تبليغاتX
حرکت ملی آذربایجان-سربازان گمنام بابک
 
وبلاگ اطلاع رسانی سربازان گمنام بابک(شاخه تبریز و حومه)
 

گزارش کمیته دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان – آسمک


ادامه دستگیری روزنامه نگاران و فعالان آدربایجانی

دستگیری و بازداشت عضو مؤسس آسمک


در حالیکه بسیاری ازفعالان مدنی و سیاسی آذربایجان شامل روزنامه نگاران٬ فعالان حقوق بشر و اساتید دانشگاه که از خرداد ماه ۱۳۸۶ به بعد دستگیر شده اند بدون محاکمه و یا صدور حکم و بدون دسترسی به وکیل هنوز در حبس به سر می برند٬ موج دستگیری فعالان آذربایجانی در ایران هنوز ادامه دارد. سه روزنامه نگار به نامهای دکتر محمد علی حیدری٬ ایلقار مرندلی (عضو هیأت مؤسس آسمک) و میر قاسم سیدین زاده جزء دستگیر شدگان هستند. همچنین خبر بازداشت محمد نصرتی دانشجوی دانشگاه آنکارا که بیش از یک ماه پیش در مرزایران و ترکیه دستگیر شده اخیراْ منتشر گشته است.

علیرغم دادن اجازه ملاقات با خانواده به بعضی از زندانیان٬ سعید متین پور روزنامه نگار و فعال حقوق بشر زنجانی٬ جلیل غنی لو و بهروز صفری از فعالان سیاسی زنجان٬ صالح کامرانی وکیل دادگستری و عبدالله عباسی جوان استاد دانشگاه همچنان بدون اجازه برای دسترسی به وکیل منتظر پایان بازجوییها و تحقیقات هستند. همچنین خانم لیلا حیدری همسر بهروز صفری و علیرضا متین پور برادر سعید متین پور نیز در حبس می برند.

لازم به ذکر است که طبق قوانین ایران به دادگاهها اختیار داده شده است که در مرحله تحقیق وبازجویی اجازه حضور وکیل را صادر نکند. با توجه به اینکه اتهام تکراری "فعالیت بر علیه امنیت کشور" در مورد فعالان آذربایجانی به امری رایج بدل شده٬ تبصره ماده ۱۲۸ قانون آیین دادرسی کیفری ـ که در خصوص جرایم علیه امنیت کشور حضور وکیل در مرحله تحقیق را منوط به اجازه دادگاه می نماید- همواره موجب محروم ماندن فعالان آذربایجانی از وکیل در ماههای اولیه بازداشت گشته است.

کمیته دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان٬ آسمک٬ دستگیری و بازداشت عضو مؤسس خود ایلقار مرندلی (یعقوب سالکی نیا) و بازداشتهای گسترده فعالان سیاسی٬ حقوق بشر و رزنامه نگاران آذربایجانی و عدم صدور اجازه برای گرفتن وکیل مدافع٬ قرار دادن این فعالان تحت شکنجه های روحی و جسمی به منظور اعتراف گیری و تهدید خانواده های آنها جهت جلوگیری از انتشار اخبار و احوالات مربوط٬ را به شدت محکوم کرده و از رسانه های آزاد و گروهها و سازمانهای دفاع از حقوق بشر تقاضا می کند از حقوق زندانیان آذربایجانی حمایت کنند.

دستگیریهای جدید در آذربایجان

ایلقار مرندلی (یعقوب سالکی نیا) روزنامه نگار آذربایجانی٬ فعال حقوق بشر و ازبنیانگذاران کمیته دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان٬ آسمک٬ شب چهارشنبه نهم آبانماه توسط مأموران وزارت اطلاعات دستگیر شده است. بنا به گفته همسر ایشان خانم بهارک سالکی نیا٬ مأمورین از حوالی ساعت ۷ شب به مدت بیش از دو ساعت به جستجوی منزل پرداخته و همسرش را به همراه برخی از کتابها٬ دوربین و سایر اشیاء منزل با خود برده اند. به گفته ایشان هیچ یک از کتابهای ضبط شده ایراد قانونی نداشته اند. ایلقار مرندلی روز دوشنبه ۱۴ آبانماه در زندان اوین با همسرش ملاقات کرده است.

ایلقار مرندلی ۳۴ ساله٬ اهل مرند و فارغ اتحصیل دانشگاه تبریز بوده و در زمینه چاپ و نشر و امور تبلیغاتی اشتغال دارد٬ فعالیت مطبوعاتی او از ۱۵ سال قبل آغاز شده و در نشریاتی همچون روزنامه سلام٬ فروغ آزادی و هفته نامه های عصر آزادی٬ امید زنجان٬ شمس تبریز٬ نوید آذربایجان٬ احرار و مجلاتی همچون سس٬ چاغری و یول نوشته است. ایلقار مرندلی همچنین به خاطر همکاریهایش با دانشجویان آذربایجانی در طراحی٬ چاپ و نشر بسیاری از نشریات دانشجویی معروف در حرکتهای دانشجویان آذربایجانی نیز نقشی تأثیرگذار داشته است.

مرندلی آذرماه سال ۱۳۸۱ در تأسیس کمیته دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان٬ آسمک٬ شرکت داشت و اردیبهشت ماه ۱۳۸۳ همزمان با دستگیری اعضای آسمک در شهرهای اورمیه٬ زنجان٬ کرج و تهران به مدت دو روز بازداشت و مورد بازجویی قرار گرفت. او همچنین عضو مؤسس خانه فرزندان آذزبایجان (آذربایجان گنجلر ائوی) می باشد. این N.G.O از فعالترین سازمانهای غیر دولتی آذربایجانی در تهران بوده و در بعضی ازشهرهای آذربایجان از جمله مراغه و مرند شعبه دارد.

دکتر محمدعلی حیدری روزنامه نگار و استاد علوم سیاسی دانشگاه تبریز و مراغه روز پنجم آبان ۱۳۸۶حوالی ساعت چهار بعد از ظهر هنگام خروج از محل کارش واقع در خيابان بهشتی تهران توسط نيروهای وزارت اطلاعات دستگیر شده است. مامورين بعد از دستگيری ايشان او را به منزل شخصی اش برده و بعد از تفتیش منزل٬ کتابها٬ دست نوشته های ايشان و لب تاب هم منزلی اش را نيز با خود برده اند.

دکتر حیدری مدير مسئول نشريه "دوزگون خبر" دانشگاه تهران و دبير "کانون نشريات دانشجوئی آذربايجان" بوده است. او مقالات متعددی در زمینه حرکت آذربایجان در نشريات مختلف منتشر کرده است. حيدری دارای مدرک دکترای روابط بين الملل از دانشگاه تهران و همچنین کارمند قسمت روابط بين الملل وزارت تعاون می باشد. او چهل ساله و اهل شهرستان مرند است.

میر قاسم سیدین زاده روزنامه نگار و فعال سابق دانشجویی روز پنجشنبه دهم آبان در تهران بازداشت شده و هم اکنون در بند ۲۰۹ زندان اوین نگهداری می شود.
سیدین زاده فارغ التحصیل رشته علوم سیاسی از دانشگاه تهران و مفسر سیاسی روزنامه همشهری می باشد. او در دوران دانشجویی صاحب امتیاز و مدیر مسئول نشریه دانشجویی تورکی - فارسی "دوزگون خبر" دانشگاه تهران بوده که بعد از فارغ التحصیلی او توسط دکتر محمد علی حیدری به نشر خود ادامه داد. سیدین زاده، ۲۷ ساله، اهل شهرستان جلفا است.

محمد نصرتی فعال حرکت ملی آذربایجان و دانشجوی دوره فوق لیسانس رشته آمار دانشگاه آنکارا از حدود چهل روز قبل درزندان اوین تهران به سر می برد. نصرتی سوم مهرماه امسال در حالیکه برای عیادت مادر بیمارش عازم ایران بود در مرز ایران و ترکیه به همراه همسرش شهرزاد آزرمی ( دانشجوی مقطع دکترای زبان انگلیسی دانشگاه آنکارا) توسط نیروهای امنیتی دستگیر شده بود. یک هفته بعد از دستگیری و بعد از درگذشت مادر محمد نصرتی او و همسرش آزاد شدند ولی نصرتی بعد ازشرکت در مراسم ترحیم مادرش دوباره به زندان اوین بازگردانده شد. خانم شهرزاد آزرمی که خود نیز حدود یک هفته در بازداشت به سر برد٬ دوشنبه ۱۴ آبان در زندان اوین با همسرش ملاقات کرده است. محمد نصرتی تا کنون با وکیل تماس نداشته است. به دلیل تحت فشار قرار گرفتن خانواده نصرتی ازطرف نهادهای امنیتی خبر مربوط به این بازداشت بسیار دیر منتشر شده است. نصرتی ۳۳ ساله و اهل شهرستان خوی در استان آذربایجان غربی می باشد.

آخرین وضعیت زندانیان

بهروز صفری و جلیل غنی لو فعالان حرکت ملی آذربایجان زنجان که از اوائل خرداد ۱۳۸۶ و چند روز بعد ازسالگرد اعتراضات سراسری آذربایجانیها بر علیه کاریکاتور تحقیر آمیز روزنامه ایران بازداشت شده اند٬ به زندان صفرآباد زنجان منتقل گشته اند. خانم لیلا حیدری همسر بهروز صفری و علیرضا متین پور برادر سعید متین پور نیز که از ششم شهریور ۱۳۸۶ بازداشت شده اند٬ در همین زندان به سر می برند. روزنامه نگار سعید متین پور دیگر فعال زنجانی که بیش از پنج ماه پیش بازداشت شده است هنوز در بلاتکلیفی است. درخواست محمد رضا فقیهی عضو انجمن دفاع از زندانیان برای بر عهده گرفتن وکالت سعید متین پور رد شده است.

عبدالله عباسی جوان استاد دانشگاه شهید رجایی تهران٬ صالح کامرانی وکیل شناخته شده آذربایجانی٬ ایلقار مرندلی و محمد نصرتی که در زندان اوین تهران به سر می برند با خانواده های خود دیدار کرده اند. به گفته یدالله عباسی جوان برادرش عبدالله به طرزغیر قابل باوری ضعیف و لاغر شده است. دیگر خانواده ها هم ازنامناسب بودن وضعیت روحی زندانیان خبر داده اند٬ خانم مینا اصغری همسر صالح کامرانی نگران سلامت همسرش است که به گفته او ازناراحتی قلبی رنج می برد.

ائلیاز یئکانلی(علی خدابخش) روزنامه نگار و از نویسندگان هفته نامه توقیف شده "صدای اورمیه" که از ۲۱ آذر ۱۳۸۵ در زندان اورمیه به سر می برد٬ برای یک مرخصی ۲۰ روزه از زندان ارومیه خارج شده است. طبق حکم صادره از طرف شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامی ارومیه در تاریخ ۲۱ آذر ۱۳۸۶ مدت حبس یک ساله ائلیازیئکانلی تمام خواهد شد. یئکانلی به عضویت در حزب گایپ (حزب استقلال آذربایجان جنوبی) و ترویج افکار پان تورکیستی از طریق نوشتن مقالات و سخنرانی متهم بوده است. در حکم صادره ذکر شده که او موقع دستگیری در ۲۱ آذر ۱۳۸۵(سالروز تاسیس حکومت ملی آذربایجان در سال ۱۳۲۴) کیفی پر ازپوستر سید جعفر پیشه وری رئیس حکومت ملی آذربایجان و اعلامیه به همراه داشته است.

همچنین مصطفی میدان نورد و دانشجو هادی حمیدی (اورمیه)٬ ابراهیم معینی و رضا پاشایی (سولدوز - نقده)٬ عباس لسانی (اردبیل)٬ امیر عباس بنایی کاظمی (تبریز)همچنان در زندان به سر می برند.

جواد حسن پور فعال حرکت ملی آذربایجان در اهر روز ۳۰ مهر با قرار وثیقه ۲۰ میلیون تومانی به صورت موقت از زندان اهر آزاد شده است. حسن پور روز ۱۲ شهریور در تبریز دستگیر شده بود.

حبیب مهری از فعالان حرکت ملی آذربایجان در تبریز که ۲۴ مهرماه در این شهر دستگیر شده بود به قید ضمانت آزاد شده است.

مسعود سلطانی از فعالان حرکت ملی آذربایجان که حدود چهار ماه پيش در شهرستان موغان (گرمی) بازداشت شده بود، به قید ضمانت از زندان اردبیل آزاد شد.

احکام صادره برای فعالان

حکم شلاق رامین بهرام نژاد، سیامک توسلی و حسن بالایی و ؟ خاکپور چهار تن از فعالین موغانی حرکت ملی آذربایجان که به جرم شرکت در اعتراضات خرداد ۱۳۸۵ در تبریز بازداشت شده و از طرف دادگاه انقلاب تبریز به ۸۰ ضربه شلاق محکوم شده بودند به اجرا گذاشته شد.

بنا به گزارشات رسیده از اردبیل، رامین صادقی اصل، فعال اردبیلی که قبل از اعتراضات روز جهاني زبان مادری (۲۱ فوریه ۲۰۰۷) بازداشت شده بود از طرف شعبه چهارم دادگاه تجدید نظر استان اردبيل به ۵۰ ضربه شلاق و سه میلیون ریال جزای نقدی محکوم شده است.

حکم حبس منصور جدی و دانشجو عسگر اکبرزاده فعالان اردبیلی که در جریان اعتراضات مهر ماه سال ۱۳۸۵ (اعتراض به عدم تدریس زبان تورکی درمدارس) توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بودند از سوی شعبه اول دادگاه تجدید نظر استان اردبیل تأیید شد. شعبه ۱۰۵ دادگاه عمومی استان اردبیل دو فعال مذکور را به چهار ماه حبس تعزیری محکوم کرده بود.

وکیل دادگستری سيد محمدرضا فقيهی در گفت‌وگو با ايسنا اظهار داشته٬ لايحه تجديد نظرخواهی نسبت به حكم صادره برای موكش امیر حسین موحدی را در دادگاه انقلاب مشكين شهر ثبت كرده است. امیر حسین موحدی روزنامه نگار مشگین شهری (خیاو) بابت اتهام عضويت در گروه غيرقانونی با قصد برهم زدن امنيت ملی به پنج ماه حبس تعزيری و از بابت تبليغ عليه نظام به تحمل چهار ماه حبس محكوم شده بود كه اين چهار ماه به مدت ۲ سال تعليق شده است.

نشریات

نشريه دانشجوئی "آدديم" كه توسط دانشجويان آذربايجانی در دانشگاه پيام نور گرمی به زبانهای تورکی و فارسی منتشر می شد توسط مسئولين دانشگاه توقيف گرديده است.


محاکمه فعالان

دادگاه فعالین سیاسی میاندوآب (قوشاچای) در شهرستان مهاباد برگزارشد. در این دادگاه بهبود قلیزاده، جلال کویدریلو، شاهین حسنی، داریوش عندلیبیان، محسن فرامرزی، بهکام محمدی، علی سلطانی، مصطفی دولتخواه، مرتضی لک، عین اله آهنگری، امیر ثقفی، امیرآقازاده، ولی اله ظهرابی و یوسف شکریان حضور داشتند. بسیاری ازاین فعالان سیاسی اردیبهشت ماه ۱۳۸۵ قبل از آغازاعتراضات سراسری مردم آذربایجان در اول خرداد دستگیر و بعد ازحدود یک حبس ماه آزاد شده بودند. فعالان مذکور در انتظار صدور حکم به سر می برند.

به امید آزادی همه زندانیان سیاسی و عقیدتی
کمیته دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان – آسمک
علیرضا جوانبخت سخنگوی کمیته
quluncu@gmail.com
  نوشته شده در  پنجشنبه یکم آذر 1386ساعت 10:49  توسط دالغا  | 

گزارشی از آخرین وضعیت زندانیان سیاسی آذربایجان

گزارش زیر شرح مختصری از آخرین وضعیت فعالان سیاسی آذربایجان است، بدیهی است که این گزارش تنها شامل اسامی افرادی می شود که این کمیته موفق به شناسایی آنان شده است و به طور یقین، تعداد زندانیان سیاسی در آذربایجان بیش از آمار موجود است.

1. عباس لساني،محکوم به 2 سال حبس تعزیری، هم اکنون در بند عمومی زندان اردبیل دوران محکومیت خود را می گذراند .

2. جليل غني‌لو، فعال سیاسی اهل زنجان در تاریخ 5 خرداد ماه 86 بازداشت شد. ابتدا به زندان اوین و سپس به زندان زنجان انتقال یافت. وی پیش از این نیز در دوم اسفند 1386 بازداشت و به مدت 26 روز در بند 209 زندان اوین نگهداری شد.

3. بهروز صفري، فعال سیاسی اهل زنجان، در اوایل خرداد ماه بازداشت شد و تاکنون اطلاع موثقی در مورد مکان نگهداری وی وجود ندارد.

4. ،ليلا حيدري، همسر بهروز صفري از ششم شهريور 86 در بازداشت بسر می برد و به گفته ی خانواده اش، در زندان زنجان نگهداری می شود. وی هنگامی که برای ملاقات با همسر زندانیش به اداره اطلاعات مراجه کرده بود، بازداشت شده است.

5. علي‌رضا متين‌پور، برادر سعيد متين‌پور از ششم شهريور 86 در بازداشت بسر مي‌برد.

6. صالح كامراني، وكيل دادگستري، 27 مرداد ماه بازداشت شد و هم اکنون در بند 209 زندان اوین نگهداری می شود. ایشان در سال 85 نیز بازداشت و به مدت 6 ماه در زندان به سر برده بود.

7. ايلقار مرنلي (يعقوب سالكي‌نيا)، 34 ساله، فعال حقوق بشر و از بنيانگذاران كميته دفاع از زندانيان سياسي آذربايجان، از نهم آبان 86 در بازداشت بسر مي‌برد.

8. دکتر محمدعلی حیدری روزنامه نگار و استاد علوم سیاسی دانشگاه تبریز و مراغه، از5 آبان در بازداشت بسر مي‌برد.

9. میر قاسم سیدین زاده، روزنامه نگار، فارغ التحصیل رشته علوم سیاسی از دانشگاه تهران و مفسر سیاسی روزنامه همشهری دهم آبان ماه در تهران بازداشت شده است.

10. محمد نصرتی فعال حرکت ملی آذربایجان و دانشجوی دوره فوق لیسانس رشته آمار دانشگاه آنکارا، از سوم مهر 86 در بازداشت بسر مي‌برد.

11. عبدالله عباسی جوان، 36 ساله، استاد دانشگاه شهيد رجايي، در تاريخ 28 مرداد 86 بازداشت شده است و در بند 209 زندان اوین به سر می برد.

12. سعيد متين پور،32 ساله، فارغ التحصیل رشته فلسفه دانشگاه تهران به مدت بيش از 5 ماه است که در بازداشت بسر مي‌برد. متین پورکه روزنامه نگار هفته نامه يارپاق و همکار روزنامه های محلي استان آذربايجان بوده است، در تاریخ 5 خرداد ماه بازداشت شد. وی پس از انتقال به زندان اوین مجددا به بازداشتگاه اداره اطلاعات زنجان منتقل و هم اکنون در این مکان نگهداری می شود.

13. هادي حميدي شفيق، 23 ساله دانشجوی رشته معماری و اهل تبریز، به مدت 3 ماه است در بازداشت به سر می برد. وی اخیرا از سوی دادگاه انقلاب ارومیه به تحمل 7 ماه حبس تعزیری محکوم شده است.

15. الیاز یکانلی(علی خدابخش) روزنامه نگار و از نویسندگان هفته نامه توقیف شده صدای ارومیه از ۲۱ آذر ۱۳۸۵ در زندان ارومیه بسر می برد. گفته می شود وی به دلیل شرایط نامناسب نگهداریش در زندان، دچار بیماری اعصاب شده است.

16. مصطفي ميدان نورد، وی از سوی دادگاه به تحمل 4 ماه حبس تعزیری محکوم شده است و هم اکنون در زندان ارومیه نگهداری می شود.

17. ابراهیم معینی،روزنامه نگار

18. رضا پاشايي، روزنامه نگار

19. مهدي نوري (ايلمان)، دانشجوي دانشگاه نقده، از 1 خرداد 85 در بازداشت به سر می برد.

20. علي شادي، فعال سیاسی اهل تبریز، روز 26 شهریور ماه بازداشت شد. وی که پیش تر از سوی دادگاه به تحمل 6 ماه حبس تعزیری محکوم شده بود، هم اکنون در زندان تبریز دوران محکومیت خود را می گذراند.

21. جواد حسن پور، فعال سیاسی اهل شهرستان اهر، روز 12 شهریور ماه بازداشت شد و هم اکنون در زندان اهر نگهداری می شود.

22. امیر عباس بنای کاظمی، روز 24اردیبهشت ماه 1386در منزلش در تبریز بازداشت شد و پس از یک ماه حبس در بازداشتگاه اطلاعات تبریز، هم اکنون در زندان تبریز نگهداری می شود، وی روز 25 شهریور ماه از سوی دادگاه به تحمل 2 سال حبس تعزیری محکوم شد.

نکته قابل توجه در مورد افراد یاد شده، نگهداری طولانی مدت آنها در بازداشت موقت و عم رسیدگی قضایی به پرونده های آنان است. در حالی که طبق اصل سی و سوم قانون اساسی و بند 3 میثاق بین المللی حقوق مدنی- سیاسی " مقدمات محاکمه متهم می بایست در اسرع وقت فراهم شود."

همچنین مطابق با اصل سی و پنجم قانون اساسی و بند 3 ماده 14 میثاق، " داشتن وکیل در کلیه مراحل بازداشت و محاکمه از حقوق اولیه فرد محسوب می شود." حال آنکه در مورد افراد یاد شده و بسیاری دیگر از متهمان سیاسی، این حق از سوی نهادهای امنیتی نادیده گرفته شده و متهم در طول دوران بازداشت، حق تماس و یا ملاقات با وکلای خود را ندارد.

طبق بخشنامه حقوق شهروندی ، هر متهم حق دارد در ایام بازداشت با بستگان درجه اول خود مکاتبه و یا ملاقات داشته باشد، با این وجود اکثر خانواده های زندانیان سیاسی آذربایجان، از محل نگهداری بازداشت شدگان بی اطلاع بوده و تاکنون امکان ملاقات با آنان را بدست نیاورده اند.

" فقط شخص متهم در مقابل مقامات قضایی، پاسخگوست، احضار یا جلب بستگان وی اعم از بستگان دور یا نزدیک ممنوع است."(بخشنامه حقوق شهروندی) علی رغم تأکید قانون بر مصونیت بستگان متهم از تعقیب و یا بازداشت، لیلا حیدری همسر بهروز صفری در تاریخ 6 شهریور ماه دستگیر شده و همچنان با گذشت 3 ماه در بازداشت به سر می برد. علیرضا متین پور، برادر سعید متین پور نیز در روندی مشابه دستگیر شده است.

کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر، با اعتراض به تضییع حقوق افراد یاد شده ، خواهان روشن شدن هر چه سریعتر وضعیت آنان می باشد.

کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر

http://www.schrr.net/spip.php?article816

 

  نوشته شده در  پنجشنبه یکم آذر 1386ساعت 10:48  توسط دالغا  | 

گروههای تروریستی پ.ک.ک. و پژاک آلت دست جمهوری اسلامی ایران

پنجشنبه,۱ آذر ۱۳۸۶
 
   آلپر بیجارلی

بازیگری گروههای تروریستی در منطقه خاورمیانه به یک امر بدیهی تبدیل شده است از جمله این گروهها می توان به گروه تروریستی پ.ک.ک. اشاره کرد که با تبدیل شدن به آلت دست سازمانهای امنیتی کشورهای مخالف ترکیه در منطقه با اوامر آنها هر از گاهی منافع ترکیه را تحت پوشش حمایت از کردها مورد حمله قرار می دهد چنانکه در طور بیش از 20 سال حملات تروریستی این گروه در ترکیه بیش از 30 هزار انسان بی گناه به خاک و خون کشیده شده و بسیاری از روستاها به خاطر حملات این گروه وحشی خالی از سکنه شده است.

پ.ک.ک. از بدو تاسیس رابطه تنگاتنگی با دشمنان ترکها در منطقه بر قرار کرده و با استفاده از خاک، کمکهای لجستیکی و آموزشی دشمنان ملت ترک حملات ناجوانمردانه ای را بر علیه ملت ترک تدارک دیده است در اوایل تاسیس سوریه با آلت دست قرار دادن پروه تروریستی پ.ک.ک. و باحمایتهای بی دریغ ایران، یونان، ارمنستان، شوروی و بعضی از کشورهای اروپائی تجهیز شدند و باپگاهای خود را در دره بقاع لبنان پایه گذاری کردند و سرویس امنیتی سوریه با یونان، ارمنستان، شوروی این گروه را آموزش و تجهیز کردند و بعد از قدرت گیری سپاه پاسداران در ایران و همچنین تداخل منافع ایران و ترکیه در منطقه مقامات امنیتی ایران این گروه را بیشترین حمایت مالی و لجستیکی کرده اند و از این گروه به عنوان حربه ای بر علیه ترکیه مورد استفاده قرار داده است

جمهوری اسلامی ایران حتی از این گروه به عنوان یک حربه برای خارج کردن تلویزیون “گوناز”از ترک ست استفاده کرد همانگونه که آگاهان می دانند این گروه در سالروز دستگیری اوجالان در سال 1384 در شهر ترک نشین ماکو دست به یک تظاهرات زد و این تظاهرات با حمایت ماموران امنیتی جمهوری اسلامی ایران به سوی بازارچه مرزی شهر بازرگان هدایت شد و تا این گروه وارد بازارچه طرف ترکیه شود و آنجا را آتش زند ولی ماموران امنیتی با کنترل اوضاع نگذاشتند این گروه کاری انجام دهد و با این کار جمهوری اسلامی یک پیام به ترکیه فرستاد که اگر تلویزیون “گوناز تی.وی” را از ترک ست خارج نکند دست این گروه تروریستی را بیشتر باز خواهد گذاست در آن حادثه بیش از 50 نفر ازحامیان پ.ک.ک. از ترکیه با هماهنگی ایران وارد شهر ماکو شده بودند که تعدادی از آنها دستگیر و بعدا به ترکیه برای امضاء توافق امنیتی بین ایران و ترکیه به ترکیه  تحویل داده شدند. همکاری آشکار این گروه با ایران برای ضربه زدن به منافع ترکیه چیز پنهانی نیست ولی تحلیل گران ترکیه با دیدن این همه همکاری این گروه باز در تحلیل های خویش فریب ایران را می خورند و فکر می کنند با تحویل چند تروریست از طرف ایران به ترکیه ایران دوستی و برادری خویش را ثابت کرده است  و نمی دانند که این فتنه های همه زیر سر ایران و ماموران امنیتی ایران است که این گروه تروریستی را شیر می کند و به جان ترکها می اندازد و بعدا چند نفر از اینها را دستگیر کرده و تحویل ترکیه می دهند و روزنامه نگاران و تحلیل گران ترکیه را با این بازیهای سیاسی فریب می دهند و به اشتباه می اندازند. ایران در حالی که بزرگترین گروه مخالف خود را در عراق زمین گیر کرده است چگونه است که از پس یک گروه گروریستی بر نمی آید؟ اینها همه بازی است برای فریب ترکیه و سیاستمداران ترکیه که کاری با جمهوری اسلامی نداشته باشند با یکی از سربازان ترک آذربایجان که در منطقه قندیل ایران خدمت کرده است صحبت می کردم و ایشان گفت ما یک بار متوجه شدیم که یک هلی کوپتر ایرانی در حال انتقال اسلحه و آذوقه به گروه پ.ک.ک. است و تا فرمانده ما فهمید که ما از این قضیه خبردار شدیم فردای آنروز ما به جنوب کشور انتقال دادند و نگذاشتند ما در آن منظقه بمانیم این یک نمونه از هزاران بار کمک جمهوری اسلامی به این گروه تروریستی می باشد. جمهوری اسلامی حتی بسیاری از زخمی های این گروه را در بیمارستانی در ارومیه مداوا می کرد و حتی اگر در کوه بعضی از این افراد را هم دستگیر می کردند شرط آزادی این افراد را حمله به ترکیه قرار می دادند که باید بعد از آزادی باید به منافع و سربازان ترکیه حمله کنی و الا به شما کمک نخواهیم کرد این بازی کثیف جمهوری اسلامی با ملت ترک نباید از یادها برود. ماموران امنیتی ایران از این گروه تروریستی حتی برای نابودی گروه های کرد مخالف ایران هم استفاده کرده است و با گرفتن آتو از این گروه  بیشتر این گروه را آلت دست خویش کرده است یکی از کردهای ایرانی تعریف می کرد که این گروه یک بار یک گروه مبارز کرد ایرانی به نام “آتش سرخ” را که در کردستان عراق پایگاه داشتند با دستور ایران با حیله و نیرنگ به دام انداختند و تحویل جمهوری اسلامی ایران کردند و تمامی کادرهای ارشد این گروه کرد ایرانی( از جمله چمچمال و پنجوینی) توسط جمهوری اسلامی اعدام شدند و بقیه هم به ابد و زندانهای طویل المدت محکوم شدند. حیله و نیرنگ گروه تروریستی پ.ک.ک. اینگونه بوده است که آنها گروه “آتش سرخ” را به کمپ خویش دعوت می کنند و می گویند که بیایید با هم همکاری کنیم گروه کرد ایرانی هم فریب آنها را می خورند به صورت دسته جمعی به کمپ گروه تروریستی پ.ک.ک. می روند و در حالی که گروه کرد ایرانی استراحت می کردند آنها را خلع سلاح می کنند و دستهای آنها را می بندند و به جمهوری اسلامی تحویل می دهند و جمهوری اسلامی هم با روبه صفتی از صحنه تحویل گرفتن این گروه فیلم برداری و عکس برداری می کنند و به عنوان یک سند بر علیه پ.ک.ک. استفاده می کنند و در آن زمان جمهوری اسلامی به پ.ک.ک. گفته بود که اگر با ما همکاری نکنی این فیلم را به عنوان سند جنایات شما علنی خواهد کرد و حتی در اتحادیه اروپا مطرح خواهد کرد و این گروه تروریستی حتی به کردها هم رحم نکرده است و دست این گروه تروریستی به  خون کردها هم آلوده است. حتی بسیاری از گروههای سیاسی کرد از جمله “کومله” گروه تروریستی پژاک را عامل جمهوری اسلامی می دانند و این گروه را دست ساز ایران می دانند. بعضی از تحلیگران حتی حملات اخیر پ.ک.ک. به ترکیه را با ایران مرتبط می دانند چرا جمهوری اسلامی همیشه می خواهد منطقه در بحران باشد تا او بتواند خود را حفظ کند با حملات ارتش آمریکا به ماموران سپاه قدس در مرکز عراق و دستگیر آنها جمهوری اسلامی خواست منطقه بحران را عوض کند و ترکیه را مشغول کند و باز از پ.ک.ک. به عنوان یک گروه مزدور کمک گرفت و به منافع ترکیه ضربه زد. متاسفانه جمهوری اسلامی با بازی های سیاسی خویش سیاستمداران و روزنامه نگاران ترکیه را فریب داده است و آنها فکر می کنند که جمهوری اسلامی ایران در جنگ با ترور در کنار آنها هستند در حالی که ایران از پشت به ملت  ترک خنجر می زند و پ.ک.ک. را حمایت می کند  

  نوشته شده در  پنجشنبه یکم آذر 1386ساعت 10:45  توسط دالغا  | 

برآوردي از شاخصه هاي جنبش ملي آذربايجان جنوبي

 

آزاد تبریز- سيد محمدحسين حسيني

حركت ملي آذربايجان جنوبي به عنوان يك جنبش اجتماعي- سياسي خاورميانه از جايگاه ويژه اي برخوردار است. اين جنبش اجتماعي-سياسي در تعاملات امنيتي و استراتژيك جغرافيايي منطقه كاملاً قابل ارزيابي است. شاخصه هاي كه وزن اين جنبش را نشان مي دهد به قرار ذيل مي باشد:

1- گستردگي و يكپارچه گي سرزميني:
توركهاي ايران اگرچه در گستره سرزميني ايران حضور عيني دارند ولي 5 استان تورك زبان(آذربايجانشرقي، آذربايجانغربي، اردبيل، زنجان، همدان و بخشهايي از تهران و قزوين) در يك گستره جغرافيايي واحد و يكپارچه قرار گفته اند كه در صورت هرگونه تحرك سياسي-امنيتي ، منطقه از توزيع قدرت مركز خارج مي شود.

2- تراكم جمعيتي:
طبق بسياري از آمارهاي معتبر بين المللي و حتي داخلي ( آمارهاي داخلي به صورت رسمي منتشر نمي شود بلكه در مقالات معتبر پژوهشكده مربوط به وزارت اطلاعات مي توان يافت) جمعيت توركهاي ايران بيش از 30 مليون نفر مي باشد. هر چند بخش عظيمي از اين جمعيت در استانهاي فارس زبان ساكن هستند، ولي در 5 استان كشور اكثريت قريب به اتفاق يكدست تورك زبان هستند. هرگونه حركت سياسي اين جمعيت معادلات سياسي – امنيتي و فرهنگي كل سرزمين ايران را با بحران مواجه مي سازد. اهميت تحركات سياسي – ملي استانهاي تورك، زماني كه با تحركات سياسي توركهاي تهران (در تهران نزديك به 7 مليون نفر تورك زندگي مي كنند) هماهنگ شود تاثير مستقيم و بدون واسطه را بر ساختارهاي نظام سياسي ايران كه در تهران متمركز است ، مي گذارد. تراكم جمعيت توركها از چند جهت ديگر هم براي حركت ملي آذربايجان مفيد است كه عبارتند از: از نظر نيروي توليد، از نظر نيروي رزمنده كه در شرايط حاضر به صورت مسالمت آميز فعالند، از نظر راي دهنده، سهولت اطلاع رساني، كاهش نفوذ رقيب در استانهاي تورك زبان و در نهايت سهولت بسيج مردم.

3- مجاورت جغرافيايي:
يكي از وجوه بارز جنبش ملي آذربايجان اين است كه با دو كشور تورك زبان يعني توركيه و جمهوري آذربايجان شمالي هم مرز است كه عمق استراتژيك آذربايجان جنوبي را بسيار تقويت مي نمايدو علاوه بر دو كشور هم مرز به طور كلي كشورهاي تورك زبان آسياي مركزي هم مي تواند به عنوان الگوهاي موفقي مطرح بشود كه بر مبناي قوميت خويش (دولت – ملت) كشور تشكيل داده اند. كشورهاي تورك همسايه به عنوان پشتيبان معنوي مي تواند در مواقع مقتضي مساله جنبش ملي آذربايجان را در دنيا مطرح كند.

4- مداومت تاريخي:
از نظر تاريخي سرزمين آذربايجان مشحون و مملو ار مبارزات قهرماناني است كه بخاطر حق و عدالت بزرگترين حماسه هاي بشري را خلق كرده اند. 23 سال مبارزه قهرمانانه بابك خرم دين در مقابل اشغالگران عرب، نمونه اي از اين حماسه هاست. آگاهي ملت آذربايجان از گذشته خويش روحيه مقاومت ملي و حماسي را در آنها تقويت مي نمايد.

5- منابع غني سرزميني:
سرزمين آذربايجان علاوه بر اينكه استعداد بالايي در كشاورزي دارد، سلسله اي از معادن غني از مواد مختلف از جمله مس، طلا،… و ميدان هاي نفتي را داراست كه دولت هاي فارس زبان حاكم در تهران به علل ملاحظات استراتژيك هيچ سرمايه گذاري در اين مناطق ننموده و حتي سعي بر اين دارند كه ملت آذربايجان را نسبت به منابع غني سرزمين خويش ناآگاه نگه دارند تا مردم همواره در جستجوي كار به مهاجرت گسترده دست بزنند.

6- پيشينه مبارزات ملي و قومي:

جنبش ملي آذربايجان در 100 سال اخير بدون انقطاع به مسير خود ادامه داده است. هرچند كه فراز و نشيب هاي مختلفي را پشت سرگذارده است ولي از مسير اصلي خود منصرف و منحرف نشده است. البته اين جنبش در هر مرحله اي بر طبق نيازهاي ملت آذربايجان مطالباتش را مطرح كرده است. به عنوان مثال در دوره قيام ستارخان ، قانون انجمنهاي ايالتي و ولايتي در قانون اساسي ايران گنجانده شد. اين در حالي است كه در قيام شيخ محمد خياباني بر پررنگ شدن مرزهاي آذربايجان با عنوان آزاديستان تاكيد مي شود. در قيام پيشه وري بر تشكيل دولت ملي ، به عنوان مطالبات تاريخي آذربايجانيان صحه گذاشته شد و در قيام شريعتمداري با توجه به شرايط سياسي حاكم بر ايران ، منطقه و جهان ، بر ملت آذربايجان به عنوان منبع قدرت ساز براي كل ايران تاكيد و هژموني قدرت آذربايجانيان بر ايران مي باشد. و در دوره حاضر هم جنبش ملي آذربايجان كه با عنوان “حركت ملي آذربايجان” همان مسير صد ساله را ادامه مي دهد، با استراتژي حق تعيين سرنوشت صفحه و جبهه اي ديگر از مبارزه با حاكميت شوونيزم فارس را آغاز كرده است.

7- رهبران خردمند؛
يكي از ويژگي هاي جنبش ملي آذربايجان وجود رهبران خردمند در حركت است. رهبري جنبش ملي آذربايجان در شرايط حاضر به صورت شورايي است . هرچند برخي از رهبران قدرت و نفوذ قابل توجهي دارند ولي بخاطر اينكه در حركت ملي آذربايجان (برخلاف جريان هاي قومي كردي كه بين رهبر و بدنه جريان فاصله زياد است) افراد زيادي وجود دارد كه قابليت رهبري دارند و از طرفي در بدنه جنبش نخبگان فكري و دانشگاهي كثيري فعال هستند. به همين دليل تسامح و تساهل قابل توجهي بين رهبران و بدنه جنبش وجود دارد. در بين رهبران جنبش آذربايجان برسر مسائل جزئي اختلاف سليقه هايي وجود دارد ولي در مسائل استراتژيك مربوط به آذربايجان يكدست و يكصدا هستند. به عنوان مثال هرچند شبكه تلوزيوني گوناذ تي وي از منتقدان دكتر محمودعلي چهرقانلي است ، ولي در شرايط حساس قيام خرداد ماه سال 85 ، همكاري مسئولانه اي را با چهرقانلي و ساير پيشروان جنبش نمود. به طور كلي مي توان گفت كه رهبران جنبش ملي آذربايجان به چنين درايت و عقلانييتي رسيده اند كه در صورت ضرورت مي توانند فرد يا گروهي را به عنوان رهبر فصل الخطاب جنبش معرفي نمايند(بصورت دموكراتيك).

8- همسويي مطالبات ملي جنبش آذربايجان با گفتمان مسلط بين المللي؛
جنبش ملي آذربايجان در 100 سال اخير از راههاي مسالمت آميز جهت رسيدن به اهدافش استفاده كرده است و تمام خواسته هايش را بر طبق و در چارچوب قوانين و كنوانسيونهاي بين المللي مطرح نموده است. علاوه بر آن گفتمان حاكم بر جنبش ملي آذربايجان به محوريت حقوق بشر، تاكيد بر صلح، كرامت انساني، دموكراسي و … بوده است كه با گفتمان مسلط بين المللي همخواني قوي دارد. و از طرفي “حق تعيين سرنوشت ” كه از مطالبات جدي جنبش ملي آذربايجان است از منطق حقوق بين الملل نشات گرفته است.

9- ميزان فاصله با مركز؛
جنبش ملي آذربايجان مركز جغرافيايي فعاليتش را در شهر تبريز قرار داده و استانهاي تورك نشين همجوار را پوشش مي دهد. اين جنبش مشاركت در قدرت مركزي را نه به عنوان تاكتيك و نه به عنوان استراتژي قبول ندارد. با توجه به فاصله اي كه بين شهر تبريز به عنوان كانون قدرت جنبش ملي آذربايجان و شهر تهران و اصفهان به عنوان كانون قدرت قوم فارس وجود دارد، مركز نمي تواند بر جنبش ملي آذربايجان با عناوين پوششي، مطالبات صنفي، قشري، و حاشيه نشيني سرپوش بگذارد. به همين جهت هرگونه تحرك در شهر تبريز و استانهاي مربوطه ، در رديف و حتي زيرمجموعه جنبش ملي آذربايجان ثبت مي شود.

10 – قابليت بسيج پذيري:
در مناطق تورك نشين (آذربايجان) بيش از ساير ملت هاي ساكن در ايران قابليت بسيج پذيري وجود دارد. بطوري كه در سالروز تولد بابك خرم دين با وجود فشارهاي غيرقابل تحمل دولت فارس ، هر ساله بيش از يك مليون نفر در قلعه بابك واقع در شهرستان كليبر شركت مي كردند. و در قيام خرداد ماه 1385 ، 35 شهر آذربايجان در اثر تصرف خيابانهاي شهر توسط ملت ، بطور رسمي از كنترل حكومت خارج شده بود. اين جنبش در شرايط مقتضي قدرت بسيج پذيري در هر سطحي را دارد.

البته لازم به ذكر است كه جنبش ملي آذربايجان در كنار شاخص هاي قدرت ساز، با برخي از موانع و مشكلاتي روبروست كه ضريب قدرت جنبش را كاهش مي دهد كه به جند مورد از آنها اشاره مي كنيم:

1-نظام سياسي ايران (دولت) در اختيار قوم فارس است، كه ايدئولوژي شوونيزم فارس بر آن چيره شده است. اين دولت تمام قدرت سياسي، اقتصادي، اطلاعاتي، فرهنگي و نظامي اش را براي نابودي جنبش ملي آذربايجان بسيج نموده است.
امروزه پروژه هاي قوي براي اخنلاف انداختن بين نيروهاي فعال جنبش از طرف دولت اجرا مي شود. دولت مي خواهد شاخص هايي را كه به صورت استاندارد مبين يك جنبش مي باشد را در جنبش آذربايجان از بين ببرد يا خدشه دار سازد، تا بتواند جنبش ملي آذربايجان را با اصطلاحات شورشي، تجزيه طلبان و اخلال گران همرديف سازد.
2- دولت ايران به وسيله تطميع و تهديد ، حمايت حاميان بين المللي جنبش ملي آذربايجان را خنثي ميكند.
3- با ظهور قدرت اسلامگرا در توركيه ، برخي از فرصتهايي كه جنبش مي توانست با استفاده از امكانات توركيه عملياتي سازد، ناممكن شده است. به عنوان مثال جلوگيري از پخش برنامه هاي تنها تلوزيون آذربايجان جنوبي، گوناذ، از ماهواره تورك ست و يا ديپورت چهرقانلي از اين كشور و دهها مورد ديگر كه مي توان مرتبط با ظهور اسلامگراها در توركيه دانست.
4- بن بست در حل مناقشه قره باغ و بطور كلي اشغال 20% از اراضي آذربايجان توسط ارمنستان و بهره برداري دولت تهران از اين فضاي حاكم بر آذربايجان شمالي
5- عدم وجود رسانه هاي ارتباط جمعي كافي جهت اطلاع رساني: جنبش ملي آذربايجان به علت نداشتن وسايل اطلاع رساني از نوع تلوزيون ، راديو، روزنامه و … شديداً متحمل خسارت هاي گسترده اي مي شود. امروزه اكثريت ملت آذربايجان به اينترنت دسترسي ندارند، تمامي نشريات و روزنامه هاي مربوط به جنبش آذربايجان توقيف شده اند. شبكه تلوزيوني گوناذ كه به مديريت احمد اوبالي از آمريكا پخش مي شود با محدوديت هاي مالي و فني(ماهواره اي) مواجه است.
به هر حال جنبش ملي آذربايجان مقدورات و معذورات خاص خودش را دارد. ولي آنچه واقعيت دارد منابع قدرت ساز در آذربايجان بسيار قابل توجه است و كنش گري اين جنبش را در آينده بسيار نمايان خواهد ساخت. اين كنش گري جنبش آذربايجان با تضعيف قدرت دولت تهران بر اثر فشارهاي داخلي و خارجي قدرتمندتر خواهد شد.

 

  نوشته شده در  پنجشنبه یکم آذر 1386ساعت 10:39  توسط دالغا  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM