تبليغاتX
حرکت ملی آذربایجان-سربازان گمنام بابک
 
وبلاگ اطلاع رسانی سربازان گمنام بابک(شاخه تبریز و حومه)
 

جوابیه نویسنده نامه «بررسی موضع گیری های گروههای سیاسی فارس»

 حکایت کفایت «یاغ اولماقی» برای «اوزگه چراغی » کم کم می رود تا دامنه پیدا کند . ماه ها پیش که به پیشنهاد دوستی شروع به نوشتن « کلک بازی » « قماربازان » سیاست ایران نمودم ، هرگز باور نداشتم که روزی دیگر وسیله ی « های – هارای » شوم .
بار اول که بیانیه ی دوستانمان را در AMDT دیدم و از این که دوستان از انتشار این ویژه نامه بدون کسب اجازه در قامت جدیدش ناراحت گردیده اند متعجب شدم. چرا که نمی توانستم اجازه گرفتن برای مطلب خود را از محضر دیگران متصور شوم. کمی که با خود کلنجار رفتم، با خود گفتم : دوستان که خود افراد مجربی هستند و حتی سن مبارزاتشان به اندازه ی تمام دوران زندگی ماست، مصلحتی را برای این امر مترتب دیده اند. البته در بخشی از این بیانیه کم دقتی دوستان دیگرمان در AZOH نیز مبنی بر انتساب چاپ این ویژه نامه به خود را متوجه شدم که می توان گفت کار AZOH یها امری ناثواب بود که متا سفانه دوستان AZOH به رغم اینکه خود مطلع بودند که اعضای شورای سر دبیری این ویژه نامه و این نشریه هیچ گونه ارتباطی با آنها ندارند در بیانیه دوم خود با تشریح چارت سازمانی خود تاکید بر انتشار این نشریه ومابقی آن توسط واحد نشر و انتشارات AZOH داشتند !
به هر حال داشتیم از همه آن چه که بود می گذشتیم که احساس کردیم ظاهرا این ماجرا می خواهد ختم به خیر نشود، دست به قلم شدیم تاشاید سوره ی ختم این ماجرا شویم . چرا که از ابتدا هدف این انتشار اتحاد بود ، نه انفکاک . بر همین اساس لازم دیدیم که مواردی چند را به استحضار هر دو طرف از دوستانمان برسانیم :

پس از قیام تاریخی ملت آذربایجان به پیشنهاد یکی از دوستان، نوشتن بخشی از ویژه نامه ای به همین مناسبت رابر عهده گرفتم.
ویژه نامه ای که در حداقل سه بخش که شامل : 1-بررسی تاریخی حرکت ملی آذر بایجان ازابتدا تا خرداد 85 ، 2- بررسی جامعه شناختی حرکت در ادوار مختلف با تاکید بر فیام ملی خرداد ، 3- بررسی مواضع جریانات و گرو ههای سیاسی فارس، می شد.
بخش دوم بر عهده من و دو بخش دیگر بر عهده دو دوست دیگر گذارده شد. به دلیل اینکه تمام بیانیه های صادره از سوی گرو ههای سیاسی فارس در دسترس نبود ، لذا دسترسی به آنها ، بررسی و نگارش مطلب بیش از یک ماه و نیم طول کشید ، پس از اتمام نگارش و تدوین مطلب از سوی نگارنده و دوستان ، نوبت به تایپ این مطلب رسید دوستان دیگری با هزاران زحمت مسئول این کار شدند که این نیز خود شاید مدتی به اندازه تدوین کل مطلب به طول انجامید در این زمان بود که دوستان تصمیم گرفتند که هر یک از این بخش ها در مجموعه ای مجزا منتشر گردند که شماره اول این ویژه نامه اختصاص به مطلب اخیر یعنی بررسی مواضع گروههای سیاسی فارس یافت . در مجموع پس از بیش از 5 ماه از کار نوشتن گذشت . تا این زمان اسم پیشنهادی این جانب برای این مقاله « دوز یئیب دوز قابین سیندرانلار وار » بود. در مرحله ویرایش ، برای اولین بار عنوان « قانلی دیره نیش » را مشاهده کردم که از سوی دوستان برای کل ویژه نامه انتخاب شده بود .
متاسفانه پس از کار تدوین، تایپ، ویرایش … به دلایل متعددی که شاید گفتن آنها در این مقوله مناسب نباشد عملا فاصله ای یکی دو ماهه بین اتمام کار و چاپ و انتشار آن صورت گرفت. بالا خره پس از مدت ها کار صفحه بندی و چاپ آن نیز تمام شد ، دوستان دست اندر کار با حذف و اضافه بخشی از مقاله ی مذکور از جمله حذف شعر پایانی از بولود قارا چورلو ، مجموعه قانلی دیره نیش را با مقاله «دوز یئیب ، دوز قابین سیندرانلار وار» منتشر کردند . این ویژه نامه بین فعالین و دانشگاهها پخش گردید که ظاهرا چند نسخه از آن نیز به AMDT ارسال گردیده است که دوستانAMDT نیز بنا به گفته خود در بیانیه اول خود، آن را تکثیر و پخش نمودند.
ولی از آن جایی که این ویژه نامه اولا با تیراژ نه چندان وسیع و ثانیا با کیفیتی پایین انتشار یافته بود ، به اتفاق دوستان جدیدی تصمیم گرفته شد که این مجموعه با کیفیتی بهتر و با تیراژی بیشتر منتشر گردد .
این بار نیز دوستان تصمیم گرفته بودند که با حذف و اضافه بخش هایی دیگر و با نامی جدید آنرا منتشر کنند.
البته گفتنی ا ستکه همه ی این اقدامات بدون آگاهی دوستان چاپ اول صورت نمی گرفت ، لذا با همکاری دوستان و اعضای شورای سر دبیری نشریه آزاد سس قزوین اقدام به انتشار این مجموعه گردید .
لذا بر همین اساس :

1- تا آنجایی که نگارنده ی ویژه نامه «بررسی موضع گیری های گروههای سیاسی فارس» ،مطلع است تهیه کنندگان این مجموعه از اول تا به امروز در تمام مراحل اعم از شکل گیری ایده ی انتشار چنین ویژه نامه ، پیشنهاد تدوین آن به نگارنده ، تدوین ونگارش ، تایپ ، ویرایش ، صفحه بندی ، چاپ و حتی پخش اولیه و نیز حذف و اضافه و انتخاب نام در هر دو چاپ اول و دوم با هیچ گروه و یا تشکیلات سیاسی ، اجتماعی یا فرهنگی و یا واحد های انتشارات (و یا یاییم قوروپو) و … آنها ارتباط نداشته است: لذا بر همین اساس نه چاپ اول و نه چاپ دوم آن ، هیچ کدام از سوی هیچ گروه سیاسی یا دانشجویی نشر نگردیده است اگر انتشار چنین مجموعه ای از قبل مورد نظر دوستان دیگر بوده ، هرگز با این جانب گفتگویی نشده است .

در این جا لازم می دانیم که در صورت ایجاد چنین شائبه ای ، این امر را به شدت رد و تکذیب نماییم .ضمن احترام به افکار و اندیشه های نویسنده « آسیب شناسی جنبش دانشجویی » نویسنده و دست اندرکاران «بررسی موضع گیری های گروههای سیاسی فارس» هیچ گونه ارتباط مستقیم و یا غیر مستقیم فکری و سیاسی و …… با عزیزان جزوه دوم ندارد .
2- همانگونه که پیش از این نیز رفت نام ویژه نامه تنها و تنها « قانلی دیره نیش » بود و نه « میللی دیره نیش ، قانلی دیره نیش » . دلیل انتخاب نام « قانلی دیره نیش » هم ، تصمیم به انتشار مجموعه ای از سه مقاله ی مورد اشاره در پیش از این ، در دو یا سه شماره بود ، ضمن این که اسم مقاله همچنان « دوز یئیب ، دوزقابین سیندیرانلار وار »بود . 3- متاسفانه از سوی گروه دانشجویی AZOH ، حداقل دو بار عنوان این کتاب در کنار کتابچه ی آسیب شناسی جنبش دانشجویی ، و به عنوان دومین کتاب جنبش دانشجویی آورده شده است که در نگاه اول ، تداعی گر ارتباط و یا نزدیکی فکر حاکم بر این دو و یا نویسندگان آنهاست. 4- در بخشی از بیانیه تشکیلات مقاومت ملی آذربایجان آمده است که این گروه «به صدق و ایمان ملی ، جایگاه علمی و مبارزاتی ، دست اندر کاران تجدید چاپ ، جروه تحلیلی ، این تشکیلات کاملا یقین داشته و انتشار جزوات آموزشی و تحلیلی را به مصلحت و منفعت جنبش ملی آذربایجان میداند ، ولی تجدید چاپ هر مطلبی با هر عنوانی ، قاعده های خاص خود را می طلبد ، تجدید چاپ جزوه ی تحلیلی و … و منتسب کردن آن به گروه و یا طیف دیگر می تواند بدعتی نا پسند مغایر با رو حیه ی دموکراتیک حرکت ملی آذربایجان به حساب آید .

ضمن تشکر از حسن نیت و لطف دوستان AMDT ، در ارتباط با آن چه که تعلق این جزوه به تشکیلات مذکور عنوان گردیده ، توضیحات لازم ارائه گردید . اما در ارتباط با ادامه مطلب باید گفت که نگارنده و تمامی دست اندر کاران چاپ اول و دوم نیز همچون سازمان مذکور ، انتشار و پخش این گونه جزوات را به نفع کل جنبش دانسته و از این امر از سوی هر جریان مدافع منافع ملی آذربایجان مدافعه می نماید و از همین روست که نگارنده ضمن ارتباط با دست اندر کاران چاپ اول و دوم این مجموعه ، امکان دخل و تصرف و ویرایش آن را با حفظ روح کلی حاکم بر آن بدانها ( البته تنها به این عزیزان و نه دیگران ) داده بود ، چرا که به باور این قلم به دست ، اصل بر آگاهی و بیداری ملت فهیم آذربایجان از توطئه های شوونیسم پارس است و مصلحت و منفعت ملی آذربایجان بر هر امر دیگری حتی شخص من و مطلب نا چیز من ارجحیت دارد . نویسنده و دیگر دوستان یاری دهنده در چاپ و نشر هر دو چاپ این مجموعه بخوبی به اخلاق حرفه ای و اصول و قواعد مدنی آشنایی کامل دارند اما از آنجایی که فرزندان خلف نوکر سفارت انگلیس ، با تاراج فرهنگ و سیاست آذربایجان فرصت لحظه ای تامل در غفلت از این هجمه ی وحشیا نه را نیز از ما ربوده اند ، دیگر اساسا فرصت و حتی نیازی به اجازه دوستان مورد اعتماد از باب ویرایش مطلب ، از این نا چیز آذربایجان وجود ندارد . بلکه در این مجال فرصت مناسبی است که نهایت تقدیر و تشکر خود را از این دوستان دریغ ندارم، چرا که با درک مصالح آذربایجان ، با حذف و یا اضافه بخشی از مطلب ، سعی در بیشترین تاثیر گذاری در جهت اهداف حرکت داشته اند .

و البته ما نیز همچون دوستان AMDT، منتسب کردن هر اقدام فرهنگی ، اجتماعی ، سیاسی و … به گروه یا طیفی غیر از عوامل تهیه آن را امری ناپسند و مغایر با اصول دموکراسی میدانیم . رعایت حقوق مدنی دیگران از اصول بنیادین جوامع دموکراتیک است و تنها از این راه است که افراد ، جریانات و تشکیلات امکان همزیستی و اعتمادسازی متقابل در یک فر آیند دموکراتیک را خواهند داشت .

به امید آذربایجانی مدرن ، دموکرات و آزاد
سولماز ساوه لی
5- طرح این گونه مسائل نه تنها به نفع حرکت ملی آذربایجان نبوده و نا خواسته آب در آسیاب دشمن ریختن است بنابر این : 6-در پایان ضمن تقدیر و تشکر از زحمات دوستان AMDT و AZOH ، که زحمت توزیع این مجموعه و پوستر حمایت از دلاورمردان و شیرزنان آذربایجانی را بر عهده گرفتند ، همچنین مسئول بخش هنری که درمدت طراحی وچاپ این جزوه زحمات زیادی را متقبل شدند و نیز واحد تحقیقات و نشر تشکیلات مقاومت ملی آذربایجان که اقدام به تکثیر و پخش این تحقیق نمودند ; مطلب حاضر را نه تنها آخرین مطلب خود می دانیم ، بلکه امیدواریم که دوستان نیز با توضیحات تکمیلی اینجانب نیازی به ادامه بحث احساس نکرده و با پایان دادن به این مناظره مکتوب امید دشمنان را به یاس بدل نمایند.

 

  نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم مهر 1386ساعت 17:19  توسط دالغا  | 

حرکت ملی آذربایجان و مثلث نفاق

 

حمیده اسکوئی

سالهاست که حرکت ملی آذربایجان از وجود یک اپیدمی و بعبارتی مثلث نفاق سخت رنج می برد. وجود و حضور این مثلث نفاق بر فعالان حرکت ملی آذربایجان کاملا واضح و آشکار است. مثلثی که متاسفانه با هرز دادن نیروی حرکت ملی آذربایجان مانع شکل گیری هر گونه محیطی دوستانه و جدی بین فعالان ملی می گردد. این مثلث با تمسک به غیراخلاقی ترین روش ها و با پاشیدن تخم نفاق انرژی حرکت ملی را در داخل خود حرکت صرف اصطکاکهای بین گروهی نموده و از بین می برد. اگرچه این مثلث به لحاظ کیفی و کمی فوق العاده ضعیف می باشد ولی با تمسک جوئی به غیراخلاقی ترین روش ها توانسته است همچنان خود را تنها حاکم فضای نفاق در حرکت ملی آذربایجان نگهدارد. ایجاد سمبل ها و رهبران پهلوان پنبه و تحمیل آن بر حرکت ملی سیاست دیروز آنها و مصادره شعارها، سمبل ها و فعالیت های تحقیقاتی و علمی سایر گروهها سیاست روز آنهاست.

فعالیت این مثلث نفاق باعث شده که حتی نیروهای مومن و فعال در داخل حرکت ملی آذربایجان نگرشی منفی و محتاطانه به یکدیگر داشته و از یکدیگر دوری گزینند. حتی بسیاری از فعالان با دیدن چنین فضای مسموم با دوری گزیدن از فعالیت جمعی به فعالیت های انفرادی روی بیاورند. حرکتی که می بایست تابحال کادرهای تخصصی خود را تشکیل میداد، همچنان انرژی خود را صرف محافظت خود از شانتاژهای مثلث نفاق می کند. واقعا تئوریسین های این مثلث نفاق در پشت پرده چه کسانی هستند و چه سودی از آن می برند برای نویسنده این سطور مبهم است؟ مثلثی که یک راس آن در آمریکا، راس دومش در سوئد و راس سومش در دانشگاه تبریز لانه کرده، واقعا بدنبال چیست؟ این مثلث آب به آسیاب چه کسانی می ریزد؟ این مثلث چرا نمی خواهد فعالان حرکت ملی دست در دست هم پروژه به تاخیر افتاده حرکت ملی آذربایجان را به سرمنزل مقصود برساند؟ این مثلث در پی یافتن به چه اهدافی است؟

در حالیکه نگاه دنیا معطوف به ایران و حرکت ملی آذربایجان است و درحالیکه دهها فعال در زندان و بیرون از زندان مشغول افشاگری رژیم نژاد پرست جمهوری اسلامی می باشند، این آقایان هر از چند گاهی با مطرح کردن موضوع بیخودی و یا مصادره فعالیت جمعی دیگر فضای حرکت ملی آذربایجان را گل آلود نموده و با اتخاذ موضعی حق به جانب و مظلومانه زمینه مطرح شدن خود را فراهم می کنند. عملکرد این مثلث بصورت غیر مستقیم باعث تقویت اختلاف بین سایر گروههای فعال نیز می شود. چرا که نحوه برخورد با این مثلث خود به عامل بحث و حتی اختلاف و دودستگی بین فعالین صادق حرکت ملی آذربایجان می شود. اگرچه این مثلث پی درپی با ریزش نیرو مواجه است و در درون خود به فراکسیونهای متعددی تجزیه می شود، اما باز ناجوانمردانه مانع هرگونه اجماع عمومی در داخل حرکت ملی می شود. تاکنون فعالان بسیاری با خواهشها و نصیحت های پشت پرده از آنها خواسته اند که به این سیاست خود خاتمه دهند، اما متاسفانه تاکنون به نتیجه ای نرسیده اند. بطوریکه حتی منتقدین این مثلث با غیراخلاقی ترین رفتارها و حتی فحش ها ی خانوادگی مواجه گردیده اند. نمونه آن افشاگریهای خانم(م.ز) بود که متاسفانه نحوه برخورد با وی نیز برهمگان روشن است. این نوشته سعی ندارد نسبت به نصیحت مجدد آنها اقدام کند، چرا که ” آزموده را آزمودن خطاست”. اما حداقل از سایت های خبری این انتظار و خواهش را دارد که با بایکوت نمودن جدی این مجموعه اجازه آسیب بیش از این به حرکت ملی آذربایجان را ندهند. بگذار آنها در سایتهای خود برای طرفدارانشان موعظه کنند. رسالت تاریخی فعالین حرکت ملی آذربایجان مدیریت عوارض فعالیت این مثلث و سالم نگهداشتن بدنه فعال و معتقدین به اصول اخلاقی و شرایط سالم بازی و رقابت سیاسی است.

  نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم مهر 1386ساعت 17:18  توسط دالغا  | 

بوش به پلوسی آرمنو فیل هشدار داد

 
  ان تی وی: استانبول: جورج بوش رییس جمهور آمریکا در تماس تلفنی با نانسی پلوسی رییس آرمنو فیل مجلس نمایندگان آمریکا نسبت به ارسال طرح ادعایی ارامنه علیه تورکیه به مجلس نمایندگان، هشدار داد. بوش در این گفتگو با تاکید بر اهمیت استراتژیک اتحاد آمریکا و تورکیه در خاورمیانه از پلوسی درخواست کرد که  به این ماجرا( و در اصل شوی مضحک) خاتمه دهد.
  نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم مهر 1386ساعت 17:17  توسط دالغا  | 

مرورى كوتاه بر ناسيوناليسم كور

 
 (پان تركيسم و پان ايرانيسم) (١) - على اکبر حقّ پژوه

 هم آوايى با ناسيوناليسم كور، نقشى پارازيتى در روند مبارزاتى خلق ايران براى رسيدن به دموكراسى دارد و موجب بازماندن از همراهی با مبارزه ى طبقاتى جنبش كارگرى مِی شود كه با ايجاد خلل در روند آگاهى و كشانده شدن خلق به مبارزات بنيادين، در تحكيم قدرت نيروهاى حاكميت نقش وافر خواهد داشت   تحفه هايى شوم و از پيش آماده، يكى بعد از ديگرى از سوى امپرياليست ها براى خلقهاى تحت ستم جهان در سبد هايى از سرب و به رنگى از خون منجمد كه در درونش چيزى جز باروت ونفرت يافت نمى شود، ارسال مى شوند. بوى گند كهنگى اش مشامى ظريف و آگاه را مى طلبد تا از آنچه كه در آن مستتر است، آگاهى ات دهد. يكى از اين تحف شوم ناسيوناليسم كور است كه در راستاى رشد پديده ى جهانى شدن در شكل نوين خود، سرمايه دارى جهانى ما را به دريافت ان تطميع مى كند. اين سوغاتى هاى شوم آنچه كه به پاس دارندگانش كه حاملانش نيز باشند، داده وخواهد داد چيزى جز شرم و سرافكندگى تاريخى نبوده و نخواهد بود و به آنانى كه در حسرت دست يافتن به اين سبدهاى سربى هستند، نفرت و خون تلخ تازه هم نوعان اش را هبه خواهد نمود.)ناسيوناليسم كور به شدت مورد حمايت سرمايه دارى جهانى به ويژه امپرياليسم امريكا و ايادى آن است.حمايت هاى امريكا وانگليس از فعاليتهاى پان تركيستى و پان عربيستى نمونه هايى بارزهستند كه نمونه ى از آن اخيراّ در ميهنمان ايران مشاهده و به مرگ چندين انسان بى گناه انجاميد.دور نماى اين سياست مزورانه و ضد انسانى جهان سرمايه پيشاپيش با توجه به تحركات مشابهى كه در گذشته نيز مشاهده شده است معلوم است و چيزى غير از ويرانى و جنگ و خون ريزى، ودر نهايت تضعيف كشورهاى رو به توسعه به جهت دست يابى به معادن و مواد اوليه و بازار آنها نمى باشد. درمرحله كنونى در اعمال اين سياست، در درجه ى اول كشورهايى قرار دارند كه در عين دارا بودن مواد اوليه خام، بازارى مناسب براى ارايه محصولات كشورهاى امپرياليستى هستند و ليكن با پيشه كردن سياست هاى بنياد گرايانه به دليل خصايل ارتجاعى فئودالى خود عملا ّدر تقابل با امپرياليسم قرار گرفته اند.اين نوع حكومت ها در مرحله ى ابتدايى خود كه مصادف با جنگ سرد بود در راستاى سياست هاى جهانى امپرياليستى قرار داشتند؛ نمونه بارزآن پشتيبانى هاى مالى، نظامى امپرياليست ها ازگروههاى بنيادگراى افغانى طالبان وغيره بود كه آن موقع تحت نام مجاهدين (مبارزين) افغانى از آنها نام برده مى شد و اينك توسط رسانه هاى تبليغى جهان سرمايه به آنان گروههاى تروريستى اطلاق مى شود. در پروسه هاى طى شده در دهه هاى ۷٠ و ٨٠ اين پشتيبانى ها گاه به صورت آشكار و گاهى پنهان بوده است. بغرنجى و پيچيده گى اشكال اين حمايت ها خود يكى از مواردى است كه توضيح آن خود مقاله اى ديگر را مى طلبد. امّا همين قدر كافى است كه بگوييم: گاهى مورد حمايت قرار گيرنده خود ازاينكه تحركات اش مورد حمايت و در راستاى منافع و سياست هاى امپرياليستى قرار دارد بى خبر است نمونه ى آن نحوه ى پشتيبانى پنهان از بنيادگرايان در استقرار حكومت اسلامى ايران مى باشد. اين نوع پشتيبانى مقطعى ناشی از وحشت مشتركى بود كه امپرياليزم و فئوداليزم درمواجه با خطرى كه از سوى دشمن طبقاتى مشتركشان (كمونيزم) احساس مى كردند.دستگاه هاى جاسوسى وخبرى كه در خدمت امپرياليستها قرار دارد نه تنها اطلاعات كافى از تركيبات قومى و جمعيتى اين گونه جوامع را در دست دارد بلكه با شناسايى نارسايى هايى اين جوامع كه از عقب ماندگى فرهنگى توده ها و متد هاى فئوداليته اداره كنندگان آنها سرچشمه مى گيرد در بزرگ نمايى اين تحركات جهت استفاده ى ابزارى، براى شناسايى وحمايت و متشكل كردن نيرو هاى سياسى شبه روشنفكرى كه در تعصبات كور قبيله اى و قومى قرار دارند به سرمايه گذارى هاى كلانى نيز دست مى زند در صورت عدم به نتيجه رسيدن توسط آنها، به بهانه ى هاى مختلف همانند عدم رعايت نشدن حقوق اقليت هاى قومى مذهبى، عدم وجود دموكراسى، جلوگيرى از دست يابى به تكنولوژى و توليد سلاح هاى هسته اى، به تجاوز و اشغال خاك آن كشورها دست مى زند.دامن زدن به مسائل قومى و قبيله اى و اقدامات نا آگاهانه ى نيروهاى اپوزيسيون در تبديل آن به مشكل اساسى جامعه ايران، سياستى است كه در راستاى سياست هاى جهان سرمايه دارى انجام مى گيرد. طيف وسيعى از نيرو هاى اپوزيسيون ميهن با در نظرگرفتن گوناگونى و تنوع زبانى بين مناطق جغرافيايى كه خود محصول پروسه ى طولانى تهاجم و سيطره ى اقوام سامى و نژاد زرد درطول تاريخ مى باشد.و عدم آگاهى آنها از حقايق علمى تاريخى به ويژه عدم آشنايى كافى با علومى همانند: زبان شناسى تاريخی (فيلولوژى) فرهنگ شناسى و نژادشناسى كه مرتبط با چنين مسايلى مى باشد، به روشنى دردام توطئه ى امپرياليست ها مى افتند.تشكيل گرد همايى ها و كميسيونهاى مختلفى همانند گردهم آيى لندن و صدور بيانيه هايى تحت نام بيانيه كنگره مليتهاى ايران و و هم آوايى احزاب سرتاسرى ايرانى همانند سازمان فداييان اكثريت، صرف انرژى هيئت سياسى ـ اجرايى سازمان در سال ٨٣ و تشكيل كميسيون خلقها و انتشار پيام به سمينار لندن در باره ى اقوام ايرانى درسياست آينده؛ نشانه هاى از تشديد نمودن و ارتقاء دادن مسا يل قومى ـ قبيله اى به يك مسئله ى بنيادى و حاد درجامعه ايران، نه تنها حاكى از شروع حركت به سوى پروسه ى افتادن اپوزيسيون در چاله ى كنده شده ى امپرياليست ها مى باشد، از بى حوصله گى مفرط قسمت بزرگى از اپوزيسيون خارج از كشور نيز خبر ميدهد، كه در اثر فرآيند مشكلات روانى ناشی از طولانى شدن مهاجرت در بعضى از آنان مى باشد. استفاده از ناسيوناليسم كور به عنوان يك آلترناتيو درمقابله با سيستم موجود درجامعه ايران نه تنها سودى براى اپوزيسيون چپ نخواهد داشت، بلكه چه بسا آنها را در معرض اتهام خيانت به كشور در اذهان عمومى ملت ايران قرار دهد.هم آوايى با ناسيوناليسم كور، نقشى پارازيتى در روند مبارزاتى خلق ايران براى رسيدن به دموكراسى دارد و موجب بازماندن از همراهی با مبارزه ى طبقاتى جنبش كارگرى مِی شود كه با ايجاد خلل در روند آگاهى و كشانده شدن خلق به مبارزات بنيادين، در تحكيم قدرت نيروهاى حاكميت نقش وافر خواهد داشت. نتيجه ى عملكرد سازمان مجاهدين خلق در جريان جنگ ميهنى بين ايران و عراق، نمونه اى بارز از آتو دادن به حاكميت در سركوب نيروهاى اپوزيسيون و عدم باور مردم ايران به نيروهاى مخالف رژيم بود. مردم در مورد مسايل ملّى خود شديدا حساس و آگاهانه عمل مى كنند اتحاد و همبستگى خلق ايران در دفاع از ميهن خود سرمشقى است كه بايد مورد نظر قرار داده شود.مسلم است كه نيروهاى اپوزيسيون و روشنفكران چپ بايد پافشارى و پشتيبانى خود را درمورد مسايل حقوقى از قبيل آموزش زبانهاى ايرانى (١) وحتى زبانهاى غير ايرانى را كه اينك زبان مادرى قسمتى از مردم ايران به شمار مى آيد در تمامى مقاطع تحصيلى در مدارس كشور مان در راستاى زبان فارسى به طور صريح اعلام نمايد. زيرا آموزش به زبان مادرى هر شخص يكى از ابتدايى ترين حقوق ها براى هر مردمى است. امّا با توّسل به اين خواسته مردم (آموزش زبان مادرى) پيش كشيدن و ترويج و تبليغ فدراليسم به عنوان يك روش لازمه در اداره ى جامعه اى كه به هزار دليل و هزار برهان علمى تاريخى آشكار، بافتى در هم تنيده از نقطه نظر فرهنگى، زبانى، باور ها و سنتهاى ديرنه دارد، به هيچ وجه قابل قبول نمى تواند باشد،فردريش انگلس در مقايسه ى وجود يا عدم وجود آزادى در جمهورى هاى فدراتيو با جمهورى هاى دموكراتيك ـ را به كمك فاكت ها و امثله بسيار دقيق رّد مى كند. (او با فاكتهايى كه درباره ى جمهورى متمركز فرانسه در سالهاى ١۷۹٢ – ١۷۹٨ و جمهورى فدراتيو سوئيس ارائه مى كند،و نظريه اى را كه گويا جمهورى فدراتيو حتما آزادى هايى بيشتر از يك جمهورى متمركز را در بر دارد به شدت رد مى كند و آنرا پندارى خرافى و نادرست مى داند و اين تفكر را دموكراسى خرده بورژوايى مى نامد؛انگلس بر اين باور است كه جمهورى متمركز واقعا دموكراتيك هميشه بيش از جمهورى فدراتيو آزادى داده است، يا به عبارتى ديگر بزرگترين آزادى محلى، منطقه اى و غيره كه تاريخ به خود ديده، توسط جمهورى هاى متمركز داده شده است نه جمهورى فدراتيو. ) ٢نگارنده بر اين باور است كه جدى نماياندن مسئله ى ملى در ايران توسط نيروهاى اپوزيسيون چپ و غير چپ هيچ دردى از درد مردم ايران را دوا نخواهد نمود. بزرگ نمايى تحركات پان تركيستها در قلعه بابك كه (نگارنده از نزديك شاهد آن بودم) و قلمداد نمودن آن به مثابه يك حركت سرتاسرى ملّى در آذربايجان، با ارائه ى آمارهاى غلط از شركت وسيع مردم و وانمود كردن آن كه، گويى تمامى شركت كنندگان در سال گشت بابك خرمدين به خاطر وجود ستم ملى درآنجا جمع شده اند و جدايى طلب هستند. از واقعيت به دور است. درسالگرد بابك خرمدين، قهرمان ملى تمام ايرانيان شركت كنندگان، طيف هاى مختلفى از مردم را شامل مى شوند كه از مخالفين رژيم گرفته تا مردمان عادى كه به جهت احترام به شخصيت اسطوره اى بابك خرمى و اعتراض به سيستم موجود گرد هم مى آيند، در بر می گيرد.شمار هواداران جدايى طلبان را كه از پان تركيستهای ( بوز قورد چى. ملّى حركت پارتى سى) تركيه اى الهام مِی گيرند، مى شود از تعداد معتصبانى كه در جلو خليفه گرى ارامنهء تبريز در حمايت از تراژدى تلخ نسل كشى امپراتورى رو به زوال عثمانى و آتا تورك با تحريك احساسات مذهبى مردم انجام يافته بود به آسانى در يافت. اين سخن به معنى از نظر پنهان نمودن جنايت و نسل كشى هاى همانند كه حزب مسلح داشناكسيون ارمنى متقابلاّ با حمايت امپرياليستها برعليه مردم عادى آذربايجان در شهرهاى رضاييه وسلماس و. . و آذربايجانيانى كه اينك تحت اداره ى دولت تركيه ى كنونى قرار دارند. نيست.مسئله ى جالب توجه ديگر اين است كه اگر كشورهاى امپرياليستى واقعاّ در پى محكوميت نسل كشى هاى به وقوع پيوسته در آن دوران هستند چرا تنها درپى تقبل محكوميت آن از سوى دولت تركيه هستند وهيچ سخنى در قبال جنايات داشناكسيون ها درآذربايجان ايران وآذربايجان تركيه و جمهورى آذربايجان) نمى گويند. و يا هيچ گامى در باز گرداندن خاك قره باغ به صاحبان اصلى آنها يعنى آواره هايى كه چندين سال است دركوچى تحميلى از آب و خاك خود بيرون رانده شده اند، از دولت ارمنستان برنمى دارند.زيرا كه خود دولت هاى امپرياليستى، عاملان وآتش افروزان اصلى تمام درگيرى هاى قومى و مذهبى هستند و هدف امپرياليستها از بازكردن زخم هاى كهنه مردم افكندن شعله هاى تفرقه و ايجاد جنگ هاى خانمان سوز در ميان توده ى انسان هاست. ١ـ زبان ايرانى تنها در زبان فارسى خلاصه نمى شود، زبانهاى كردى، بلوچى، گيلكى وچندين زبان ديگر، جزو زبانهاى ايرانى مى باشند. نگارنده با تحقيقات چندين ساله ى خود در زبان هاى ايرانى باستان و زبان تركى باستان و لهجه هاى زبان معاصر تركى و فارسى صرف نموده ام زبان آذری (تركى) نيز جزو زبانهاى ايرانى مى دانم اين مورد را در مقدمه اى بر فيلولوژى زبان آذری (٢ جلدى) توضيح داده ام.٢- كليات آثار دولت و انقلاب چاپ مسكو 

 

  نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم مهر 1386ساعت 17:9  توسط دالغا  | 

 

ارسال نامه های افشا گرانه کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان

به بنگاه های معاملاتی املاک

 

 در راستای افشای ماهیت توطئه تروریسم کرد جهت اشغال تدریجی اراضی غرب آذربایجان و با توجه به اهمیت بنگاه های معاملاتی املاک در این رابطه، کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان صد ها نامه افشا گرانه به بنگاه های معاملاتی املاک در شهرهای غرب آذربایجان ارسال کرد. در این نامه افشا گرانه ضمن اشاره به تاریخ سیاه جنایت های تروریست های کرد در غرب آذربایجان، به بخش هایی از سیاست های پیدا و پنهان گروه های تروریستی کرد در غرب آذربایجان پرداخته شده است. کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان در این نامه تلاش نموده که با تشریح نقش مهم بنگاه های معاملاتی املاک در خنثی سازی توطئه تروریسم کرد، صاحبان بنگاه های معاملاتی املاک را از خطری که در آینده می تواند گریبان گیر مردم ترک غرب آذربایجان شود آگاه سازد. کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان از فعالین آذربایجان و هواداران کمیته می خواهد که با کپی گرفتن و ارسال متن زیر به بنگاه های معاملاتی املاک منطقه خود، کمیته را یاری رسانند.

کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان

25/ 7 / 86

متن نامه ارسالی

قابل توجه بنگاه های معاملاتی املاک

توجه مدیران محترم بنگاه های معاملاتی املاک را به مطالب ذیل جلب می نمائیم.
غرب آذربایجان به دلیل قرار گرفتن در نقطه سوق الجیشی و استراتژیک، در طول تاریخ خصوصا در قرن اخیر بار ها مورد هجوم و تاخت گروه های تروریستی کرد قرار گرفته است. در این حوادث تلخ تاریخی هزاران انسان بی گناه تورک در شهر های ماکی،سلماس، خوی،اورمو، سولدوز،قوشاچای قربانی افکار و اعمال پلید اشخاصی مانند اسماعیل سیمتکو و عبدالرحمان قاسملو و غیر شده اند. پدران و مادران پیر ما که بعضی از آنها هنوز در قید حیات هستند آن روزهای تلخ را به خوبی به یاد داشته و شاهد عینی کشتار کودکان معصوم و تجاوز به زنان بی دفاع در اورمو و سلماس هستند و خود ما هنوز زخم های التیام نیافته اخراج خانواده های تورک از شهرهای اشنو، خانا( پیرانشهر) و سویوق بولاغ( مهاباد) و کشتار مردم مظلوم سولدوز( نقده) بدست عناصر تروریست حزب دمکرات کردستان به رهبری عبدالرحمان قاسملو را بر پیکره آذربایجان غربی می بینیم.

متاسفانه باید اعتراف کنیم که بستر این حوادث تلخ تاریخی با سیاست های عمدی شونیسم فارس، انسان دوستی، سهل انگاری، ساده اندیشی، دست و دلبازی های بی مورد مردم تورک غرب آذربایجان و بی لیاقتی های مسئولان تورک منطقه و… آماده و مهیا تر شده است.
در حالی که قریب به 80 سال از جنایات تروریست های اسماعیل سمیتکو و 28 سال از جنایات حزب دمکرات کردستان می گذرد، آذربایجان غربی با پدیده جدید تروریستی بنام pkk - pjak که صد بار درنده خو تر از اسلافشان هستند روبرو می باشد. این تروریست های جدید عملا و آشکارا غرب آذربایجان را جولانگاه خود کرده و برای اشغال اراضی تاریخی ملت آذربایجان از هیچ عمل تروریستی ابا ندارند. این تروریست ها در سایه سیاست های عمدی شونیزم فارس و منابع کلان مالی شان که از راه قاچاق انسان، اسلحه، فحشا، مواد مخدر و… به دست می آورند در کنار عملیات های تروریستی، فعالیت های سیاسی( انتخابات) در سکوت کامل به خرید زمین، املاک و کارخانجات مشغول و در حال اجرای پروژه اشغال آرام اراضی غرب آذربایجان هستند. با کمال تاسف تعدادی از تورک های بی غیرت و مسئولان خود فروخته تورک منطقه با لاقیدی به دلالی این تروریست ها پرداخته و شرافت خود را به پشیزی پول می فروشند. این دلالان رو سیاه تاریخ، تبدیل به جاده صاف کن تروریست های کرد در غرب آذربایجان شده اند.

مدیر محترم بنگاه معاملاتی:
آن گونه که اشاره شد تروریست های کرد در کنار فعالیت های سیاسی ونظامی خود سیاست خرید اراضی و انتقال مهاجرین کرد به شهرهای غرب آذربایجان را به صورت جدی دنبال می کنند و اصلی ترین نقطه گذر آنها برای رسیدن به اهداف شوم خود بنگاه های معاملاتی در شهرهای غرب آذربایجان است. تاسف آور این است که بسیاری از هموطنان تورک ما در غرب آذربایجان که به شغل مشاوره املاک مشغول هستند یا به حساسیت موضوع آگاه نبوده و یا در مقابل مقدار بسیار اندکی پول تمطیع می شوند و ناخواسته تبدیل به ابزار فروش اراضی و اسکان مهاجرین کرد در غرب آذربایجان می گرددند.

“کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان” و مردم غرب آذربایجان از شما برادر هم وطن تورک که برای کسب در آمد و گذران زندگی در بنگاه معاملاتی مشغول هستید انتظار دارد که با آگاهی یافتن از خطر بزرگی که در آینده منطقه غرب آذربایجان را تهدید می کند به ممانعت محسوس و غیر محسوس ازاجاره، رهن، فروختن زمین، مسکن، باغ، مغازه، کارخانجات و… به عناصر وابسته به تروریسم کرد پرداخته و گامی به ظاهر کوچک ولی بسیار موثر در مقابله با پروژه کردستان سازی، غرب آذربایجان بر دارید.

تاریخ گواه آن است کسانی که به طمع پول به ملت خود پشت کرده اند رو سیاه همیشگی خواهند بود و “کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان” عملکرد امروزی کسانی را که به ابزار تروریسم کرد تبدیل شده اند به یاد خواهد سپرده و اینان در فردایی بهتر جواب گوی ملت آذربایجان خواهند بود .

کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان
 www.bati-azerbaycan.blogfa.com
  نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386ساعت 21:2  توسط دالغا  | 

ادعاي ارامنه, رويا تا واقعيت

 

قتل عام ارامنه در سال 1915 توسط امپراطوري عثماني!!؟

“به نقل از نشریه دانشجویی یارپاق دانشگاه تربیت معلم تهران”

 سال 1915 كه همزمان با آغاز جنگ جهاني اول و ورود عثماني به جبهه عليه متفقين بود از نظر ملي گرايان ارمني بهترين فرصت به شمار مي آمد , به طوري كه Louise Nalbadian اظهار مي دارد كه ” كميته هاي انقلابي ارمني ورود دولت به عرصه جنگ را بهترين فرصت براي آغاز شورش عمومي براي دستيابي به اهدافشان مي دانستند.”چون در اين صورت دولت عثماني نيروي كافي براي جنگ داخلي نداشت. حتي قبل از شروع جنگ در آگوست 1914 رهبران عثماني براي كسب اطمينان از حمايت ارامنه در هنگام ورود عثماني به جنگ, با سران حزب داشناك در ارزروم ديداري داشتند و داشناكها قول دادند كه در صورت ورود عثماني به جنگ وظيفه خود را به عنوان يك هم وطن در ارتش عثماني ايفا خواهند كرد ولي داشناكها نه تنها به اين قول خود عمل نكردند بلكه مدتها قبل از آن يك كنگره سري داشناك كه در ژوئن 1914 در ارزروم تشكيل جلسه داده بود تصميم گرفته بود كه در صورت بروز جنگ در آينده نزديك حمله اي سراسري عليه دولت عثماني سازمان دهند . به همين منظور ارامنه روسيه هم به ارتش روسيه پيوستند تا به محض اعلام جنگ حمله اي عليه عثماني ها تدارك ببينند . روسها به ارامنه روسيه قول داده بودند كه در جهت آزادي بيشتر ارامنه عثماني, روي دولت عثماني فشار وارد آورد به شرط اينكه آنها نيز در جنگ بدون هيچ قيد و شرطي در خدمت روسيه باشند . روسها در صورت آزادي ارامنه آناتولي تشكيل يك دولت خودمختار ارمني را محتمل مي ديدند و فكر مي كردند اين امر با حمايت روسيه امكانپذير است .
در حقيقت روسها مي خواستند با اين كارشان آناتولي شرقي را از خاك عثماني جدا كرده و به روسيه ملحق سازند .

همانطور كه تاريخ نيز گواهي داده است ارمنيان به خاطر حفظ و افزايش منافع خودشان از خيانت در حق دوستان و همسايگانشان هيچ ابايي نداشتند و آنان در سال 1915 بر اين حقيقت صحه گذاشتند و اينبار خيانتي بس بزرگتر را نه در حق دوستان بلكه هم ميهنانشان و دولتي كه آنان را محترم مي شمرد مرتكب شدند.
به محض اعلام جنگ عليه عثماني از طرف روسها نشريه “افق ” ارگان رسمي جامعه داشناكها اعلام كرد : ” ارامنه نيروهاي خود را به نفع روسها آرايش كرده اند و در حال تشكيل گروههاي داوطلب جنگ هستند .” كميته هاي داشناك به هسته هايشان كه براي شورش در داخل امپراطوري عثماني از مدتها قبل در حال آماده سازي بودند دستور دادند به محض عبور ارتش روسيه از مرزها و آغاز عقب نشيني عثماني ها دست به شورش بزنند, از سوي ديگر سربازان ارمني ارتش عثماني واحدهايشان را همراه با سلاحهايشان ترك كرده , نيروهاي راهزن تشكيل داده و به روسها ملحق شوند. حتي پاپازيان(Papazian), نماينده ارمني شهر وان در پارلمان عثماني به محض شروع جنگ تبديل به يك رهبر مبارزه گر بر عليه عثماني شد و بيانيه اي با اين مضمون انتشار داد : خيل داوطلبان ارمني در قفقاز بايد خودشان را براي جنگ آماده كنند و به عنوان واحدهاي پيشرو در خدمت ارتش روسيه باشند و به آنها در تسخير نقاط كليدي كه ارامنه در آنها زندگي مي كنند كمك كنند و به سمت آناتولي پيشروي كنند و به واحدهاي ارمني كه در آنجا مستقر هستند , ملحق شوند” . همانطوري كه روسها در قلمرو عثماني در آناتولي شرقي پيشروي مي كردند توسط واحدهاي پيشرو متشكل از نيروهاي داوطلب ارمني روسي و عثماني هدايت مي شدند . بيشتر آنها گروه هاي مسلح راهزن تشكيل داده و به قتل و غارت مشغول شدند. در ظرف چند ماه اول جنگ چريكهاي ارمني كه در ارتباط و همكاري نزديك با ارتش روسيه بودند شهرها و روستاهاي منطقه شرق آناتولي را مورد حملات وحشيانه خود قرار دادند , منازل آنان را بي رحمانه با خاك يكسان كردند و همزمان مي كوشيدند با از بين بردن جاده ها و پلها و حمله به كاروانها در امور جنگي ارتش عثماني خرابكاري نمايند .

فجايعي كه نيروهاي داوطلب ارمني همراه روسها مرتكب شدند به قدري شديد بود كه فرماندهان روسي مجبور شدند آنها را از خطوط مقدم جبهه عقب ببرند و وظايفي مانند نگهباني در پشت خطوط مقدم به آنها محول نمايند .
ظلم و ستم ارامنه تنها گريبانگير تركها و مسلمانان نشد, ارامنه از اينكه يهوديان و يونانيان با آنان در شورش داخلي عليه دولت همگام نشده بودند ناخشنود بودند در نتيجه در “ترابزون” و اطراف آن هزاران يوناني توسط داشناكها قتل عام شدند و در منطقه “ساكاريا” يهوديان مورد حمله و قتل عام چريكهاي ارمني قرار گرفتند. هدف عمده اين تجاوزها و قتل عام ها اين بود كه تنها ارامنه اين نواحي به عنوان ساكنين دولت جديد ارمني باقي بمانند و در حقيقت كاري انجام دادند كه امروزه به عنوان پاكسازي نژادي معروف است.
رهبران اولين واحدهاي ارمني كه به همراه مهاجمان روسي از مرزهاي عثماني عبور كردند عمدتاً نمايندگان سابق پارلمان عثماني بودند. يكي از آنها نماينده سابق ارزروم به نام “كاركين پاستيرماسيان” كه بعداً اسم انقلابي Armen Garo را براي خود برگزيد. يكي ديگر از اين رهبران كه او نيز نماينده پارلمان بود هامپارسون بوياسيان بود كه تحت نام مستعار “مراد” تمام روستاهاي پشت خطوط جبهه را با خاك يكسان كرد. او مخصوصاً دستور مي داد كودكان را بكشند چرا كه بعداً تبديل به دشمن آنان مي شدند.
در مارس 1915 نيروهاي روسيه به سمت “وان” پيشروي كردند؛ به دنبال آن در 11 آوريل ارامنه وان دست به يك شورش گسترده زده و طي آن شروع به قتل عام تركهاي آن منطقه نمودند تا بدين وسيله راه دستيابي روسها به آن منطقه را هموار كنند. به پاس خدمات ارامنه, تزار نيكلاي دوم در تاريخ 21 آوريل تلگرامي براي كميته انقلابيون ارمني وان فرستاده و در آن از خدمات آنان قدرداني به عمل آورد. روزنامه ارمني Gochnak كه در ايالات متحده منتشر مي شد در تاريخ 24 مه با افثخار گزارش داد كه تنها 1500 نفر ترك در شهر وان باقي مانده و ما بقي همه قتل عام شده اند.
نماينده حزب داشناك در نشستي كه در فوريه 1915 در تفليس برگزار شد به كنگره ملي ارمني اعلام كرد كه روسيه براي تجهيز و آماده سازي ارامنه عثماني 242000 روبل قبل از جنگ به آنها كمك كرده بود. تحت چنين شرايطي كه نيروهاي روس در يك جبهه گسترده در شرق در حال پيشروي بودند و چريكهاي ارمني مرگ و ويراني را همه جا مي گستراندند, تصميم دولت عثماني مبني بر خارج كردن ارامنه از مناطق جنگي يك اقدام متعادل و كلاً مشروع در دفاع از خود بوده است.
حتي بعد از شورش ها و تجاوزات در”وان” دولت عثماني تلاش نهايي خود را براي جلب حمايت عمومي ارامنه بكار برد و طي نشستي با اسقف اعظم, بعضي از نمايندگان ارمني پارلمان و ديگر نمايندگان ارمني به آنان هشدار داد كه چنانچه ارامنه دست از كشتار مسلمانان برندارند و خود را از جنگ كنار نكشند تدابير جدي و شديدتري از سوي دولت عثماني بكارگرفته خواهد شد.هنگامي كه هيچ نشانه اي دال بر كاهش حملات و تجاوزات ارمنيان بدست نيامد, نهايتاً دولت عثماني واكنش نشان داد. در 24 آوريل 1915 كميته هاي انقلابي ارمني تعطيل شدند و 235 نفر از رهبران آنها به جرم فعاليت هاي ضد دولتي دستگير شدند و بدين ترتيب پرونده اين قائله تا حدودي بسته شد.
گروه هاي ملي گراي ارمني همه ساله ياد و خاطره اين روز را زنده مي كنند و ادعا دارند در چنين روزي پروسه قتل عام ارمنيان به اجرا گذاشته شد.

در جريان اخراج ارامنه از عثماني, با وجود اينكه دولت با جنگ داخلي و خارجي دست به گريبان بود اما با اين حال تا حد امكان سعي شد در كمال انصاف و مهرباني با آنان رفتار شود. از بين 700000 ارمني كه تا اوايل 1917 به اين طريق انتقال داده شدند يقيناً بعضي ها جان خود را در نتيجه جنگ و راهزنيهاي مسلحانه اي كه در منطقه عبور آنان اتفاق مي افتاد از دست دادند. بعلاوه مرگ بعضي از آنان ناشي از نا امني خونريزي هايي بود كه نيروهاي قبيله اي مسبب آن بودند. البته لازم به ذكر است كه اين تبعيد ها در حالي صورت مي گرفت كه سرتاسر قلمرو عثماني به علت جنگ و پيامدهاي آن به شدت از كمبود مواد غذايي, سوخت و دارو رنج مي برد و در چنين شرايطي نه تنها ارمني ها بلكه كل عثماني با خطر مرگ تهديد مي شدند و نبايد مرگ چند نفر در اثر سرما و گرسنگي را به حساب قتل عام آنها گذاشت.
همه اين ادعاها در حالي از سوي داشناكها و حاميان غربيشان مطرح مي شود كه هنوز تاريخ جنايات داشناكها را در شهرهاي خوي , سلماس , اروميه و خوجالي از ياد نبرده است . در حال حاضر نيز شاهد اشغال 20 درصد از اراضي آذربايجان شمالي توسط ارمنستان مي باشيم . آري قره باغ هنوز هم در آتش كين داشناكهاي ارمني مي سوزد .
براي نمونه جهت روشن شدن ميزان شقاوت ارامنه در كشتار زنان و كودكان بي گناه مسلمان, جنايتهاي هولناكي كه آنان عليه روستائيان “اوميدلي” آذربايجان شمالي مرتكب شدند عيناً از صفحه 152 كتاب “سالهاي خونين” نقل مي شود :
» به رغم برخاستن صداي شيپور جنگ از سوي ارامنه كد خدا اسماعيل هنوز متوجه حساسيت اوضاع نشده بود. او به خاطر ميهمان نوازيهايي كه در حق ارامنه انجام داده بود, هرگز فكر نمي كرد مورد حمله أنها واقع شود. اما به رغم اين ناباوري, داشناكها اهالي روستاي اوميدلي را از چهار طرف محاصره كرده و به زير آتش گرفتند. مردم بي دفاع در برابر حمله ارامنه غافلگير شدند. ارامنه ابتدا مردان را از زنان جدا كردند و سر آنها را با شقاوت بريدند. آنها بعضي از زنان را به همين صورت كشتند. تنها 30 نفر توانستند از آن مسلخ هولناك انساني جان سالم بدر برند و ديده هاي خود را نقل كنند. اين بازماندگان گفتند : ارامنه زنان حامله مسلمان را شكم دريدند و سرهاي خونين جنينها را از شكمهاي پاره پاره زنان بيرون آوردند. در چنين شرايط مخوفي دوشيزگان و بانوان مسلمان از شدت درماندگي جهت حفظ ناموس خود به هر سو مي دويدند. «
در 27 اسفند 1296 برابر با 17 مارس 1917 ميلادي, ارامنه و آشوريها با هدايت “نيكيتين” كنسول روسيه در اروميه “شت” رئيس مذهبي مسيونرهاي امريكا در اين شهر, اقدام به قتل و غارت مسلمانان نمودند, بگونه اي كه گفته مي شود در عرض يك روز نزديك به ده هزار مسلمان در اروميه و حومه آن بي رحمانه قتل عام شدند و صحنه هاي تكان دهنده كشتار خونين روستاي اوميدلي در آذربايجان شمالي, اين بار در آذربايجان ايران تكرار شد. پس از اين كشتارها مناطق غربي آذربايجان ايران دستخوش حملات ارمنيان گرديد و در شهرهاي سلماس, خوي و ماكو نيز هزاران مسلمان قرباني نسل كشي نفرت انگيز مسيحيان شدند.
گفته مي شود» داشناكها در اين منطقه با همدستي مسيحيان چندين بار فرمان قتل عام آذربايجانيها را صادر كردند.«و به اين ترتيب تا هفته ها وحشت شديدي را بر منطقه حكمفرما نمودند. ( تراب زاده, منيژه و جمعي از نويسندگان, ماهيت تحولات در آسياي مركزي و قفقاز, تهران, دفتر مطالعات سياسي, 1373 ص 71).

بي ترديد قبر هاي دسته جمعي مسلمانان آذربايجاني كه هنوز نيز در اطراف سلماس و اروميه قابل رويت است حكايت از ميزان مظلوميت شهروندان اين دو شهر در برابر حملات ضد بشري مسيحيان دارد.
در اين شرايط به دليل ضعف دولت تهران و بي خبري تاسف باري كه عموماً بر پايتخت در قبال معضلات آذربايجان حاكم بود, هيچ نيروي دولتي براي دفاع از شهروندان مظلوم آذربايجان غربي گسيل نشد. در واقع اين كشتارهاي ددمنشانه هنگامي به پايان رسيد كه نيروهاي عثماني تحت عنوان “اردوي اسلام” به ياري مسلمانان آذربايجان شتافتند و مردم مصيبت ديده را در پناه خود گرفتند.

  نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم مهر 1386ساعت 11:22  توسط دالغا  | 

فرکانس جدید گوناز تی- وی

 

آزاد تبریز- به مناسبت فرارسیدن عید فطر به استحضار میرساند همزمان با عید فطر ، فرکانس جدید گوناز تی- وی نیز بر روی ماهواره Hellas sat اعلام شد. با وجود اینکه این فرکانس تا دو یا سه روز دیگر فعال خواهد شد اما به هر حال این فرکانس از طرف گوناز تی – وی از شرکت فوق خریداری شده است. مسیر دریافتی این ماهواره تقریبا نزدیک ماهواره تورک ست (*39 ) قرار دارد وبه راحتی قابل دریافت است. شایان ذکر است هم اکنون کانال space tv azeri که یک شبکه آذربایجانی است از همین ماهواره در حال پخش است. انتظار میرود در مدتی کوتاه فرکانس سوم گوناز هم اعلام شود كه احتمالا در عربست خواهد بود.

Satellite:Hellas Sat 2

Position:39* EAST

Frequency:11512

FEC:7/8

  نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم مهر 1386ساعت 11:18  توسط دالغا  | 

اعلام موجودیت کمیته دفاع از حق تحصیل دانشجویان آذربایجان

  نظر به اینکه جهت دستيابي به صلح پایدار بین المللی، فرهنگ و تمدن بشری می بایست رشد و اعتلا یابد و این جز در سایه ی آموزش ابنای بشری به حقوق بديهي و اوليه ي خويش نمي باشد و از آنجاييكه رعايت حقوق اساسي انسانها احترام به كرامت و ارزش ذاتي خاندان بشري است و با تاكيد اينكه رعايت حقوق بشر به ثبات سياسي و صلح جهاني منجر مي شود و با ملاحظه ي اينكه حق” آموزش و تحصيل” از بديهي ترين و ابتدايي ترين حقوق انسان ها به شمار مي آيد و توجه به :

- اعلاميه جهاني حقوق بشر كه حق “آموزش” را در ماده ي 26 خود مورد توجه قرار داده است و اشاره دارد كه “هر شخصي حق دارد كه از آموزش و پرورش بهره مند شود” و هدف آموزش و پرورش را در “شكوفايي همه جانبه ي شخصيت انسان و تقويت رعايت حقوق بشر و آزادي هاي اساسي” مي بيند؛


- مفاد ماده ۲۷ کنوانسيون بين المللی حقوق مدنی و سياسی مبنی بر حقوق افراد متعلق به اقليتهای قومی دينی و زبانی كه در آن به ابعاد مختلف حق آموزش اشاره دارد ؛

- ماده ي 13 از ميثاق حقوق اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي، مورد پذيرش دولت جمهوري اسلامي ايران كه در آن نيز به تفصيل در مورد حق تحصيل بحث شده است و تاكيد مي كند كه” آموزش‌ و پرورش‌ عالي‌ بايد به‌ كليه‌ وسايل‌ مقتضي‌ بويژه‌ بوسيله‌ معمول‌ كردن‌ تدريجي‌ آموزش‌ و پرورش‌ مجاني‌ به‌ تساوي‌ كامل‌ براساس‌ استعداد هر كس‌ در دسترس‌ عموم‌ قرار گيرد”؛

- مفاد ماده 4 بيانيه حقوق افراد متعلق به اقليتهای ملي نژادی مذهبی و زبانی مصوب مجمع عمومی سازمان ملل متحد طی قطعنامه شماره ۱۳۵/۴۷ مورخ ۱۸ دسامبر ۱۹۹۲ كه در آن نيز به ايجاد فرصت هاي مناسب جهت يادگيري و تحصيل اشاره شده است.

- اصل 3 و 30 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران كه به” آموزش و پرورش و تربيت بدني رايگان براي همه در تمام سطوح، و تسهيل و تعميم آموزش عالي” اشاره دارد و دولت را موظف مي نمايد كه “وسايل آموزش و پرورش رايگان را براي همه ملت تا پايان دوره متوسطه فراهم سازد و وسايل تحصيلات عالي را تا سر حد خودکفايي کشور به طور رايگان گسترش دهد.”

- با عنايت اين نكته كه “حق آموزش پرورش و تحصيل” چنان بديهي، واضح و مبرهن مي باشد كه نيازي به ارجاع آن به اسناد حقوق بشري نمي باشد.

كميته ي دفاع از حق تحصيل دانشجويان آذربايجان اعلام موجوديت مي كند و خط مشي حركتي خود را در دفاع از حق تحصيل دانشجويان و دانش آموزاني قرار مي دهد كه در مسير حركت هويت طلبي و برابر خواهي در آذربايجان گرفتار آپارتايد آموزشي گشته اند و به انحاي مختلف من جمله آموزشی و روانی از ادامه ي تحصيل محروم مانده اند و از تمامی فعالین حرکت ملی آذربایجان و فعالین حقوق بشر درخواست دارد تا آخرین اخبار و همچنین نظرات و پیشنهادات خود را از طریق آدرس azoyrenci.committee@gmail.com با این کمیته در میان بگذارند

 

  نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم مهر 1386ساعت 11:17  توسط دالغا  | 

لغو سفر وزیر دولت ترکیه

 
 وزیر تجارت خارجی دولت ترکیه سفر خود به آمریکا برای شرکت در یک کنفرانس بازرگانی را در اعتراض به تصویب قطعنامه “قتل عام” ارامنه در کمیته روابط خارجی آمریکا لغو کرد. خورشاد توزمن، وزیر تجارت خارجی ترکیه قرار بود در کنفرانسی که توسط شورای اقتصادی آمریکا و ترکیه ترتیب داده شده بود، شرکت کند. این در حالی است که دولت آمریکا برای مذاکره در مورد روابط دو کشور که اخیرا رو به وخامت گذاشته، هیاتی به آنکارا اعزام کرده است. دانیل فرید، دستیار وزیر امور خارجه آمریکا و اریک ادلمن، معاون وزیر دفاع آمریکا که به همراه کاندولیزا رایس به مسکو سفر کرده بودند، رهسپار ترکیه شده اند تا با مقام های ترک در مورد روابط دو کشور گفتگو کنند
  نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم مهر 1386ساعت 11:16  توسط دالغا  | 

لغو مصاحبه پوتین با خبرنگاران ایرانی

 

 به دنبال این تصمیم غیرمنتظره کرملین ، سفیر روسیه در تهران به وزارت خارجه ایران فراخوانده شده و در این باره از او توضیح خواسته شده است. مصاحبه گروهی از خبرنگاران ایرانی با ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه که قرار بود قبل از سفر وی به تهران انجام شود به دلایل نامعلومی منتفی شد.

  نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم مهر 1386ساعت 11:15  توسط دالغا  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM