وبلاگ اطلاع رسانی سربازان گمنام بابک(شاخه تبریز و حومه) |
نشریات
گزارشی از آخرین وضعیت زندانیان سیاسی آذربایجان
گزارش زیر شرح مختصری از آخرین وضعیت فعالان سیاسی آذربایجان است، بدیهی است که این گزارش تنها شامل اسامی افرادی می شود که این کمیته موفق به شناسایی آنان شده است و به طور یقین، تعداد زندانیان سیاسی در آذربایجان بیش از آمار موجود است.
1. عباس لساني،محکوم به 2 سال حبس تعزیری، هم اکنون در بند عمومی زندان اردبیل دوران محکومیت خود را می گذراند .
2. جليل غنيلو، فعال سیاسی اهل زنجان در تاریخ 5 خرداد ماه 86 بازداشت شد. ابتدا به زندان اوین و سپس به زندان زنجان انتقال یافت. وی پیش از این نیز در دوم اسفند 1386 بازداشت و به مدت 26 روز در بند 209 زندان اوین نگهداری شد.
3. بهروز صفري، فعال سیاسی اهل زنجان، در اوایل خرداد ماه بازداشت شد و تاکنون اطلاع موثقی در مورد مکان نگهداری وی وجود ندارد.
4. ،ليلا حيدري، همسر بهروز صفري از ششم شهريور 86 در بازداشت بسر می برد و به گفته ی خانواده اش، در زندان زنجان نگهداری می شود. وی هنگامی که برای ملاقات با همسر زندانیش به اداره اطلاعات مراجه کرده بود، بازداشت شده است.
5. عليرضا متينپور، برادر سعيد متينپور از ششم شهريور 86 در بازداشت بسر ميبرد.
6. صالح كامراني، وكيل دادگستري، 27 مرداد ماه بازداشت شد و هم اکنون در بند 209 زندان اوین نگهداری می شود. ایشان در سال 85 نیز بازداشت و به مدت 6 ماه در زندان به سر برده بود.
7. ايلقار مرنلي (يعقوب سالكينيا)، 34 ساله، فعال حقوق بشر و از بنيانگذاران كميته دفاع از زندانيان سياسي آذربايجان، از نهم آبان 86 در بازداشت بسر ميبرد.
8. دکتر محمدعلی حیدری روزنامه نگار و استاد علوم سیاسی دانشگاه تبریز و مراغه، از5 آبان در بازداشت بسر ميبرد.
9. میر قاسم سیدین زاده، روزنامه نگار، فارغ التحصیل رشته علوم سیاسی از دانشگاه تهران و مفسر سیاسی روزنامه همشهری دهم آبان ماه در تهران بازداشت شده است.
10. محمد نصرتی فعال حرکت ملی آذربایجان و دانشجوی دوره فوق لیسانس رشته آمار دانشگاه آنکارا، از سوم مهر 86 در بازداشت بسر ميبرد.
11. عبدالله عباسی جوان، 36 ساله، استاد دانشگاه شهيد رجايي، در تاريخ 28 مرداد 86 بازداشت شده است و در بند 209 زندان اوین به سر می برد.
12. سعيد متين پور،32 ساله، فارغ التحصیل رشته فلسفه دانشگاه تهران به مدت بيش از 5 ماه است که در بازداشت بسر ميبرد. متین پورکه روزنامه نگار هفته نامه يارپاق و همکار روزنامه های محلي استان آذربايجان بوده است، در تاریخ 5 خرداد ماه بازداشت شد. وی پس از انتقال به زندان اوین مجددا به بازداشتگاه اداره اطلاعات زنجان منتقل و هم اکنون در این مکان نگهداری می شود.
13. هادي حميدي شفيق، 23 ساله دانشجوی رشته معماری و اهل تبریز، به مدت 3 ماه است در بازداشت به سر می برد. وی اخیرا از سوی دادگاه انقلاب ارومیه به تحمل 7 ماه حبس تعزیری محکوم شده است.
15. الیاز یکانلی(علی خدابخش) روزنامه نگار و از نویسندگان هفته نامه توقیف شده صدای ارومیه از ۲۱ آذر ۱۳۸۵ در زندان ارومیه بسر می برد. گفته می شود وی به دلیل شرایط نامناسب نگهداریش در زندان، دچار بیماری اعصاب شده است.
16. مصطفي ميدان نورد، وی از سوی دادگاه به تحمل 4 ماه حبس تعزیری محکوم شده است و هم اکنون در زندان ارومیه نگهداری می شود.
17. ابراهیم معینی،روزنامه نگار
18. رضا پاشايي، روزنامه نگار
19. مهدي نوري (ايلمان)، دانشجوي دانشگاه نقده، از 1 خرداد 85 در بازداشت به سر می برد.
20. علي شادي، فعال سیاسی اهل تبریز، روز 26 شهریور ماه بازداشت شد. وی که پیش تر از سوی دادگاه به تحمل 6 ماه حبس تعزیری محکوم شده بود، هم اکنون در زندان تبریز دوران محکومیت خود را می گذراند.
21. جواد حسن پور، فعال سیاسی اهل شهرستان اهر، روز 12 شهریور ماه بازداشت شد و هم اکنون در زندان اهر نگهداری می شود.
22. امیر عباس بنای کاظمی، روز 24اردیبهشت ماه 1386در منزلش در تبریز بازداشت شد و پس از یک ماه حبس در بازداشتگاه اطلاعات تبریز، هم اکنون در زندان تبریز نگهداری می شود، وی روز 25 شهریور ماه از سوی دادگاه به تحمل 2 سال حبس تعزیری محکوم شد.
نکته قابل توجه در مورد افراد یاد شده، نگهداری طولانی مدت آنها در بازداشت موقت و عم رسیدگی قضایی به پرونده های آنان است. در حالی که طبق اصل سی و سوم قانون اساسی و بند 3 میثاق بین المللی حقوق مدنی- سیاسی " مقدمات محاکمه متهم می بایست در اسرع وقت فراهم شود."
همچنین مطابق با اصل سی و پنجم قانون اساسی و بند 3 ماده 14 میثاق، " داشتن وکیل در کلیه مراحل بازداشت و محاکمه از حقوق اولیه فرد محسوب می شود." حال آنکه در مورد افراد یاد شده و بسیاری دیگر از متهمان سیاسی، این حق از سوی نهادهای امنیتی نادیده گرفته شده و متهم در طول دوران بازداشت، حق تماس و یا ملاقات با وکلای خود را ندارد.
طبق بخشنامه حقوق شهروندی ، هر متهم حق دارد در ایام بازداشت با بستگان درجه اول خود مکاتبه و یا ملاقات داشته باشد، با این وجود اکثر خانواده های زندانیان سیاسی آذربایجان، از محل نگهداری بازداشت شدگان بی اطلاع بوده و تاکنون امکان ملاقات با آنان را بدست نیاورده اند.
" فقط شخص متهم در مقابل مقامات قضایی، پاسخگوست، احضار یا جلب بستگان وی اعم از بستگان دور یا نزدیک ممنوع است."(بخشنامه حقوق شهروندی) علی رغم تأکید قانون بر مصونیت بستگان متهم از تعقیب و یا بازداشت، لیلا حیدری همسر بهروز صفری در تاریخ 6 شهریور ماه دستگیر شده و همچنان با گذشت 3 ماه در بازداشت به سر می برد. علیرضا متین پور، برادر سعید متین پور نیز در روندی مشابه دستگیر شده است.
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر، با اعتراض به تضییع حقوق افراد یاد شده ، خواهان روشن شدن هر چه سریعتر وضعیت آنان می باشد.
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر
http://www.schrr.net/spip.php?article816
بازیگری گروههای تروریستی در منطقه خاورمیانه به یک امر بدیهی تبدیل شده است از جمله این گروهها می توان به گروه تروریستی پ.ک.ک. اشاره کرد که با تبدیل شدن به آلت دست سازمانهای امنیتی کشورهای مخالف ترکیه در منطقه با اوامر آنها هر از گاهی منافع ترکیه را تحت پوشش حمایت از کردها مورد حمله قرار می دهد چنانکه در طور بیش از 20 سال حملات تروریستی این گروه در ترکیه بیش از 30 هزار انسان بی گناه به خاک و خون کشیده شده و بسیاری از روستاها به خاطر حملات این گروه وحشی خالی از سکنه شده است.
پ.ک.ک. از بدو تاسیس رابطه تنگاتنگی با دشمنان ترکها در منطقه بر قرار کرده و با استفاده از خاک، کمکهای لجستیکی و آموزشی دشمنان ملت ترک حملات ناجوانمردانه ای را بر علیه ملت ترک تدارک دیده است در اوایل تاسیس سوریه با آلت دست قرار دادن پروه تروریستی پ.ک.ک. و باحمایتهای بی دریغ ایران، یونان، ارمنستان، شوروی و بعضی از کشورهای اروپائی تجهیز شدند و باپگاهای خود را در دره بقاع لبنان پایه گذاری کردند و سرویس امنیتی سوریه با یونان، ارمنستان، شوروی این گروه را آموزش و تجهیز کردند و بعد از قدرت گیری سپاه پاسداران در ایران و همچنین تداخل منافع ایران و ترکیه در منطقه مقامات امنیتی ایران این گروه را بیشترین حمایت مالی و لجستیکی کرده اند و از این گروه به عنوان حربه ای بر علیه ترکیه مورد استفاده قرار داده است
جمهوری اسلامی ایران حتی از این گروه به عنوان یک حربه برای خارج کردن تلویزیون “گوناز”از ترک ست استفاده کرد همانگونه که آگاهان می دانند این گروه در سالروز دستگیری اوجالان در سال 1384 در شهر ترک نشین ماکو دست به یک تظاهرات زد و این تظاهرات با حمایت ماموران امنیتی جمهوری اسلامی ایران به سوی بازارچه مرزی شهر بازرگان هدایت شد و تا این گروه وارد بازارچه طرف ترکیه شود و آنجا را آتش زند ولی ماموران امنیتی با کنترل اوضاع نگذاشتند این گروه کاری انجام دهد و با این کار جمهوری اسلامی یک پیام به ترکیه فرستاد که اگر تلویزیون “گوناز تی.وی” را از ترک ست خارج نکند دست این گروه تروریستی را بیشتر باز خواهد گذاست در آن حادثه بیش از 50 نفر ازحامیان پ.ک.ک. از ترکیه با هماهنگی ایران وارد شهر ماکو شده بودند که تعدادی از آنها دستگیر و بعدا به ترکیه برای امضاء توافق امنیتی بین ایران و ترکیه به ترکیه تحویل داده شدند.
آزاد تبریز- سيد محمدحسين حسيني
حركت ملي آذربايجان جنوبي به عنوان يك جنبش اجتماعي- سياسي خاورميانه از جايگاه ويژه اي برخوردار است. اين جنبش اجتماعي-سياسي در تعاملات امنيتي و استراتژيك جغرافيايي منطقه كاملاً قابل ارزيابي است. شاخصه هاي كه وزن اين جنبش را نشان مي دهد به قرار ذيل مي باشد:
1- گستردگي و يكپارچه گي سرزميني:
توركهاي ايران اگرچه در گستره سرزميني ايران حضور عيني دارند ولي 5 استان تورك زبان(آذربايجانشرقي، آذربايجانغربي، اردبيل، زنجان، همدان و بخشهايي از تهران و قزوين) در يك گستره جغرافيايي واحد و يكپارچه قرار گفته اند كه در صورت هرگونه تحرك سياسي-امنيتي ، منطقه از توزيع قدرت مركز خارج مي شود.
2- تراكم جمعيتي:
طبق بسياري از آمارهاي معتبر بين المللي و حتي داخلي ( آمارهاي داخلي به صورت رسمي منتشر نمي شود بلكه در مقالات معتبر پژوهشكده مربوط به وزارت اطلاعات مي توان يافت) جمعيت توركهاي ايران بيش از 30 مليون نفر مي باشد. هر چند بخش عظيمي از اين جمعيت در استانهاي فارس زبان ساكن هستند، ولي در 5 استان كشور اكثريت قريب به اتفاق يكدست تورك زبان هستند. هرگونه حركت سياسي اين جمعيت معادلات سياسي – امنيتي و فرهنگي كل سرزمين ايران را با بحران مواجه مي سازد. اهميت تحركات سياسي – ملي استانهاي تورك، زماني كه با تحركات سياسي توركهاي تهران (در تهران نزديك به 7 مليون نفر تورك زندگي مي كنند) هماهنگ شود تاثير مستقيم و بدون واسطه را بر ساختارهاي نظام سياسي ايران كه در تهران متمركز است ، مي گذارد. تراكم جمعيت توركها از چند جهت ديگر هم براي حركت ملي آذربايجان مفيد است كه عبارتند از: از نظر نيروي توليد، از نظر نيروي رزمنده كه در شرايط حاضر به صورت مسالمت آميز فعالند، از نظر راي دهنده، سهولت اطلاع رساني، كاهش نفوذ رقيب در استانهاي تورك زبان و در نهايت سهولت بسيج مردم.
3- مجاورت جغرافيايي:
يكي از وجوه بارز جنبش ملي آذربايجان اين است كه با دو كشور تورك زبان يعني توركيه و جمهوري آذربايجان شمالي هم مرز است كه عمق استراتژيك آذربايجان جنوبي را بسيار تقويت مي نمايدو علاوه بر دو كشور هم مرز به طور كلي كشورهاي تورك زبان آسياي مركزي هم مي تواند به عنوان الگوهاي موفقي مطرح بشود كه بر مبناي قوميت خويش (دولت – ملت) كشور تشكيل داده اند. كشورهاي تورك همسايه به عنوان پشتيبان معنوي مي تواند در مواقع مقتضي مساله جنبش ملي آذربايجان را در دنيا مطرح كند.
4- مداومت تاريخي:
از نظر تاريخي سرزمين آذربايجان مشحون و مملو ار مبارزات قهرماناني است كه بخاطر حق و عدالت بزرگترين حماسه هاي بشري را خلق كرده اند. 23 سال مبارزه قهرمانانه بابك خرم دين در مقابل اشغالگران عرب، نمونه اي از اين حماسه هاست. آگاهي ملت آذربايجان از گذشته خويش روحيه مقاومت ملي و حماسي را در آنها تقويت مي نمايد.
5- منابع غني سرزميني:
سرزمين آذربايجان علاوه بر اينكه استعداد بالايي در كشاورزي دارد، سلسله اي از معادن غني از مواد مختلف از جمله مس، طلا،… و ميدان هاي نفتي را داراست كه دولت هاي فارس زبان حاكم در تهران به علل ملاحظات استراتژيك هيچ سرمايه گذاري در اين مناطق ننموده و حتي سعي بر اين دارند كه ملت آذربايجان را نسبت به منابع غني سرزمين خويش ناآگاه نگه دارند تا مردم همواره در جستجوي كار به مهاجرت گسترده دست بزنند.
6- پيشينه مبارزات ملي و قومي:
جنبش ملي آذربايجان در 100 سال اخير بدون انقطاع به مسير خود ادامه داده است. هرچند كه فراز و نشيب هاي مختلفي را پشت سرگذارده است ولي از مسير اصلي خود منصرف و منحرف نشده است. البته اين جنبش در هر مرحله اي بر طبق نيازهاي ملت آذربايجان مطالباتش را مطرح كرده است. به عنوان مثال در دوره قيام ستارخان ، قانون انجمنهاي ايالتي و ولايتي در قانون اساسي ايران گنجانده شد. اين در حالي است كه در قيام شيخ محمد خياباني بر پررنگ شدن مرزهاي آذربايجان با عنوان آزاديستان تاكيد مي شود. در قيام پيشه وري بر تشكيل دولت ملي ، به عنوان مطالبات تاريخي آذربايجانيان صحه گذاشته شد و در قيام شريعتمداري با توجه به شرايط سياسي حاكم بر ايران ، منطقه و جهان ، بر ملت آذربايجان به عنوان منبع قدرت ساز براي كل ايران تاكيد و هژموني قدرت آذربايجانيان بر ايران مي باشد. و در دوره حاضر هم جنبش ملي آذربايجان كه با عنوان “حركت ملي آذربايجان” همان مسير صد ساله را ادامه مي دهد، با استراتژي حق تعيين سرنوشت صفحه و جبهه اي ديگر از مبارزه با حاكميت شوونيزم فارس را آغاز كرده است.
7- رهبران خردمند؛
يكي از ويژگي هاي جنبش ملي آذربايجان وجود رهبران خردمند در حركت است. رهبري جنبش ملي آذربايجان در شرايط حاضر به صورت شورايي است . هرچند برخي از رهبران قدرت و نفوذ قابل توجهي دارند ولي بخاطر اينكه در حركت ملي آذربايجان (برخلاف جريان هاي قومي كردي كه بين رهبر و بدنه جريان فاصله زياد است) افراد زيادي وجود دارد كه قابليت رهبري دارند و از طرفي در بدنه جنبش نخبگان فكري و دانشگاهي كثيري فعال هستند. به همين دليل تسامح و تساهل قابل توجهي بين رهبران و بدنه جنبش وجود دارد. در بين رهبران جنبش آذربايجان برسر مسائل جزئي اختلاف سليقه هايي وجود دارد ولي در مسائل استراتژيك مربوط به آذربايجان يكدست و يكصدا هستند. به عنوان مثال هرچند شبكه تلوزيوني گوناذ تي وي از منتقدان دكتر محمودعلي چهرقانلي است ، ولي در شرايط حساس قيام خرداد ماه سال 85 ، همكاري مسئولانه اي را با چهرقانلي و ساير پيشروان جنبش نمود. به طور كلي مي توان گفت كه رهبران جنبش ملي آذربايجان به چنين درايت و عقلانييتي رسيده اند كه در صورت ضرورت مي توانند فرد يا گروهي را به عنوان رهبر فصل الخطاب جنبش معرفي نمايند(بصورت دموكراتيك).
8- همسويي مطالبات ملي جنبش آذربايجان با گفتمان مسلط بين المللي؛
جنبش ملي آذربايجان در 100 سال اخير از راههاي مسالمت آميز جهت رسيدن به اهدافش استفاده كرده است و تمام خواسته هايش را بر طبق و در چارچوب قوانين و كنوانسيونهاي بين المللي مطرح نموده است. علاوه بر آن گفتمان حاكم بر جنبش ملي آذربايجان به محوريت حقوق بشر، تاكيد بر صلح، كرامت انساني، دموكراسي و … بوده است كه با گفتمان مسلط بين المللي همخواني قوي دارد. و از طرفي “حق تعيين سرنوشت ” كه از مطالبات جدي جنبش ملي آذربايجان است از منطق حقوق بين الملل نشات گرفته است.
9- ميزان فاصله با مركز؛
جنبش ملي آذربايجان مركز جغرافيايي فعاليتش را در شهر تبريز قرار داده و استانهاي تورك نشين همجوار را پوشش مي دهد. اين جنبش مشاركت در قدرت مركزي را نه به عنوان تاكتيك و نه به عنوان استراتژي قبول ندارد. با توجه به فاصله اي كه بين شهر تبريز به عنوان كانون قدرت جنبش ملي آذربايجان و شهر تهران و اصفهان به عنوان كانون قدرت قوم فارس وجود دارد، مركز نمي تواند بر جنبش ملي آذربايجان با عناوين پوششي، مطالبات صنفي، قشري، و حاشيه نشيني سرپوش بگذارد. به همين جهت هرگونه تحرك در شهر تبريز و استانهاي مربوطه ، در رديف و حتي زيرمجموعه جنبش ملي آذربايجان ثبت مي شود.
10 – قابليت بسيج پذيري:
در مناطق تورك نشين (آذربايجان) بيش از ساير ملت هاي ساكن در ايران قابليت بسيج پذيري وجود دارد. بطوري كه در سالروز تولد بابك خرم دين با وجود فشارهاي غيرقابل تحمل دولت فارس ، هر ساله بيش از يك مليون نفر در قلعه بابك واقع در شهرستان كليبر شركت مي كردند. و در قيام خرداد ماه 1385 ، 35 شهر آذربايجان در اثر تصرف خيابانهاي شهر توسط ملت ، بطور رسمي از كنترل حكومت خارج شده بود. اين جنبش در شرايط مقتضي قدرت بسيج پذيري در هر سطحي را دارد.
البته لازم به ذكر است كه جنبش ملي آذربايجان در كنار شاخص هاي قدرت ساز، با برخي از موانع و مشكلاتي روبروست كه ضريب قدرت جنبش را كاهش مي دهد كه به جند مورد از آنها اشاره مي كنيم:
1-نظام سياسي ايران (دولت) در اختيار قوم فارس است، كه ايدئولوژي شوونيزم فارس بر آن چيره شده است. اين دولت تمام قدرت سياسي، اقتصادي، اطلاعاتي، فرهنگي و نظامي اش را براي نابودي جنبش ملي آذربايجان بسيج نموده است.
امروزه پروژه هاي قوي براي اخنلاف انداختن بين نيروهاي فعال جنبش از طرف دولت اجرا مي شود. دولت مي خواهد شاخص هايي را كه به صورت استاندارد مبين يك جنبش مي باشد را در جنبش آذربايجان از بين ببرد يا خدشه دار سازد، تا بتواند جنبش ملي آذربايجان را با اصطلاحات شورشي، تجزيه طلبان و اخلال گران همرديف سازد.
2- دولت ايران به وسيله تطميع و تهديد ، حمايت حاميان بين المللي جنبش ملي آذربايجان را خنثي ميكند.
3- با ظهور قدرت اسلامگرا در توركيه ، برخي از فرصتهايي كه جنبش مي توانست با استفاده از امكانات توركيه عملياتي سازد، ناممكن شده است. به عنوان مثال جلوگيري از پخش برنامه هاي تنها تلوزيون آذربايجان جنوبي، گوناذ، از ماهواره تورك ست و يا ديپورت چهرقانلي از اين كشور و دهها مورد ديگر كه مي توان مرتبط با ظهور اسلامگراها در توركيه دانست.
4- بن بست در حل مناقشه قره باغ و بطور كلي اشغال 20% از اراضي آذربايجان توسط ارمنستان و بهره برداري دولت تهران از اين فضاي حاكم بر آذربايجان شمالي
5- عدم وجود رسانه هاي ارتباط جمعي كافي جهت اطلاع رساني: جنبش ملي آذربايجان به علت نداشتن وسايل اطلاع رساني از نوع تلوزيون ، راديو، روزنامه و … شديداً متحمل خسارت هاي گسترده اي مي شود. امروزه اكثريت ملت آذربايجان به اينترنت دسترسي ندارند، تمامي نشريات و روزنامه هاي مربوط به جنبش آذربايجان توقيف شده اند. شبكه تلوزيوني گوناذ كه به مديريت احمد اوبالي از آمريكا پخش مي شود با محدوديت هاي مالي و فني(ماهواره اي) مواجه است.
به هر حال جنبش ملي آذربايجان مقدورات و معذورات خاص خودش را دارد. ولي آنچه واقعيت دارد منابع قدرت ساز در آذربايجان بسيار قابل توجه است و كنش گري اين جنبش را در آينده بسيار نمايان خواهد ساخت. اين كنش گري جنبش آذربايجان با تضعيف قدرت دولت تهران بر اثر فشارهاي داخلي و خارجي قدرتمندتر خواهد شد.
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|