرده و در خدمت شونیسم قرار گرفته اند. لذا در این شرایط حساس و حاد، اعتراضات ملی در اول مهر ماه می تواند به شیوه های مختلفی صورت پذیرد.

آذربایجان میلی دیره نیش تشکیلاتی (تشکیلات مقاومت ملی آذربایجان-AMDT) از عموم ملت آذربایجان و هسته های مقاومت ملی می خواهد که با آغاز سال تحصیلی جدید در اول مهرماه با توسل به شیوه های زیر اعتراض خود را به آموزش اجباری زبان فارسی در مدارس آذربایجان و ممنوع کردن زبان مادری در مدارس شهرهای مختلف آذربایجان اعلام نموده و سیاست های شونیستی در نابودی زیر بنا های ملی ملت آذربایجان را خنثی کنند.

۱- تهیه وپخش اعلامیه های خوانا و کوتاه در رابطه با افشا سیاست شونیسم در ممنوعیت زبان مادری در آذربایجان و ضرورت آموزش زبان مادری در سطح شهرها و…. ۲- تدوین و یا پخش سی دی های تنظیم شده سنوات قبل در سطح شهر ۳- پخش اعلامیه و تراکت به زبان ترکی در مدارس مقاطع تحصیلی راهنمایی و دبیرستان و پیش دانشگاهی ۴- آموزش شعر و ترانه های ملی به کودکان مقاطع آمادگی و ابتدایی و ترغیب آنها برای خواندن شعر های ترکی در سر کلاس ها ۵- تهیه کتب وجزوات و سی دی های آموزشی الفبا، شعر، داستان، موسیقی کودکان به زبان ترکی و هدیه آنها به مهد کودک ها و مدارس مقاطع آمادگی ۶- مطرح کردن ضرورت آموزش و پرورش به زبان مادری در مدارس و تشریح علل تاریخی و علمی ممنوعیت تحصیل به زبان مادری در جلسات انجمن های اولیا و مربیان ۷- مطرح کردن سوالات گوناگون در رابطه به علل ممنوعیت آموزش زبان ترکی در مدارس آذربایجان از استادین و معلمین بر سر کلاس های درس از سوی جنبش دانش آموزی ۸- باز کردن مباحث علمی و تاریخی ممنوعیت آموزش زبان ترکی در سر کلاس های از سوی جنبش ملی معلمین آذربایجانی در مدارس ۹- دیوار نویسی مدارس و منازل با اسپری های رنگی با مضامین ملی در محکومیت ممنوعیت آموزش زبان ترکی در مدارس آذربایجان

پیش به سوی آغاز سراسری مبارزه منفی و نافرمانی مدنی با شونیسم فارس در آغاز سال تحصیلی جدید

آذربایجان میلی دیره نیش تشکیلاتی (تشکیلات مقاومت ملی آذربایجان-AMDT)

 

  نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 18:3  توسط دالغا  | 

 

چرائی و چگونگی گرایشهای مسلحانه درحرکت

ملی آذربایجان

جنوبی - گؤنئيلي سئودا

 

آزاد تبریز-  رژیم فاشیستی–آخوندی ایران نیک می داند که این آرامش ظاهری چندروزه حاکم بر ملک و ملت آذربایجان جنوبی آرامش قبل از طوفان جهت کسب و تزریق انرژی در لایه های درونی و بیرونی حرمت ملی است. این آرامش برای فعالین حرکت ملی به عنوان لایه های درونی حرکت فرصتی برای سازمان یافتن اصولی تر و طراحی حرکات استراتژیک و هدفمند و برای توده ملت به عنوان لایه های بیرونی حرکت فرصتی برای افزودن بر اندوخته های ملی و شناخت عمیقتر از اهداف و بحرانهای ملی پیشرو و مرحله ای سرنوشت ساز برای عبور از احساس ملی به سوی شعور سازمان یافته ملی است. بنابراین تئوریسینهای مزدور رژیم حاکم بر ایران با وقوف بر شدت بحران های پیش رو و لزوم تخلیه انرژی سازمان یافته حرکت ملی پیش از انفجار برای کاستن از پیامدها و عوارض بحران ساز آن آرام نخواهند نشست.


رژیم حاکم بر ایران به بیماری می ماند که در روزهای واپسین حیات خویش و به علت کانسر (سرطان) پیشرفته سیاسی-اجتماعی حاکم برآن تحت شیمی درمانی است تا شاید چند صباحی به حیات نفرت انگیز خویش بیشتر ادامه دهد. و همچو غریقی در آستانه غرق شدن در منجلاب خود آفریده٫ به هر دستاویزی چنگ می زند به امید نجات ولی هم خودغرق می شود و هم دستاویز! به عبارتی دیگر٫ این گونه می اندیشد که وقتی من غرق می شوم بگذار همه غرق شوند.

در چنین شرایطی یک واجب استراتژیک است که بدخواهان از میزان توان سازمان یافته حرکت ملی از جمله گرایشهای مسلحانه آگاهی روشنی حاصل نکند تا روسیاهان شب پرست به کابوسهای تلخ خویش و به زندگی در سایه وحشت هر چند چند صباحی کوتاه ادامه دهند.

شوهای تبلیغاتی رژیم فاشیستی ایران در داخل باشعار عدالت و در خارج با شعار صلح و گفتگوی تمدنها! به جرات می توان گفت که تلخترین طنزهای تاریخ بشری است و عجب از مستمعین آن است که به شنیدن مکرر آن گوش فرا می دهند.

این اقدامات هیچ هدفی رادنبال نمی کند جز بازسازی وجهه از دست داده شده و کسب اندک وزن اجتماعی در میان جوامع بشری برای سنگین ترکردن هزینه های تلاش دول موثر جهان برای رویارویي جدی با ایران است. و در واقع تئوریسین های حکومت فاشیستی ایران به شنا کردن در میان اشتباهات و ضعفهای دول موثر بین الملی و به خصوص امریکا و کشورهای اسلامی و… و گرفتن ماهی از آن عادت کرده و در این زمینه موفقیتهای کوتاه مدت نسبی نیز کسب نموده اند.

در چنین شرایطي تغییرجهت دادن حرکت ملی از مبارزات مدنی سیاسی و اجتماعی به سوی مبارزات رادیکال مسلحانه افتادن در دام شوونیستهای فاشیست ایرانی است. البته این تحلیل دلیلی برای نفی تاثیرات کسب و ارتقاء توان مسلحانه در حال و آینده حرکت ملی و یا نگاه خوشبینانه به اوضاع سیاسی–اجتماعی داخل و خارج جغرافیای سیاسی ایران نیست٫ بلکه تلاشی واقع بینانه برای شناخت گذشته٫ حال وآینده حرکت ملی ملک و ملت آذربایجان جنوبی است .

چرائی نیازحرکت ملی ملک و ملت آذربایجان جنوبی به توان مسلحانه

صرف نظر از تاریخچه مبارزات مسلحانه در آذربایجان و تاثیرات شگرف آن در موفقیتهای کوتاه مدت سیاسی و اجتماعی، شناخت دقیق شرایط امروزین اوضاع سیاسی و اجتماعی ملک و ملت آذربایجان جنوبی و نگرانی از تهدیدهای نظامی و بحرانهای امنیتی پیش روی ملک و ملت آذربایجان جنوبی نشان میدهد که فعالیت سیاسی و اجتماعی مبارزان مدنی آذربایجان جنوبی بدون توان مسلحانه پیامبری ناتمام است.

اشغال اراضی آذربایجان از سوی فاشیستهای ارمنی و لزوم آزادسازی آنها و کوچ و سکونت کردهای مهاجر در اراضی تاریخی آذربایجان و وابستگی و حمایت شدید آنها از گروههای تروریستی کرد و لزوم تعیین تکلیف با آنها و همچنین اشغال نظامی ملک و ملت آذربایجان جنوبی از سوی رژیم آخوندی ایران و لزوم دفاع از فعالیت مدنی ملک و ملت آذربایجان جنوبی در برابر جلادان دولت مرکزی و…. از تهدیدهاي نظامی و بحرانهای امنیتی پیش روی ملک و ملت آذربایجان جنوبی “درحالت خوشبینانه!!!” است که برای کسب موفقیت و کسب و تامین منافع و مصالح ملی ملک و ملت آذربایجان جنوبی در کوتاه مدت (زیرا برای کسب موفقیت در برابر این تهدید ها و بحرانها و کسب و تامین منافع و مصالح ملی ملک و ملت آذربایجان جنوبی در دراز مدت ما نیازمند استراتژی هدفمند سیاسی و نه نظامی هستیم) حرکت نیازمند توان مسلحانه است .

بن بست سیاسی-اجتماعی حاکم بر جغرافیای سیاسی ایران و بی اعتنائی قدرتمندان سرمست فاشیستی دولت مرکزی ایران به قوانین موضوعه داخلی و بین الملی و حقوق بشر و شهروندی و در راس آنها حق تعیین سرنوشت سیاسی و اجتماعی ملل ساکن در جغرافیای سیاسی ایران از سوی خویش و نه مرکزنشینان و سرکوب خونین اعتراضات مدنی و…. بخشی از فعالین حرکت ملی را بسوی گرایشهای مسلحانه کشانده است تا با حکومت ایران با زبان خودش صحبت کنند .

این مساله در کنار عدم وجود صداقت در روابط بین الملل و ارتباط دول موثر جهان با اپوزیسیون و فعالین مدنی حقوق ملل مزید برعلت شده است.

چگونگی و ملزومات کسب و ارتقاء توان مسلحانه ازسوی حرکت ملی

نیاز حال و آینده حرکت ملی به توان مسلحانه و گرایش بخشی از نیروهای جوان و فعال حرکت به آن٫ حرکت ملی آذربایجان جنوبی را در آستانه یک دگرگیسی و پوست اندازی تاریخی قرار داده است که با مختصات مبارزات حق طلبانه ملل تحت ستم ساکن در جغرافیای سیاسی ایران در شرایط فعلی داخل و خارج کشور هم خوانی دارد و قابل پیش بینی بوده و به عبارتی اجتناب ناپذیر می باشد.

اما این گام جدید برای عدم انحراف از اصول و اهداف خویش نیازمند داشتن توان ایدئولوژیکی قوی و راستین می باشد و این وظیفه ریش سفیدان حرکت و روشنفکران آذربایجانی است که با درک شرایط٫ مبارزان مسلح را بسوی خود جلب نموده و آنها را راهنمائی و آموزش دهند تا فعالیتهای آنها با اصول کلی حرکت هماهنگ شده و از افتادن به دامان تروریسم و بدخواهان مصون بمانند که همه مسئولند (علی الخصوص من نگران تکرار تجربه تلخ سازمان مجاهدین خلق ایران هستم٫ يعني توان ملی ما در خدمت اهداف شخصی دیگران قرار بگیرد) و این شایسته نیست که برای حفظ پرستیژ سیاسی خویش خود را کنار بکشند و اعلام برائت نمایند و به دست و پازدن در مباحث تئوریک خویش مشغول باشندکه فردا تاریخ همه را به پای میز استنطاق خواهد کشید که هان همه مسئولید.

و آنچه که گروههای مسلح ما باید بدانند این است که فعالیت مسلحانه بدون داشتن بازوی سیاسی قوی ناکارآمد و بحران آفرین خواهد بود . توان مسلحانه حرکت ملی آذربایجان جنوبی نه در خدمت تروریسم و حمله به داشته های بشری است بلکه برای دفاع از هویت ملی خویش است و این تفاوت ما با تروریسم کور است زیرا که ما آخرین ملتی هستیم که در جغرافیای سیاسی ایران دست به اسلحه می بریم .

مابرخلاف گروههای تروریستی و فاشیستی فارس و کرد و ارمنی٫ پیمانکاران سیاست بین الملی نیستیم که برای حفظ خویش و کسب قدرت و فرونشاندن عقده های تاریخی خویش شمشیر بر روی بشریت بکشیم .

اتهام دیگری که فعالین مسلح ما را تهدید می کند اتهام مسلح شدن پان ترکیسم و جاسوسی برای ترکیه و جمهوری آذربایجان شمالی است که هوشیاری همگان را می طلبد تا بهانه به دست بدخواهان ندهیم. البته ذکر این توضیح را در این جا لازم می دانم که من خود یک پان ترکیست هستم٫ البته درمعنای مدرن آن یعنی ائتلاف کشورهای مستقل ترک و تشکیل کنفدراسیون ملل ترک جهان و این کاملا طبیعی است که من به عنوان یک ترک در مواقع لزوم دست یاری به سوی برادران ترک خویش در سراسر دنیا درازکنم و از آنها یاری بجویم و به این افتخار می کنم.

درپایان لازم می دانم که تذکر بدهم که مسلح شدن ما تاکتیک نیست بلکه یک تصمیم استراتژیک می باشد و این ضروری است که فعالین سیاسی ومسلح ما هماهنگ باهم حرکت نمایند
 
  نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 13:25  توسط دالغا  | 

بانزدیکتر شدن به روز اول مهر، روز گشایش مدارس در آذربایجان جنوبی

untitled-۲-copy.jpg
  نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت 21:24  توسط دالغا  | 

بیانیه شورای اتحاد ملی آذربایجان جنوبی به مناسبت بازگشایی مدارس

هدف رژیم آپارتاید تحویل مغزهای سوخته به جامعه است

اول مهرماه روز آغاز فعالیت کوره های فرهنگ سوزی است!

 

 

از سال 1304 هجری شمسی که رژیم کودتایی رضا میرپنج، به کمک بیگانگان قادر به ختم امپراطوری ممالک محروسه قاجار و تاسیس و تحمیل سلطنت نامشروع پهلوی بر مردم ایران گردید تا به امروز، 82 سال می گذرد.

در شرایطی مدارس سراسر ایران در اولین روز مهر ماه پش روی، گشوده خواهد شد که 82 پاییز از حاکمیت سیستم ضد علم و فهم آریایی بر نظام تعلیمی و تربیتی کشور کثیرالمله ایران سپری می شود. اگرچه طی این مدت، تقریبا 4 نسل از مردم ایران، "دهشت آریایی" و "وحشت ولایی" را با صرف هزینه ای به بهای خزینه حیات شخصی و ملی خود تجربه کرده اند اما مع الاسف، هنوز نیز تیغه های شوونیزم فارس، به دلیل سکوت و سکون اشتباه آمیز ما در ازمنه و امکنه ای که محتاج شتاب و عتابمان بوده در دوران است و لاینقطع به سلاخی دانش و بینش ملل و اقوام ایران، بخصوص ملت کبیر آذربایجان سرگرم است.

آذربایجان که جسورانه و صادقانه به همت استاد میرزا حسن رشدیه تبریزی در سال 1261 هجری شمسی موفق به تاسیس نخستین مدرسه ایران به سبک مدرن شد، به قلم توانای میرزا، اولین کتاب درسی ملی خود را به زبان تورکی آذربایجانی و به نام "وطن دیلی" نوشت و در راه تاسیس این مدارس با بذل جان و مال خود به مبارزه متحجرین روزگار رفت و حتی با فائق آمدن بر واپسگرایان مخوف زمان، به تعلیم و تربیت دختران معصوم وطن نیز همت گماشت، اما در نزد ارباب فاشیزم آریایی جز تحقیر فرهنگی، تحریف تاریخی و حتی تقتیل ملی خود اجرتی ندید.

درست از لحظه ایکه پان آریانیستها بر سر کار آمدند و  ایران را ملک طلق خود پنداشتند، علاوه بر اجرای توطئه "زمین سوخته" در غیر فارسستان، به پیاده کردن فتنه "مغز سوخته" در سراسر ایران پرداختند تا تیشه بر ریشه ها زنند و جعل و جهل را جایگزین علم و فهم کنند.

ملت آذربایجان در طول هزاره های حیات ملی خود بالاخص صده اخیر، قلبا، قلما و قدما، کوشیده است تا دیو جهالت و غول سفاهت را مغلوب درایت و جسارت خود کنند، اما دریغا که با فرود کرکس فاشیزم، اشیانه علوم و فنون، ویرانه شد و جولانگاه خزندگان سمی و درندگان زخمی گردید. 

اگر ملت آذربایجان تعلیم و تریبت فرزندان خود را بر اساس شعار"اویرن اوزگه دیلینی ... یاشات آنا دیلینی"(زبان دیگران را بیاموز... اما زبان خود را زندگی ببخش... خلیل رضا اولو تورک) قرار داده بود شوونیزم متوهم فارس، شالوده های انسانی و جهانی تعلیم و تربیت را ویران کرد و آموزش و پرورش بی بنیاد خود را بر فاشیزم و لمپنیزم استوار ساخت و با نصب العین قرار دادن اشعار شعار فاشیستی ذیل، دندانهای هار خود را بر حلق خلق تورک و نیز دیگر خلقهای مظلوم غیر فارس نهاد: "زبان ترک از پس قفا کشیدن است/ صلاح پای این زبان ز مملکت بریدن است/دو اسبه با زبان پارسی از ارس پریدن است.../نسیم صبحدم خیز، بگو به مردم تبریز/که نیست خلوت زرتشت، جای صحبت چنگیز...(ابوالقاسم عارف).

 اجرای مو به موی چنین سیاست مهلکی سبب شد تا در زمان "رضاشاه پهلوی"، تک تک روزنه های ملی آذربایجان و دیگر ملل غیر فارس ایران به زور سرنیزه مسدود شود و زبان، تاریخ، موسیقی، هنر، اقتصاد... و در یک کلام "تمدن تورک- آذربایجان" در معرض تحریف وسیع، تحقیر عمیق و تقتیل گسترده قرار گیرد.

اگرچه تاسیس حکومت ملی آذربایجان به ریاست "شیهد جعفر پیشه وری" و رسمی شدن زبان تورکی در آذربایجان جنوبی از 21 آذر سال 1324شمسی، توانست برای مدتی هر چند کوتاه وقفه ای در اجرای سیاستهای ضد انسانی پهلوی پدید آورد اما متاسفانه به دنبال شکست حکومت ملی و براه افتادن نسل کشی تکان دهنده 21 آذر سال 1325، دهها هزار شهروند تورک آذربایجان با وحشیتی بی سابقه از دم تیغ شوونیزم آریایی گذرانده شدند و صدها هزار کتاب تورکی، در آتش حقد و کینه فاشیستها سوزانده شد. بگونه ایکه"انسان کشان 21 آذر" سال 1325 و "کتابسوزان 26 آذر " همان سال، بعنوان سند ابدی جنایت فاشیستهای آریایی در تاریخ بشر ثبت  ضبط شده و هرگز از خاطره ملت رشید آذربایجان فراموش نخواهد شد.

شهادت همزمان انسانها و کتابهای آذربایجانی، اگرچه در آذر ماه سال1325، برای لحظاتی حرکت عقربه های دقیقه شمار ساعت حیات آذربایجان را زیر لخته خون شهدا و غبار خاکستر کتابها، کند کرد اما هرگز نتوانست مانع از پیشروی و تلالوء تمدن آذربایجان بر بستر زمان و زمین گردد. بی تردید بعد از نسل کشی مخوف 21 آذر، جنوساید فرهنگی مهلکی با دامنه ای روبه گسترش، آذربایجان را در بر گرفت و کوشید تا هویت تورکی- آذربایجانی را تحت شکنجه های سفاکانه، تحدید، تضعیف و در نهایت امحا کند.

این سیاست منفور راهبردی با قدرت تمام از جانب همه نهادهای حکومتی پهلوی دوم و حتی بیگانگان مدافع آنها اعمال می شد. در لابلای صفحات کتب درسی مدارس، دروس دانشگاهی، کتب منتشره و اخبار رسانه های گروهی... خلوارها دروغ انباشته شد تا مقام شامخ تورکان آذربایجانی در اخلاق، تاریخ، ادبیات، موسیقی، هنر و حتی نژاد،  پست و حقیر و ضد بشر جلوه داده شود. تعابیری چون بیابانگرد، صحرانورد، وحشی، نیمه متمدن، خونریز، قاتل، ستیزه جو، ... علیه تورکان در کتابهای درسی استفاده گردیده در جامعه نیز "جوکفارسیهای" بسیار رکیکی علیه کلمه تورک رواج داده شد. هدف، تحقیر غرور ملی فرزندان آذربایجان و به دنبال آن استقرار  استبداد و استثمار مطلوب شوونیزم فارس در  سرزمین آتشها بود.

در این میان فاشیزم فارس، به قتل عام مفاهیم ملی آذربایجان پرداخت. "تورک"، "آذری" شد، "آذربایجان"، "آذرابادگان" گردید، "خزر" تبدیل به "مازنداران" شد، اسامی تورکی به فارسی ترجمه و یا تبدیل گردید، اراضی تاریخی آذربایجان جنوبی در غالب 12 استان قطعه قطعه شد و فرزندان مظلوم تورک، جهت کسب معاش حلال، از جنت آذربایجان سرگردان جهنم کویرها، صحرا ها و بیابانهای فارسستان شدند.

اگرچه در آن سالها جبار باغچه بانها، پروفسور هشترودیها، غلامحسین ساعدیها... صحنه فرهنگ و هنر ایران را با آثار ماندگار خود زینت دادند، اما سهم آذربایجان از همه این خدمتهای ملی چیزی جز قتل صمد بهرنگی، پدر شهید دانش آموزان آذربایجان و نیز ریخته شدن سرب داغ در دستان صاحبان قلم نبود.

انقلاب عظیم مردمی سال 1357 با قیام دانشجویان، دانش اموزان، معلمان و دیگر اصناف تبریزی در 29 بهمن سال 1356 در پایتخت آذربایجان کلید خورد و در کوتاه زمانی سراسر ایران را در  بر گرفت. آذربایجان در قیام ملی 29 بهمن، دهها شهید، صدها مجروح و هزاران اسیر تقدیم راه عدالت و حریت نمود. در نتیجه این قیام، "شاه اللهی" ها شکست خوردند و "حزب اللهی" آمدند. در این میان ملت آذربایجان که برای خرد کردن کمر شوونیزم فارس به پا خاسته بود، منتظر تغییرات بنیادین بود. اما تنها تغییری که به وقوع پیوست جابجایی "شوونیزم تاجدار فارس" با "فاشیزم عمامه دار فارس" بود. اولی سلطنت مشروطه، زبان فارسی و تشیع را به عنوان مبانی حکومت خود می دانست و دومی ولایت مطلقه فقیه و بازهم زبان فارسی و تشیع را اساس حاکمیت خود معرفی کرد.

ساواک "شاه اللهی ها"، فرزندان آذربایجان را تحت نام کمونیست و جاسوس و خائن در زندانهای مخوف خود کشت و  اطلاعات "حزب الهی ها" نیز ابناء وطن را در سیاه چاله های هولناکشان به اتهام پان تورکیسم، تجزیه طلبی، جاسوسی و خیانت به بند کشید و به شهادت رساند و هنوز نیز می رساند.

قتلهای زنجیره ای را به راه انداختند و افرادی سرشناس چون استاد پروفسور محمد تقی زهتابی را در شبستر و در آخرین روز خزان سال 1377، مخفیانه به شهادت رساندند، دهها معلم و صدها دانش آموز هویت طلب آذربایجانی را به خاطر حمایت از فعالیتهای مدنی حرکت ملی آذربایجان به زندان افکندند و تحت شکنجه و تحقیر قرار دادند تا به قول جلادها "چریکهای آذربایجان را چروک کنند"، غافل از اینکه آذربایجان ابهتی است ابدی و غیر قابل تحقیر شدن.

آنها به این جنایتها اکتفا نکردند و انسان خیر و بسیار شهیری چون "غلامرضا مردانی آذری"(تبریزی) را بصورتی مشکوک در 21 آذر سال 1385 گرفتار کین قتلهای زنجیره ای کردند تا مانع از تداوم اعتراضات شخصیت جوانمردی شوند که قریب به 150 میلیارد تومان از ثروت خود را وقف مدرسه سازی در آذربایجان کرده بود و دلی خونین از قتل عام جوانان آذربایجان طی سلسله قیامهای ضد آپارتاید خرداد 85 داشت. از طرفی دیگر،

 

-          چگونه می توان فراموش کرد دستهای کبود" مهران رحیمی" کودک شش ساله قوشاچایلی را که به خاطر تقاضای تحصیل به زبان مادری در اولین روز مهرماه سال 84 از جانب معلم مزدورش تنبیه شد؟!

-           چگونه می توان شقیقه خونین شهید "جلیل عابدی" را در مشکین شهر مشاهده کرد و ساکت ماند؟!

-          چگونه می توان به چشمخانه های در خون نشسته "وحید دوارپناه" در تبریز خیره شد و خون گریه نکرد؟!

-          چگونه می توان به گلوله آریائیون اندرون سینه "توحید آذریون" در سولدوز نگریست و جگر پاره نکرد؟! 

-          چگونه می توان نسبت به زندانی شدن "مصطفی عوض پور" 15 ساله به خاطر نوشتن "جمله من تورک هستم" بی اعتنا ماند؟!

-          چگونه می توان دستهای در زنجیر "ائلمان نوری" را در اورمیه در موعد امتحان دانشگاه، مشاهده کرد و حلقه های زنجیر را به دندان نگرفت؟!

-          چگونه می توان جنازه "شهید پارام" و "شهید صبوحی نژاد" را در استخر شاه گولی تبریز شناور دید و از خشم، طوفان به پا نکرد؟!

-          چگونه می توان از زندانی شدن "حسنای هشت ساله" همراه با مادر هویت طلبش "شهناز غلامی" در تبریز مضطرب نشد؟!

 

همچنین؛

 آنانکه سالها است مطالبات برحق صنف معلم را با چماق پاسخ می دهند و مایلند تا شاهد مرگ تدریجی قشر والامقام و البته فقیر فرهنگی در چنبره فقر باشند، آنانکه در زنجان اعضای هویت طلب خانواده ها را یک جا به اسیری می برند، آنانکه بر منزل دانشجویان به خاطر بیان آزادشان یورش می برند و سبب سکته مغزی و شهادت مادران مظلومه معصومه ای چون بانو "سیاره رشتبری"، مادر دانشجوی هویت طلب "حسین یوسفی" می شوند، جنایتکارانی بیش نیستند.

آنها به قدری از ما متنفر و متوحش هستند که حتی حاضر به اجرای اصل بی بنیه پانزده قانون اساسی جمهوری اسلامی، مبنی بر تدریس زبانهای قومی نیز نیستند.

هرگز فراموشمان نمی شود و حتی حق نداریم فراموش کنیم دهها طوماری را که با امضای هزاران تن از اساتید، معلمان، دانشجویان، دانش آموزان و دیگر اصناف آذربایجان جهت تدریس زبان مادریمان و با تقدیم احترامات فائقه، راهی نهادهای ذی نظر دولتی کردیم و حتی جمله ای جواب در قبال آن همه تقاضای فرهنگی و ملی دریافت ننمودیم و در مقابل شاهد تاکید رژیم (از  صدر تا ذیلش) بر اصل گسترش زبان فارسی در ایران و  خارج از کشور شدیم! 

تاکنون پاسخ رژیم در برابر امضای 3333 نفری قطعنامه ملی نخستین کنگره زبان مادری در تبریز و قیامهای مردمی در سراسر آذربایجان در روز دوم اسفند سالروز جهانی زبان مادری چیزی جز سرکوب نبوده است.

 

چه کسی می تواند به این پرسش پاسخ دهد؛

چگونه اقلیت ناچیز و پراکنده ارمنی با 35 هزار نفر جمعیت، قادر به تحصیل به زبان مادری خود در ایران و  آنهم در همه سطوح هستند اما 35 میلیون تورک مسلمان آذربایجانی، در رژیمی که ادعای اسلامیتش تا به عرش برخاسته حتی از حق بیان مطالبات اولیه فرهنگی خود نیز محرومند و با داغ و درفش تهدید به سکوت می شوند؟!

انهایی که در دانشگاه تبریز برای زبانهای ارمنی و کره ای و سواحلی... دپارتمان های عریض و طویل مهیا کرده اند چرا از ارایه دو واحد ناچیز دانشگاهی به زبان تورکی آذربایجانی سرباز می زنند؟!

 این ستمهای فرهنگی هنگامی عمیقتر می شود که نشریات دانشجویان آذربایجانی تعطیل می شوند،  صفحات تورکی نشریات استانی برچیده می گردد و زبانی مغلوط و مخلوط از فارسی و تورکی (فاذری) در رسانه های فرمایشی رژیم مورد استفاده قرار می گیرد.

گویا تنها سهم آذربایجان از تریبونهای دولتی، تحقیر فرهنگ ملی و تحریف تاریخ آن است.

روزنامه ایران به سفارش وزارت اطلاعات متنی به غایت شرم آور را همراه با کاریکاتوری به شدت نفرت انگیز منتشر میکند، صدا و سیما شب و روز با "لحنفارسیهای" رکیکش به شلیک تیرهای اهانت به ملت آذربایجان  می پردازد  و وزرا و کلای دولت به تشویق هنرمند نمایانی می پردازند که در برابر آنها با اجرایهای بغایت اهانت آمیز، ملت آذربایجان را به سخره می گیرند و در نهایت همچون "ماهی صفت دلقک" به دریافت نشان درجه یک هنر از دست وزیر هنرنشناس ارشاد مفتخر می شوند.  اما اکنون سیاست بسیار خطرناک دیگری نیز در شرف اجرا است.

شیرخوارگاهها و مهد کودکهای رژیم آپارتاید تبدیل به خانه های عقرب شده اند. اولیاء این مراکز در پی دستورات رژیم آپارتاید، موظف به آموزش زبان فارسی به خردسالانی هستند که معصومانه و مظلومانه در برابر تبلیغات تورک ستیز و فارس ستای مربیان خود بلادفاع مانده اند. به این ترتیب فرصت آموزش زبان مادری در دوران قبل از مدرسه نیز در حال از دست رفتن است و اجرای این سیاست به معنای "کشتن هویت ملی اطفال یک ملت در گهواره ها" است.

براساس کنوانسیونهای بین المللی اجرای چنین سیاست فاشیستی ای، مصداق بارز نژاد پرستی و نقض حقوق بشر دانسته شده و در حد جنوساید فر هنگی است و مسئولیتهای سنگینی را برای دولت مجری آن در پی دارد.

در حال حاضر همه دانش آموزان مدارس اعم از فارس و غیر فارس در سیبل مجموعه ای از سیاستهای کریه و توام با نژاد پرستی قرار گرفته اند. با نگاهی به برنامه های درسی 14 میلیون دانش آموزی که قرار است در اولین روز مهر ماه روانه مدارس شوند بخوبی می توان از شدت خطری که همه دانش آموزان را تهدید می کند آگاه شد. بی تردید نخستین هدف وزارتخانه های آموزش و پرورش و آموزش عالی در همه سطوح تحصیلی، آموزش پیوسته و گسترده زبان فارسی، تلقین برتریت این زبان و نقش ادعایی آن در ایجاد وحدت ملی است. با نگاهی به برنامه هفتگی مدارس بخوبی می توان دریافت که زمان اختصاص داده شده به دروس مربوط به زبان فارسی بیش از هر درس دیگری است. ضریب این زبان در کنکور نیز بالاترین حد، یعنی ضریب 4 است.

اما بخش عمومی این خطر فراتر از مرزهای قومی است. هر دانش آموز ایرانی، در مدرسه مستقیما در معرض تلقین حقانیت تداوم حاکمیت نظام آپارتاید قرار دارد و ایدئولوژی ارتجاعی و ضد بشری این رژیم را بعنوان برترین ایدئولوژی ممکن در جهان می آموزد. از طرفی دیگر دانش آموزان فارس زبان یاد می گیرند که زبان، تاریخ و فرهنگ آنها از دیگر زبانهای قومی ایران برتر است و آنها وارث میراث حیرت انگیز و منحصربه فردی هستند که تداوم آن با تحقیر و تضعیف دیگر فرهنگهای موجود در ایران بخصوص تمدن "تورک- آذربایجان" ممکن خواهد شد.

تعلیم چنین دروسی، فکر و ذکر این دانش آموزان را خواسته و یا ناخواسته به سمت فاشیزم مذهبی و یا شونیزم قومی سوق میدهد و خطر رفتارهای نژاد پرستانه این کودکان را در سنین جوانی افزایش می دهد. از سوی دیگر آموزش چنین دروس جهت داری برای بیش از دو سوم دیگر از دانش آموزان ایرانی معنایی جز هول دادن آنها به سمت "انتحار فرهنگی" ندارد.

سردمداران رژیم اپارتاید در تلاشند تا با ارایه تاریخی دروغین و منحرف، دانش آموزان ملل و اقوام مختلف بخصوص محصلین تورک را دچار مرض "آلزایمر هویتی" کنند. هدف حذف همه مبانی غرور آفرین هویتی ملت آذربایجان است تا کودک آذربایجانی تکیه گاه محکمی برای هویت خود نداشته باشد. حتی در کمال تاسف در راستای این سیاست فاشیستی، میراث تاریخی و فرهنگی آذربایجان هدف قرار گرفته و ابنیه باستانی و اشیاء تاریخی آن در معرض تخریب و قاچاق رها شده است. مقصد نهایی پان آریانیستها خرد کردن همه عناصر فرهنگی غیر فارس، جهت اختراع "نئوپان فرهنگی" ای از چسپ نچسب فرهنگ و هویت فارسی است.

بی تردید ملت آذربایجان با احترامی عمیق به مردم فارس زبان می نگرد و در طول تاریخ این احترام ویژه خود را به منصه ظهور رسانده و اکنون نیز می رساند. اما در نهایت تاسف باید گفت که شوونیزم فارس وقعی برای این همه حرمت قایل نیست. به حدی که اکنون در پی رفتارها و گفتارهای نژاد پرستان حاکم فارس، زبان فارسی بعنوان یک "زبان قاتل" در حال تهدید حیات زبانهای دیگر اقوام ایران است. این تهدید که با "دوپینگ" امکانات بی انتهای حکومتی حاصل شده است قبل از همه به ضرر خود زبان فارسی و فارس زبانان تمام خواهد شد و احترام به این زبان را در میان اقوام دیگر به حداقل خواهد رساند.

 

شورای اتحاد ملی آذربایجان جنوبی معتقد است؛

در روز اول مهرماه، اگرچه مدارس گشوده می شوند و فرزندان ملت با شوق و ذوق راهی کلاسهای درس می گردند اما، واقعیت آن است که هر ساله ، روز اول مهر ماه به مثابه حرکت دانش آموزان به سمت "کوره های فرهنگ سوزی" است که هدف غاییی آن تحویل انبوهی از "مغزهای سوخته" به جامعه است.

 

شورای اتحاد ملی آذربایجان جنوبی بر این باور است؛

 یکی از مهمترین مبانی ترقی و انکشاف ملتها تحصیل به زبان مادری است. تاریخ شاهد تجربه تلخ ملتهایی است که به دلیل عدم تحصیل به زبان مادری دچار "مرگ ملی" شده اند. چراکه زبان مادری، شالوده فرهنگ و تمدن یک ملت است. همانگونه که آب ابادانی می آورد، زبان مادری نیز موجب تداوم حیات ملی می گردد.

 

شورای اتحاد ملی آذربایجان جنوبی بر این نظر است؛

" قاموس ما ناموس ما است".

در اول مهر ماه "زنگها و ناقوسهای شوونیسم در "کوره های فرهنگ سوزی" به صدا در خواهند آمد. "هلوکاست فرهنگی" مهلکی حیات ملت آذربایجان و دیگر ملل دربند را تهدید می کند.

هشیار باشیم و به سرنوشت تلخ فرزندانمان بیش از پیش بیندیشیم!

 

 

شورای اتحاد ملی آذربایجان جنوبی

جمعه 23 شهريور 1386

 

بیلدیرینین تورکجه متنینی اوخوماق ایچین تیکلایینیز:

مکتبلرین آچیلیش موناسیبه تی ایله گونئی آذربایجان میللی بیرلیک شوراسی نین بیلدیریسی

  نوشته شده در  جمعه بیست و سوم شهریور 1386ساعت 17:3  توسط دالغا  | 

اخبار زندانيان سياسي در آذربايجان

پنجشنبه,۲۲ شهریور ۱۳۸۶
آزاد تبریز- جواد حسن­پور فعال شناخته شدة حرکت ملي آذربايجان که از چند روز پيش دستگير شده­است در وضعيت خوبي بسر نمي­برد. خانواده جواد حسن­پور نگران وضع جسماني و روحي وي مي­باشند. جواد حسن­پور چهرة شناخته­شده ­اي در شهرستان اهر بود و يکي از افراد بانفوذ شهرستان اهر به حساب مي­آمد که پارسال در جريانات خرداد ماه در اثر فشارهاي وارده جواد حسن­پور را از اهر دور کردند و در همان زمان فشارهاي بسياري بر خانواده ايشان وارد شد، همسر ايشان مريض و فرزند ايشان از دستشان رفت. وضعيت جواد حسن­پور بايستي مورد توجه نيروهاي حقوق بشري قرار گيرد. عبدالله جاوان استاد دانشگاه، معمار، فعال فرهنگي واجتماعي حرکت ملي آذربايجان که نزديک يک ماه پيش توسط نيروهاي امنيتي دستگير شده است هنوز در سلول انفرادي زندان ائوين زنداني است، دو روز پيش جوان با خانواده خويش تماس گرفته بود و زنده بودن خويش را به اطلاع خانواده خويش رسانده بود. احتمال شکنجه عبدالله جوان مي­رود و توجه نيروهاي حقوق بشري را مي­طلبد. سعيد متين­پور نزديک به چهار ماه است که بدون آنکه اجازه ملاقات به خاواده ايشان داده شود در زندان اطلاعات بسر مي­برد. سعيد متين­پور بعد از بازجويي­ها و شکنجه فراوان در زندان ائوين به بازداشتگاه اطلاعات زنجان منتقل شده است، همراه با سعيد متسن­پور جليل غني­لو، بهروز صفري، ليلا حيدري(همسر بهروز صفري) و عليرضا متين­پور نيز در زندان اطلااعات زنجان قرار دارن و تقريباَ هيچ اطلاعي از وضعيت ايشان در دسترس نيست
 
  نوشته شده در  جمعه بیست و سوم شهریور 1386ساعت 11:1  توسط دالغا  | 

بیانیه شماری از دانشجویان استان سیستان و بلوچستان

 
آزاد تبریز- بیانیه دانشجویان دانشگاههای استان در باره ادامه روند بازداشت آقای یعقوب مهرنهاد…
دانشجویان عضو انجمن جوانان صدای عدالت، در اولین روز ماه مبارک رمضان بیانیه ای در رابطه با وضعیت زندانی سیاسی آقای یعقوب مهرنهاد منتشر کرده است.

متن این بیانیه به این شرح است:

ماران دوش ضحاک استبداد ، هنوز در پي بلعيدن انديشه و جان جوانان پاک اين ديارند. حديث مکرر اين عقل سوزي و آزادي ستيزي ، ديري است که هر صبح و شام،درکوچه هاي اين شهر خراب آباد طنين افکنده است. بار ديگر اين خشونت عريان تيغ جفا برکشيده و عزم بر خاموش کردن صدايي نموده است که البته هيچگاه به سکوتنخواهدگراييد.

جوانان و دانشجويان ، اين مبارزان راه آزادي و عدالت ، گرچه سالهاست تحت انواع فشارها و محدوديتها قرار گرفته اند ، اما در ميان همه ضرباتي که بر پيکر جامعه مارواداشته شده ، ۶ اردیبهشت ، البته جايگاه ويژه اي دارد. فاجعه اي که عمق عناد استبداد را با جامعه مدنی عيان نمود و کهن کينه تحجر را از جوانان عدالتخواه بيان کرد. گرچهفشار و تهديد و حذف هيچگاه نتوانسته است ستونهاي پوسيده کاخهاي مستبدين را از فرو ريختن مصون دارد ، اما جايي که تدبير جاي خويش را به اختناق وانهد ،هميشهجوانان و روشنفکرانند که تاوان بي خردي ها را با جان و زندگي خويش مي پردازند.

امروز يکي از ياران دبستاني ما ،یعقوب مهرنهاد ، شاخه همخون جدا مانده ما ، از پس سالها رنج و مرارت با کوله باري از ايستادگي و استقامت ، در شرايط خطيري قرار دارد. اخطار بر خطري که جان و روان او را تهديد مي کند ، اولين وظيفه ما و تلاش در جهت آزادي او دومين گام ما بوده ، هست و خواهد بود.یعقوب مهرنهاد ، اين نماد مظلوميتومقاومت جامعه مدنی با شرايطي توانفرسا دست به گريبان است. شرايطي که سکوت در برابر آن ، زمينه ساز تداوم ۵ ماهه آن گرديده است. جامعه مبارزين صادقي که درراهآزادي و عدالت از زندگي خويش دل بريده اند را هيچگاه از ياد نبرده و نيز نبايد فراموش نمايد. مبارزيني که نه در پي نام و مقام و جاه براي خود ، که در آرزوي آزادي وعدالت ورفاه براي مردم خود برخاسته اند. پاسداشت اينان ، نه تنها تقدير از ايثار آنان که ضامن تحقق آرمان آنان است. بگذار مستبدين بدانند و از آن نيز بر خود بلرزند کهامروزیعقوب مهرنهاد خانواده اي به پهناي همه ايران دارد. دانشجويان آگاه اين مرز و بوم همگي خواهران و برادران اويند و اميد آزادي و حضور او را در سر دارند.

باري سرگذشت یعقوب مهرنهاد آينه تمام نماي سرنوشت مبارزيني است که در اين ديار جور ، به احکامي ظالمانه گرفتار شده اند ، حبس کشيده اند ، زجر ديده اند و ازحقوقانساني خويش به تمامي محروم گرديده اند. مبارزيني که نه تنها خود به چنگال بي عدالتي گرفتار گشته ، بلکه خانواده و نزديکان آنان نيز طعم تلخ تازيانه ظلم را با تماموجودچشيده اند. راستي کدام وجدان انساني است که بتواند اين قصه پر غصه را بشنود و دم بر نياورد. کدام فطرت حق طلبي است که اين تصوير دلخراش را ببيند و فريادنکشد. اعتراض ما نه صرفا به نقض جدي حقوق بشر در مورد یعقوب مهرنهاد و ساير زندانيان سياسي است ، که علاوه بر آن روند بازداشت۵ماهه او را از زندگي سالم بيبهرهساخته و بيش از آن جامعه را از توان و فکر و انديشه او محروم نموده است. به همين دليل نيز خواسته ما نه تنها قطع نقض حقوق او و بهبود شرايط فعلي او که بيش و پيشازآن آزادي بدون قيد و شرط و سريع اوست.

در اين ميان ترديدي نيست که قدرت مطلق العناني که به زور تيغ او را به حبس کشانده و دشنه دشمني را به قصد تن و روان او افراشته است ، جز با نيروي بي پايان مردم ،بهتسليم ، تمکين نخواهد نمود. گرچه انتقاد لازم است اما اين قدرت مادي تنها به سلاح نقد نيست که در مقابل خواست مردم سر فرود مي آورد. آري آزادي حقي است که نهتنهاآگاهي از آن ، که اراده جدي بر تصاحب آن نيز ، براي تحققش لازم است.

داستان یعقوب مهرنهاد مصداق سلب آزادي و نقض عدالت توامان است.پس بر تمام آزاديخواهان و عدالت طلبان ، با هر فکر و عقيده و روشي است که در نهادن مهر خاتمت برآنحکايت تلخ بکوشند و کابوس شوم فقدان یعقوب مهرنهاد را از تعبير باز دارند. در اين ميان دانشجويان البته نقش ويژه اي بر عهده دارند. نقشي که ايفاي آن رشادت وشجاعتيدر خور آرمان بلند آزادي و برابري را مي طلبد. بياييد دست در دست هم ، يکدل و يک صدا ، در کنار ساير گروههاي سياسي و حقوق بشري ، در جهت آزادي یعقوبمهرنهاد ويکايک زندانيان سياسي ، فرياد بر آوريم.

زمان سکوت گذشت. دوران گفتن نيز سپري گشته است. امروز پايمردانه قدم در راه آزادي مهرنهاد نهادن وظيفه ماست. وظيفه اي که شايد کوتاهي در انجام آن ، تکرارفاجعهفقدان مبارزي ديگر را در پي خواهد داشت. پس بکوشيم تا اين دوران سياه به سپيدي گرايد و بمانيم تا اين شام تيره به صبحي روشن بدل گردد.

دانشجویان استان سیستان وبلوچستان

  نوشته شده در  جمعه بیست و سوم شهریور 1386ساعت 11:0  توسط دالغا  | 

رژیم جمهوری اسلامی در ترکمن صحرا، توزیع کتاب

برای نابودی فرهنگ ترکمن را آغاز کرده است

پنجشنبه,۲۲ شهریور ۱۳۸۶

آزاد تبریز-  جمهوری اسلامی از یک سو مخالف نشر هرگونه کتاب مرتبط با فرهنگ، هنر و عقاید مردم ترکمن صحراست و از سوی دیگر با تهاجم فرهنگی آشکار، کمر به نابودی فرهنگ، زبان و عقیده مردم ترکمن بسته است. ممنوعیت نشر کتابهای تاریخی مستقل مرتبط با تاریخ ترکمنها و ترکها، ممنوعیت نشر کتابهای مذهبی، محدودیت برای انتشار تنها هفته نامه ترکمنها و تهدید وبلاگ نویسان، نویسندگان و فعالان ترکمن از جمله  اقدامات رژیم جمهوری اسلامی برای محو فرهنگ ملت ترکمن صحرا است.

 جمهوری اسلامی در یک حرکت ضد ملت ترکمن، توزیع کتابهای تبلیغاتی خود را در مدارس و مراکز فرهنگی ترکمن صحرا و حتی حوزه های علمیه اهل سنت آغاز کرده است.مضمون غالب کتابها را فرهنگ و تاریخ آریائیها، تاریخ پادشاهان آریائی، اعتقادات رهبران جمهوری اسلامی و بیان اندیشه های ضد اهل سنت روحانوین تندروی شیعه تشکیل می دهد.
جمهوری اسلامی از یک سو دست ملت ترکمن را برای دفاع از خود بسته است و از سوی دیگر برای محو و نابودی ملت ترکمن به تمام اهرمهای غیر انسانی و خلاف معیارهای بین المللی دست می زند.
این حرکت ضد ملی در حالی انجام می شود که رئیس جمهور رژیم جمهوری اسلامی اعتقاد دارد جمهوری اسلامی بالاترین سطح آزادی را در بین کشورهای جهان داراست!
ملت ترکمن صحرا در طول تاریخ، ثابت کرده اند که هیچگاه در برابر ظلم سر خم نکرده اند. آنها ثابت کرده اند که هیچ دولتی به زور نمی تواند فرهنگ و تاریخ درخشان چند هزارساله شان را نابود کند و در زمان مناسب، جوابی دندان شکن به حکومتهای مهاجم داده اند. آنها وارث مشت سلجوقی هستند. همان مشت گره کرده ای که باعث اهتزاز پرچمشان از شرق آسیا تا مرکز اروپا شد.
یک ملت، با این پیشینه هیچگاه از پا نخواهد نشست و هیچ حکومتی نمی تواند ملت ترکمن صحرا را نابود کند و تا وقتی که خون آخرین ترکمن در ترکمن صحرا بر زمین جاری نشود، این ملت اسیر فاشیستهای نژادپرست جمهوری اسلامی نخواهد شد.

                 سازمان آزادیبخش ترکمن صحرا – تورکمن صحرا آزادلیق قوراماسی

                                             TURKMENSAHRA AZADLYK GURAMASY

                                  TURKMENSAHRA LIBERATION ORGANIZATION

  نوشته شده در  جمعه بیست و سوم شهریور 1386ساعت 10:58  توسط دالغا  | 

 

ویکی‌پدیای انگلیس - محمد علی چهرگانی

 

محمد علی چهرگانی (در زبان ترکی آذری، چهرقانلی) رهبر نژاد‌پرست و جدایی‌طلب حزب “جنبش بیداری ملی آذربایجان جنوبی” است که در شبستر زاده شده است.

وی در سال ۱۹۹۹ توسط نیروهای انتظامی ایران در موقع ثبت نام انتخابات مجلس شورای اسلامی دستگیر شد و سپس در دادگاه انقلاب به جرم فعالیت سیاسی به شش ماه حبس محکوم شد[نیاز به ذکر منبع]. عفو بین‌الملل در بیانیه‌ای نسبت به وضعیت وی ابراز نگرانی کرد و در بیانیه خود اعلام کرده بود که ادعا شده است وی در سال ۱۹۹۶ دچار سکته مغزی شده است و دید چشم سمت راست را خود را از دست داده است و نیمه فلج است. [1] (به عکس‌های وی در هنگام خروج از ایران نگاه کنید‌:[نیاز به ذکر منبع][2])

هدف جدایی از ایران

وی بارها توضیح داده است که هدفی جز تجزیه ایران ندارد (به سخنانش در سفر به واشتنگتن برای گفتگو با مقامات آمریکایی توجه کنید :[نیاز به ذکر منبع] [3]) و به صراحت نیز عنوان کرده است که از تقاضای “فدرالیسم” تنها به عنوان “بهانه‌ایی” برای جدایی طلبی استفاده می‌کند. (به بخش‌هایی از مصاحبه وی با تلویزیون گون‌آذ در وب‌نوشت یولداش توجه کنید:([4])


نژادپرستی

وی جز ۶۴ نفری بود که در ۱۵ خرداد ۱۳۷۷ طی نامه‌ای به محمد خاتمی نسبت به “زاد و ولد” و “مهاجرت” بی‌رویه کرد‌ها در آذربایجان غربی اظهار نگرانی کرده بودند و طی آن نامه خواستار تمهیداتی برای جلوگیری از آن شده بود.(بخشی از نامه: “…در این گوشه از خاک عزیز کشورمان نحوست و شومی چندین دهه قبل پدرانشان را تکرار نمایند, که زادوولدهای بی حد و حصر و مهاجرت های بی رویه و نیز ادعاهای کذب و بی پایه و اساس یکی از نمایندگان مجلس و چند نویسنده دیگر که دولت باید برای آن تدابیری را اتخاذ نمایند شاهد این ادعای ماست…”) [5][6]

او طی اظهار نظری در سایت شخصی‌اش گفته‌است “در حال حاضر ۵۰۰ هزار کرد در آذربایجان غربی زندگی می‌کنند اگر رفتار عادی داشته باشند،‌ هیج مشکلی نیست وگرنه همانطور که آمده‌اند باید بروند”[نیاز به ذکر منبع] [7]

به شدت کشتار ارامنه توسط ترک‌های عثمانی را انکار می‌کند و در سایت وی مطالب وپیوند‌های نژادپرستانه بسیار زیادی در مورد ارامنه وجود دارد. [8] [9][10]
وی در مصاحبه‌ای با سی‌ان‌ان ترکی بارها از لفظ “سگ‌های فارس” استفاده کرده بود [11].

 

  نوشته شده در  جمعه بیست و سوم شهریور 1386ساعت 10:56  توسط دالغا  | 

 

بی خبری از وضعیت ۵ مبارز غیور زنجانی دربند در سیاهچال اوین

چهارشنبه,۲۱ شهریور ۱۳۸۶
آزاد تبریز-  سعيد متين­پور نزديک به چهار ماه است که بدون آنکه اجازه ملاقات به خاواده ايشان داده شود در زندان اطلاعات بسر مي­برد. سعيد متين­پور بعد از بازجويي­ها و شکنجه فراوان در زندان اوين به بازداشتگاه اطلاعات زنجان منتقل شده است، همراه با سعيد متین پور، جليل غني­لو، بهروز صفري، ليلا حيدري(همسر بهروز صفري) و عليرضا متين پور (برادر سعید متین پور )نيز در زندان اطلاعات زنجان زندانی هستند و تقريباَ هيچ اطلاعي از وضعيت این مبارزان غیور و جسور حرکت ملی آذربایجان در دست نيست. میللی شورا
 

اوضاع جسمانی جواد حسن پور نگران کننده است

چهارشنبه,۲۱ شهریور ۱۳۸۶
آزاد تبریز-  جواد حسن­پور فعال شناخته شدة حرکت ملي آذربايجان که از چند روز پيش دستگير شده­است در وضعيت خوبي بسر نمي­برد. خانواده جواد حسن­پور نگران وضع جسماني و روحي وي مي­باشند. جواد حسن­پور چهرة شناخته­شده­اي در شهرستان اهر بود و يکي از افراد بانفوذ شهرستان اهر به حساب مي­آمد که پارسال در جريانات خرداد ماه در اثر فشارهاي وارده وی را از اهر دور کردند و در همان زمان فشارهاي بسياري بر خانواده ايشان وارد شد، همسر ايشان مريض و فرزند ايشان از دستشان رفت. وضعيت جواد حسن­پور بايستي مورد توجه نيروهاي حقوق بشري قرار گيرد. میللی
 

پیام ائلمان و ائلیاز از زندان

چهارشنبه,۲۱ شهریور ۱۳۸۶
آزاد تبریز-  براساس اخباری که از زندان اورمیه دریافت کرده ایم ائلمان نوری و ائلیاز یکانلی پس از گذراندن  شکنجه های جسمی و روحی طاقت فرسا، در زندان اورمیه هم سلول شده اند. در پیامی که این دو مبارز سرشناس آذربایجان به خارج از زندان منتقل کرده اند آمده است: پیام ائلمان: به خاطر آذربایجان هر سختی را تحمل خواهیم کرد، پیام ائلیاز: روز پیروزی ملت آذربایجان بسیار نزدیک است. میللی شورا
 

دستور اداره اطلاعات به عدم تقدیر از استاد حسن آذربایجان در برنامه کنسرت

چهارشنبه,۲۱ شهریور ۱۳۸۶
آزاد تبریز-   اخیرا کنسترتی با هنرنمایی هنرمند والا مقام، احمد ستاری در مجتمع فرهنگی هنری تبریز برگزار شد که با استقبال گسترده اهالی شهر روبرو گردید. گفته می شود مامورین اطلاعات با آگاهی از احتمال تقدیر استاد حسن آذربایجان در اختتامیه کنسرت، دست اندرکاران برگزاری این کنفرانس را تحت فشار شدید قرار دادند تا نخست مانع از حضور این استاد و مبارز سرشناس آذربایجانی در کنسرت شوند. این درخواست با مخالفت جدی آقای ستاری که خود را شاگرد استادان گرانقدری چون عالیم قاسیم اوف و حسن دمیرچی میداند مورد مخالفت قرار گرفت. اما سرانجام مامورین با تهدید شدید مجری مانع از دعوت استاد حسن آذربایجان به سن و دریافت لوح یادبود شدند. این برنامه با اجراهایی در زمینه مقامات و تصنیفها و در دستگاههای مختلف همراه بود.

رنگ پاشی به تابلوی ساختمان در حال احداث فرهنگستان زبان

فارسی در تبریز

چهارشنبه,۲۱ شهریور ۱۳۸۶
آزاد تبریز-   تابلوی ساختمان در حال احداث فرهنگستان زبان فارسی در تبریز واقع در خیابان ارتش جنوبی،4 راه باغشمال، بارها از طرف مردم هدف رنگ پاشی قرار گرفته است. این امر نشان دهنده آن است که مردم تبریز مایل به افتتاح چنین نهادی در تبریز نیستند.
 
 
  نوشته شده در  جمعه بیست و سوم شهریور 1386ساعت 10:55  توسط دالغا  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM