تبليغاتX
حرکت ملی آذربایجان-سربازان گمنام بابک
 
وبلاگ اطلاع رسانی سربازان گمنام بابک(شاخه تبریز و حومه)
 
 

همچون بسياري از كشورهاي جهان در ايران و به تبع آن آذربايجان جنوبي نيز حقوق زنان پايمال مي شود و زنان جايگاه واقعي خود را در جامعه به دست نياورده اند. با وجود اینکه سالهاست، شاهد فعاليت فعالين حركت ملي آذربايجان در راستاي حقوق ملي و مدني ملت آذربايجان هستيم، اما متاسفانه در طي اين سالها علي رغم صحبت هاي فراوان در خصوص حقوق پايمال شده ملت آذربايجان جنوبي، آنطور كه بايد از حقوق زنان و ظلم مضاعفي كه بر زنان جامعه ما وارد مي شود، سخن نمي رود. همین امرو نیز اقدامات و اظهار نظرهای ناآگاهانه و غیر مسئولانه برخی فعالین حرکت ملی آذربایجان و فعالین حقوق زن  سبب شده که شائبه تضاد و جدایی جنبش زنان آذربایجانی و حرکت ملی آذربایجان قوت گرفته و نگرانیهایی را در این زمینه سبب شود. در حالیکه توجه به موارد زیر، نشان می دهد که تفکیک دو جنبش  از یکدیگر، تنها باعث تضعیف  آنها شده  و هر یک را به جنبشی ناقص بدل خواهد کرد.  

·     یکی از عوامل مهم ستم جنسی درمورد زنان آذربایجانی، ستم ملی وارد بر ملت آذربایجان جنوبی است. به طوریکه بدون رفع ستم ملی، حل مساله زنان آذربایجانی امکان نا پذیر است.

·     ظلم و ستم وارد بر زنان، و به تبع آن خواستهها و نیازهای آنان، بنا به شرایط مکانی، زمانی، فرهنگی و ملی و …، متفاوت است. لذا جنبش زنان آذربایجان و ایران با وجود نقاط مشترک بسیار، هرکدام دارای ویژگیهای منحصر به فرد خود بوده و علیرغم  همکاریهای لازم، مستلزم هویت و فعالیت مستقل از هم هستند.

·     با توجه به اینکه نصف و یا بیشتر از نصف جمعیت آذربایجان جنوبی را زنان تشکیل میدهند، از یک طرف نجات و سعادت ملی آذربایجان، بدون نجات زنان این ملت قابل بحث نبوده و از طرف دیگر نقش زنان در بسیج سیاسی ملی بسیار حائز اهمیت است.

·     فرهنگ و تاریخ ملی  آذربایجان و شرایط اجتماعی آن نسبت به سایر ملل منطقه، پتانسیل خوبی در احقاق حقوق زنان دارد.

·     با توجه به تجربه انقلابها و جنبشهای اجتماعی، سیاسی و ملی جهان، اولویت دهی به یکی ازجنبشها (حرکت ملی ) و تعویق و تعلیق خواستههای جنبشهای دیگر(جنبش زنان) و مشروط نمودن یکی به موفقیت دیگری، مسالهی است که آزمون خود را با شکست پس داده و دیگر طرح آن به هیچ وجه محلی از اعراب ندارد.  شاخه زنان جنبش دانشجویی آذربایجان با اعتقاد به اینکه، جنبش زنان آذربایجانی و حرکت ملی آذربایجان تفکیک ناپذیر بوده و موفقیت و شکست هر کدام به معنای موفقیت و شکست دیگری خواهد بود، فعالیت رسمی خود را به صورت مستقل آغاز نموده، ضمن معرفی وئبلاگ  www.qadinchi.blogfa.com، به عنوان ارگان رسمی خود، اهم اهداف و برنامه های خود را به طور خلاصه اعلام میدارد:

1.     آگاه كردن زن آذربايجاني از موقعيت و شرايط حاكم بر او  و آگاه نمودن وي از حقوق انساني و ملی خويش.

2.     مبارزه با تبعيض جنسي حاكم بر جامعه.

3.     از ميان برداشتن فرهنگ مردسالارانه حاكم بر جامعه و ايجاد برابري بين زنان و مردان.

4.     شناساندن حقوق زنان به عنوان یکی از اهداف مهم حرکت ملی اذربایجان

5.     تبیین اهداف حرکت ملی آذربایجان و جایگاه و نقش زنان در حرکت ملی  در بین زنان جامعه.

6.     آموزش زنان روشنفکر آذربایجانی در مورد تفاوت شرایط حاکم بر زن ایرانی  و آذربایجانی.

7.     ايجاد زمينه هاي لازم براي فعاليت زنان و افزايش نقش آنان در فعاليت هاي سياسي – اجتماعي بويژه در حركت ملي آذربايجان.

8.     تربیت کادرو فعالین حرفه ای و الگوسازی از بین زنان برای مدیریت جنبش در سالهای آتِی.

9.     ….  امید است تا باهوشیاری، همیاری و همفکری عزیزان فعال حرکت ملی و همچنین فعالین حقوق زنان اذربایجان، بتوانیم گام کوچکی برای سعادت ملت آذربایجان اعم از زن ومرد برداریم. 

 شاخه زنان جنبش دانشجویی آذربایجان

  نوشته شده در  سه شنبه هجدهم دی 1386ساعت 11:17  توسط دالغا  | 

بیانیه شماره یک ((اورمو آذربایجان سسی)) در خصوص انتخابات مجلس هشتم

بسم الله الرحمان الرحیم 

 بیانیه شماره یک ((اورمو آذربایجان سسی)) در خصوص انتخابات مجلس هشتم

 انتخابات یکی از مترقی ترین روشهای مشارکت مردم در صحنه های سیاسی می باشد که به واسطه آن آحاد جامعه بطور مستقیم رای و نظر خویش را بر کالبد مدیریت سیاسی کشور وارد می سازند. فضای انتخاباتی فرصتی است برای تعامل و گفتگو بین حاکمیت و جریانات سیاسی مختلف در مقابل افکار عمومی که با اعتقاد به پلورالیسم سیاسی که می توان با برگزاری انتخاباتی آزاد و سالم توسعه و پیشرفت در کشور را جزو اهداف دست یافتنی قلمداد نمود.علیرغم واقعیتهای تلخ فضای انتخاباتی و عدم رغبت اکثریت مردم و برخی گروههای سیاسی جهت حضور در پای صندوقهای رای و بی عدالتی و تبعیض آشکار در بررسی صلاحیت کاندیداها، مبارزات پارلمانی فرصتی مغتنم جهت طرح آزادانه مطالبات ملی و سیاسی است که در اغلب مواقع دفاع از آنها هزینه های هنگفتی را بدنبال دارد. در شرایط حساس مناطق غربی این آب و خاک بویژه شهر اورمیه در این برهه از زمان که زیاده طلبان بواسطه یکسری حرکات سیاسی موازی با اقدامات تروریستی خویش و بر اساس نقشه شوم هم پیمانان خارج نشین خود قصد تسلط سیاسی و حتی فیزیکی بر آنرا دارند سبب می گردد تا برخورد فعالان سیاسی و فرهنگی این شهرستان با انتخابات پارلمان پیش رو متفاوت از نگاهی باشد که در شهرهای دیگر وجود دارد. به همین جهت حضور یکپارچه و قدرتمند در صحنه انتخابات همانقدر حائز اهمیت و کارساز است که عدم حضور و یا حضور کم رنگ فعالان ضربات مهلک و غیر قابل جبرانی را بر پیکره عظیم آذربایجان و مطالبات ملی و انسانی در این منطقه وارد خواهد ساخت.((اورمو آذربایجان سسی)) که بصورتی کاملا خودجوش و بر اساس احساس مسئولیت فعالان سیاسی و فرهنگی اورمیه به سرزمین آبا و اجدادیشان شکل گرفته است با در نظر گرفتن عوامل زمان و مکان و سیر حوادث ناخوشایند در منطقه که بر علیه منافع ملی مان می باشد حضور نظام مند و هدفمند در انتخابات مجلس هشتم را اقدامی در راستای اعاده خواسته های ملی و مطالبات سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی مردم دانسته و بصورتی نهادینه و قانونمند به طرح و پیگیری آنها خواهد پرداخت. در این راستا دست همکاری و مساعدت به سوی یکایک فعالان سیاسی و فرهنگی آذربایجان بویژه شهرستان اورمیه دراز کرده و با یاری جستن از خداوند منان می خواهیم به صورت متحد و یکپارچه همراه با مردم غیور و آگاه آذربایجان در راستای دفاع از هویت سیاسی و دارایی های معنوی خویش وارد صحنه انتخابات مجلس هشتم شورای اسلامی شویم. بی شک رمز موفقیت و پیروزی ما در وحدت و همدلی ما خواهد بود. 

 اورمو آذربایجان سسی

  نوشته شده در  دوشنبه هفدهم دی 1386ساعت 13:23  توسط دالغا  | 
  پس ازبشهادت رساندن جوان ماهیگیر تورکمن بنام حسام الدین خدیور درروزهفت دیماه هشتادوشش ،توسط ماموران نیروی انتظامی دردریا و بجرم دفاع ازموجودیت خود وخانواده اش درمقابل فقر وبیکاری وگرسنگی وقوانین اسارت بارحکومت که تنها درپی تضمین منافع مافیای اقتصادی وسیاسی درکشور است،مردم خشمگین تورکمن به پاسگاه چپاقلی وفرمانداری بندرتورکمن مراجعه نموده ومتعاقب خروج کنترل احساسات جمعیت ،خساراتی به ساختمان این مراکز وارد گردیده است. نیروی سرکوبگر وضدشورش با قرق نمودن منطقه واعمال حکومت غیرقانونی نظامی دریک اقدام کور به دستگیری مردم وجوانان بیگناه تورکمن ،صرفا جهت قدرت نمائی وزهر چشمگیری مبادرت نموده است که تعداد دستگیر شدگان درروزهای گذشته(نهم ودهم ویازدهم دیماه )بیش ازدویست نفر گزارش گردیده است که جهت بازجوئی به اصطلاح فنی( شکنجه) به گرگان منتقل گردیده اندعلیرغم آزادی موقت یکصد نفر ازاین افراد،بیش ازیکصد نفردیگر ازمردم ما درچنگال ماشین سرکوب حکومت گرفتارند وبگزارش واصله دربدترین شرایط بسرمیبرند .

. ما ضمن رد هرگونه خشونت واقدامات کور تخریبی که باعث خدشه دار گردیدن چهرهء مبارزات حق طلبانه،ملتمان درمقابل ظلم وستم جاری میگردد، همچنین منطق زور وسرکوب که بجای تدبیر واندیشه بر اعمال ورفتار حاکمان سایه افکنده است،اعتراض به وضع ذلت بارموجود را نه تنها حق مردم بلکه وظیفه آنان میدانیم ولی روشهای خشونت بار وتندروانه را درراستای خواست دستگاه امنیتی وسرکوب حکومت برای بازتر شدن دستهایش جهت اعمال شدت وخشونت مضاعف ارزیابی مینمائیم

. ما ضمن حمایت از مردم حق طلب چپاقلی وبندرتورکمن وفراخوان به همه مردم تورکمنصحرا (تورکمنستان جنوبی)ونیزسایرهموطنانمان درهرکجای ایران جهت اعتراض به سرکوب مردم تورکمن وپیگیری مطالبات به حقشان ،ازرسانه ها ونهادهای فارس زبان درکتمان وسانسور اخبار مبارزات مردم تورکمن وعدم انعکاس هدفمند آن بشدت انتقاد مینمائیم . ماهیت احزاب وسازمانها ونهادهای به اصطلاح اصلاح طلبی که هم اکنون باهدف جلب رای ملت تورکمن درمنطقه مشغول فعالیت شدید هستند با سکوت معنا دار درقبال این سرکوبگری ها وظلم گستری دولت جمهوری اسلامی ،بیش ازپیش آشکار میگردد

. ما باردیگر به دست اندکاران وآمران حکومت هشدارمیدهیم که بجای سرکوب ودستگیری مردم وگستردن تورپلیسی وامنیتی وصدوراحکام به اصطلاح قضائی سیاسی!،به رفع ورجوع منشاء این اعتراضات وحوادث که باعث خیزش مردم گردیده است یعنی پرداخت حقوق ملت وخشکاندن چشمه نارضایتی(ونه چشمهء اعتراض به نارضایتی!)باشندوگرنه مسائل ومشکلات آتی فقط به شکسته شدن دروپنجره محدودنشده وتحریک مردم توسط عوامل حکومتی برای همیشه نیز درکنترل محرکان باقی نخواهد ماند. ما ازهمه آزادیخواهان وآنهائیکه نمیخواهند ملت ایران تجزیه شوندانتظارداریم ازحقوق ومطالبات به حق مردم تورکمن دفاع واخبار اعتراضات آنها را منتشر نمایندوبرای آزادی دستگیر شدگان تورکمن که بیگناه میباشند وتنها قربانی ضعف حکومت در سیاست ومدیریت هستند ،بکوشند

. اتحادیه روشنفکران تورکمن خواستار آزادی فوری وبی قید وشرط زندانیان تورکمن وپیگرد قانونی مسببان قتل ماهیگیران بیگناه تورکمن که درواقع منشاءاصلی نا آرامیهای اخیر منطقه میباشد ومحاکمه ومجازات این قاتلان مردم تورکمن ،بوده ورفع یا ابطال کلیه دستورالعملهای مربوط به تحدید حقوق مردم وماهیگیران وتضمین امنیتی وشغلی شهروندان بویژه ماهیگیران راخواسته بحق مردم دانسته وخاطر نشان میکند هیچ ملتی تاکنون با سرکوب آرام نشده است .

اتحادیه روشنفکران تورکمن

  نوشته شده در  دوشنبه هفدهم دی 1386ساعت 13:14  توسط دالغا  | 
خوانندگان گرامی ، مطلبی که هم اکنون پیش روی شماست، ماحصل چندین ساعت گفتگو و پرسش و پاسخ نشریه دیره نیش سسی با مسئول روابط عمومی آذربایجان میلی دیره تشکیلاتی( تشکیلات مقاومت ملی) در رابطه با مسائل بین المللی و تاثیرات آن در حرکت ملی آذربایجان می باشد.  با توجه به اینکه نشریه دیره نیش سسی ارگان رسمی آذربایجان میلی دیره نیش تشکیلاتی( تشکیلات مقاومت ملی آذربایجان ) محسوب می گردد، بر آن شدیم  که با مد نظر قرار دادن نظرات هواداران(AMDT) و فعالین حرکت ملی آذربایجان که به آدرس پست الکترونیکی نشریه ارسال گردیده است، سوالات در فضایی کاملا دمکراتیک و غیر تشکیلاتی مطرح شود تا ضمن پاسخ گویی به سوالات ارسالی به تحلیل مواضع آذربایجان میلی دیره نیش تشکیلاتی ( تشکیلات مقاومت ملی) نیز پرداخته شود. برخلاف مصاحبه های گذشته می خواستم اولین سوال خود را در مورد روابط ایران با آمریکا بپرسم.  شاهد تحولاتی عمده ای در این رابطه هستیم، تحلیل تشکیلات در مورد این تحولات چیست؟

رابطه بین آمریکا و ایران چیزی نیست که ما در مورد آن مطلق انگاری بکنیم، دولت آمریکا و یا هر کشوری تلاش خواهد کرد که سیاست  داخلی وجهانی خود را بر اساس منافع ملی طراحی کند. ایالات متحده برای تضمین منافع ملی خود شرایط زمانی را به بهترین وجه ارزیابی می کند و هر موقع منافع ملی آمریکا ایجاب کرده، سیاست های خود را تغییر داده است .حاکمیت ایران نیز برای تحکیم قدرت و حاکمیت خود حتی مرزهای عقیدتی خود را شکسته است. در جنگ ایران و عراق تفکر سیاسی و عقیدتی حاکمیت ایران حول شعار ” راه قدس از کربلا می گذرد” بود. اما دیدیم که چگونه در منطقه فاو عقب نشینی کرد و با  هدف قرار گرفتن هواپیمای مسافربری با دخالت مستقیم نظامی  دولت آمریکا  مجبور به قبول صلح گردید. ده ها نمونه دیگر وجود دارد. هرم سیاسی نظام ایران علیرغم شعار های ظاهری اش بعد از مذاکرات بغداد برای جلب رضایت دولت آمریکا  حتی خط قرمز های نظام را نادیده گرفت. با شدت گرفتن بحران  انرژی هسته ای و خطر تحریم های اقتصادی، رهبران سیاسی ایران خطر را در کنار گوش خود احساس می کردند و در پشت در های بسته دنبال راه حلی بودند که هم افکار عمومی را قانع کنند و هم قدرت های جهانی  راضی شوند. تحویل سوخت هسته ای  روسیه به ایران و گزارش سازمان های اطلاعاتی آمریکا و عقب نشینی سیاسی رهبران  ایران همه نشانه های توافقات پشت پرده می باشد. البته به سخن اول خود بر می گردم  در عرف سیاسی همه چیز مطلق نیست دولت آمریکا در قبال امتیاز های پنهانی چراغ سبز هایی به دولت ایران داده است، ولی هنوز کارت هایی در دست دارد که خواب را بر رهبران ایران آشفته می کند. ما معتقدیم  چشم انداز نزدیکی دولت آمریکا و ایران آنقدر هم روشن نبوده  و این رابطه ها مقطعی خواهد بود. انتخابات ریاست جمهوری آمریکا و رقابت های ریاست جمهوری ایران  ارتباط تنگانگی  با  نزدیکی های ماه های گذشته دارد.

فکر نمی کنید این نزدیکی فضای سیاسی در ایران را بسته تر خواهد کرد؟ 

البته فضای سیاسی ایران بدون آن هم به وحشتناک ترین وجه بسته است. تورم سرسام آور، بیکاری روز افزون، آمار صعودی طلاق، ورشکستی زیر ساخت های اقتصادی و تولیدی، عدم امنیت شغلی و اجتماعی، برخورد های خشونت آمیز با سیاسیون و قشر های فرهنگی ، ترویج  افراطی گری مذهبی نارضایتی در بین لایه های اجتماعی جامعه را شدت بخشیده است. نظام ایران این مورد ها را بخوبی  درک می کند ولی به جای حل این معضلات با تئوری” الرعب به نصر” به سرکوب نارضایان می پردازد. به نظر ما اجرای طرح های  امنیت اجتماعی و سرکوب های کور سیاسی و فرهنگی از همین تئوری نشات می گیرد. تحول سیاسی در روابط ایران و آمریکا نه تنها مشکل این سرکوب ها را حل نخواهد کرد، بلکه فرکانس های خطرناکی برای داخل دارد. آقایان اگر سرشان از مسئله بحران هسته ای و فشار های جهانی فارغ شوند فضا از این هم که هست سنگین تر خواهد شد.

آیا این تحلیل می تواند در مورد آذربایجان و حرکت ملی نیز صادق باشد؟                                                                                                                                              

  ما در مصاحبه های قبلی مان نیز اشاره کردیم که مسئله ملت های ساکن ایران به عمده ترین مسئله سیاسی  ایران تبدیل شده است. حرکت ملی بلوچ ها، خیزش عرب های الاهواز، جریانات کردستان و از همه مهمتر خیزش ملی  ملت آذربایجان نظام ایران را با بحران عمیقی روبرو ساخته، با اینکه حاکمیت ایران با ابزار های سیاسی،تبلیغی و مطبوعاتی خود این بحران را لاپوشی می کند ولی واقعیت این است که این بحران تا عمق جامعه نفوذ کرده است.  نظریه پردازان اجتماعی،سیاسی،امنیتی حاکمیت ایران خطر خیزش های ملی در ایران را به رهبریت کلان حاکمیت گوش زده کرده اند و راهکار های سرکوب را نیز تجویز نموده اند. اعدام فعالین عرب،سرکوب نظامی بلوچ ها و کردها و سرکوب  سیستما تیک سیاسی،اقتصادی، اجتماعی و امنیتی آذربایجان بر پایه همین مسئله صورت می گیرد.  به نظر ما با حل و یا کم رنگ شدن بحران های جهانی حاکمیت ایران سرکوب  ملت های تحت ستم ایران خصوصا حرکت ملی آذربایجان هدف اصلی  حاکمیت ایران خواهد بود. متاسفانه اپوزیسیون تمامیت خواه ایران که در داخل و خارج ایران با شعار های دهن پرکن دمکراسی خواهانه فعالیت می کنند، در سرکوب خواسته های مشروع  ملت های تحت ستم ملی ساکن در ایران  مشارکت گسترده و حتی جدی تر از خود حاکمیت دارند. 

حاکمیت ایران تلاش دارد این گونه وانمود کند که، فعالین حرکت های ملی جریانی برانداز بوده و از سوی آمریکا هدایت می شود؟

البته باید این مسئله را روشن کنیم  که به نظر ما فعالین حرکت ملی آذربایجان در چارچوب مخالفین بر انداز نظام قرار نمی گیرند. حرکت ملی آذربایجان برای برچیدن سیستم شوونیستی و سانترالیستی مبارزه می کند و خواهان حق تعیین سرنوشت سیاسی – ملی ملت آذربایجان بر اساس منشور های جهانی و راهکار های مدنی و دمکراتیک می باشد. گذشته از این مسئله چسباندن حرکت ملی آذربایجان به قدرت های خارجی ادبیات کهنه ای است که نظام های دیکتاتور همیشه  از آن برای سرکوب مخالفین یاری گرفته اند ولی تجربه نشان داده است این شیوه نتیجه عکس داشته، نظام سلطنتی – شوونیستی پهلوی نیز تلاش می کرد خیزش ملی 21 آذر 1324 را وابسته به شوروی جلوه دهد ولی نتیجه چه شد؟ بعد از انقلاب  نیز هر وقت اعتراضی ملی در آذربایجان آغاز گردیده حاکمیت اسلامی  آن را به تورکیه و بعد از استقلال قسمت شمالی آذربایجان به جمهوری آذربایجان منتسب کرده است. در اولین سالگرد قیام ضد آپارتایدی ملت آذربایجان تعدادی از فعالین صدیق حرکت ملی آذربایجان را که در تهران و زنجان بازداشت کردند. این انسان ها را بدون دلیل و سند هفت ماه در سلول انفرادی نگه داشتند و با شدید ترین شکنجه های جسمی و روحی تلاش کردند که آن ها را  مجبور به اعترافات دروغین کنند که گویا  با آمریکا رابطه داشته اند. خوشبختانه به دلیل نبود مستندات کافی و مقاومت های سر افرازانه فعالین حرکت ملی توطئه حاکمیت نقش بر آب شد. تعدادی از این عزیزان با وثیقه های سنگین از بازداشت های انفرادی آزاد شدند. مبارزه و مقاومت ملی در آذربایجان شروع شده و حاکمیت با کاسه لیسان اپوزیسیون سیاسی خود تلاش دارد این حرکت مقدس ملی را به کشور های منطقه و آمریکا  ربط دهد و ممکن است این توطئه در زمان های مختلف و در اشکال گوناگون ظاهر شود. به نظر ما حرکت ملی آذربایجان باید آمادگی خود را برای مقابله با این توطئه ها حفظ نماید. 

یعنی شما رابطه حرکت ملی آذربایجان را  با دنیای خارج نفی می کنید؟

ببینید، هر حرکت و نهضتی یک بعد داخلی و یک بعد بین المللی دارد. حرکت ملی آذربایجان صدای اعتراض یک ملت تحت ستم ملی است که هویت و موجودیت آن زیر شدید ترین حمله های شونیستی قرار گرفته است. طبیعتا هر ملتی برای مقابله با نابودی خود مقاومت خواهد کرد و تلاش خواهد نمود که صدای اعتراض خود را با شیوه های مختلف به گوش جهان برسانند. فعالین حرکت ملی آذربایجان نه تنها در میهن خود بلکه در سراسر جهان مخالف نژاد پرستی و شوونیسم و نابودی ملت ها هستند.  وقتی زیر بنای حرکت ملی ملت آذربایجان با این تفکر پایه ریزی شده است پس ما در در سطح جهان حرفی برای گفتن داریم . ملت آذربایجان باب اعتراض و گفتگو را در هر کجای جهان بر روی خود باز می بیند. ارتباط با دنیای خارج و رساندن صدای مظلومیت یک ملت تحت ستم ملی با ارتباطی که آقایان می گویند زمین تا آسمان فرق می کند. به اعتقاد ما حرکت ملی آذربایجان جریان مستقلی است که برای  افشا و مبارزه با آپارتاید نژاد این حق را دارد که پرست فارس  در هر کشوری به اعتراض بپردازد.

اتحادیه اروپا شدیدا در پی تحریم اقتصادی ایران است فکر می کنید این تحریم ها واقعا کار ساز باشد؟ 

طبعتا اگر تحریم ها جنبه واقعی به خود بگیرند کمر ایران را می شکند. تحریم های اخیر تاثیر بسزایی در اقتصاد ایران داشته است . اما  واقعا در پشت این تحریم ها اراده قوی سیاسی وجود دارد؟ یا نه؟ یحث دیگری می طلبد. در عمر 28 ساله  جمهوری اسلامی شاهد آن بودیم که کشور های اروپایی از سردی روابط آمریکا و ایران بهترین سود اقتصادی را برده اند.سیاست رسمی کشور های اروپایی با تبلیغاتشان فرق اساسی دارد. شما آزادی متهمان پرونده میکنوس از زندان را ببینید، مذاکرات هسته ای را مطالعه بفرمائید ده ها مورد دیگر را می توان مثال زد عمل و گفته کشور های اروپا یی با ایران متضاد است. ما هم قبول داریم که فشار افکار عمومی و فعالیت تشکل های غیر دولتی و برخی احزاب مخالف دولت های اروپایی بر مسئله تاثیر چشمگیری دارد مثلا اگر این فعالیت ها نبود بحث نقض حقوق بشر در ایران ابعاد جهانی به خود نمی گرفت ولی وقتی پای سود اقتصادی در بین باشد صورت مسئله فرق می کند. 

با توجه به تحلیل های شما حرکت ملی آذربایجان چگونه می تواند از این وضعیت استفاده کند؟

جواب این سوال دقیقا به مورد فعالیت های جهانی فعالین حرکت ملی آذربایجان بر می گردد. افکار عمومی در کشور های اروپایی به مسئله حقوق بشر بسیار حساس است. ما باید حرکت ملی و خواسته های  انسانی خود را در سطح جهان معرفی کنیم، باید به صورت سیتماتیک ظلم های ملی که بر ملت آذربایجان می رود افشا کنیم. در کشور های اروپایی فضای سیاسی برای این قبیل اقدامات مساعد بوده و تاثیر بسزایی هم دارد. فعالین حقوق بشر آذربایجانی باید در انجمن ها و کانون های دفاع از حقوق بشر، دفاع از حقوق کودکان، دفاع از حقوق زنان بیشتر از این کار کنند. انتشار نشریات، تجمعات فعالین در مقابل پارلمان اروپا، شورای اروپا، یاری گرفتن از مجامع حقوق بشر اروپایی و.. می تواند وضعیت حرکت ملی ما را در سطح جهان متحول کند. باید از این فرصت ها استفاده بهینه کرد. در این جا لازم می بینیم به نمایندگی آذربایجان میلی دیره نیش تشکیلاتی از فعالین حقوق بشری آذربایجان خصوصا از خانم فاخته زمانی و جناب علیرضا جوانبخت تشکر و قدر دانی کنم. به باور ما  حرکت ملی آذربایجان باید از حالت سنتی خارج و حول محور اندیشه های ملی به شاخه های تخصصی تبدیل شود، یعنی فعالین حقوق بشر دراین عرصه کاملا بصورت تخصصی وارد صحنه شوند. گروه های خبری حرکت ملی می توانند با ادبیات ژورنالیستی جایگاه تخصصی تری برای خود را پیدا بکنند. تلویزیون ملی آذربایجان با مشکلات زیادی که دارد باید در قالب رسمی ظاهر شود. احزاب سیاسی حرکت ملی حتما باید در عین حالی که استقلال تشکیلاتی خود را حفظ می کنند به عنوان بازوی سیاسی عمل کنند. اگر حرکت به این سطح مبارزه برسد حتما و یقینا در داخل و سطح جهان حرفی برای گفتن دارد.

مسئله ورود کشور تورکیه به اتحادیه اروپا هر روز جنجالی تر می شود، دیدگاه تشکیلات در مورد این مسئله چیست؟

البته کشور تورکیه هم مثل هر کشور مستقل دیگری منافع ملی خود را دارد. رهبران سیاسی  و احزاب سیاسی تورکیه آنقدر درایت سیاسی دارند که خودشان تشخیص بدهند که چه حرکتی می تواند به نفع کشورشان باشد. ما بر خلاف برخی گروه های سیاسی حرکت ملی اصلا موافق این نیستیم که  با تبلیغات منفی  افکار عمومی  داخل را در رابطه با کشور تورکیه تضعیف کنیم. ولی به عنوان  یک تشکیلات آذربایجانی  در مورد سیاست های کشور تورکیه دیدگاه های خاص خودمان را داریم و ورود تورکیه به اتحادیه اروپا را کاملا منفی ارزیابی می کنیم.

حاکمیت فعلی تورکیه جریانی اسلامیست، دیدگاه  تشکیلات مقاومت ملی آذربایجان  در مورد حزب حاکم و یا سایر حزب های تورکیه چگونه است؟

در سوال های قبلی هم اشاره کردیم، تشیلات مقاومت ملی این حق را برای حرکت ملی آذربایجان قائل است که صدای مظلومیت ملی ملت آذربایجان را در هر کشوری بلند کند و دنبال منافع ملی ملت آذربایجان باشد و این مسئله شامل کشور تورکیه هم می شود.در کشوری که ملت ما با ملت آن برادر است  فرقی بین احزاب سیاسی آن نمی بینیم. تشکیلات مقاومت ملی انتقاد هایی به حزبAKP  دارد و معتقد است سیاستی که آن ها انتخاب کرده اند نهایتا به ضرر کشورهای تورک منطقه خواهد بود. اما در حرکت ملی آذربایجان اصل بر رساندن صدای مظلومیت ملت آذربایجان  به گوش برادران خود  در کشور تورکیه می باشد. ممکن است تشیلات مقاومت ملی از بعد جهان بینی با برخی احزاب تورکیه مخالف باشد و با بعضی دیگر احساس نزدیکی بکند ولی این به منزله رد یا قبول آن ها نیست. ملت کشور تورکیه برادر ملت آذربایجان هستند و حوادث تاریخی نیز گواه آن است.

 آیا این بینش در مورد DTP نیز صادق است؟

به عنوان یک حزب سیاسی بلی، اما به عنوان حامی یک گروه تروریستی اصلا

بالاخره DTP هم مبارزه سیاسی و پارلمانتریستی می کند؟ 

 متاسفانه DTP به شاخه سیاسی  گروه های تروریستی تبدیل شده است. این مسئله را در شورای اروپا هم به رهبران DTP گوش زد کردند. جامعه سیاسی تورکیه و ملت تورکیه هم این بر این باور هستند.

تورکیه عملیات های نظامی درون مرزی و برون مرزی خود بر علیه پایگاه های گروه  تروریستی PKK شدت بخشیده است، فکر می کنید این عملیات ها می تواند را حل مسئله کرد در تورکیه باشد؟ 

نگاه  ما به مسئله کرد کشور تورکیه به عنوان تشکیلات مقاومت ملی آذربایجان متفاوت است. تورکیه تنها ترین  کشور منطقه است که دمکراسی به منعقی واقعی اش در حال نهادینه شدن است. احزاب و گروه های سیاسی کرد تا مجلس ملی تورکیه راه یافته اند. گروه های دانشجویی و سندیکا های کارگری وابسته به احزاب کرد به راحتی فعالیت می کنند. به نظر ما مسئله کرد تورکیه با مسئله PKK متفاوت است. پایگاه های گروه تروریستی PKK تبدیل به مرکز تجمع تروریست های بین المللی شده است. تورکیه با عملیات نظامی خود نه تنها با تروریست های PKK بلکه با تروریسم بین المللی مبارزه می کند و این حق طبیعی ملت،دولت و ارتش تورکیه است که از خود دفاع بکنند.عملیات گسترده ارتش تورکیه در 16 دسامبر در مناطق قندیل، هاواشین،زآب و هاکورک که در آن نزدیک به 50 فروند هواپیمای جنگی و شمار زیادی از واحدهای هوایی ، زمینی و اطلاعاتی شرکت کرده بود حاوی نکات مهمی بود از آن جمله می توان گفت که دیگر عملیات های نظامی تورکیه علیه تروریسم از حالت منطقه ای خارج و در بعد جهانی رو به گسترش است و مثل قبل تورکیه تنها به  دنبال نمایش قدرت نیست بلکه هدف تنها نابودی شبکه های تروریستی می باشد و AMDT با مشاهده آخرین عملیات نظامی تورکیه روزهای سختی را برای گروه های تروریستی در فصل سرما و بهار پیش بینی می کند. 

ظاهرا سیر حوادث مبارزه تورکیه با گروه تروریستی PKK به قسمت شمالی و جنوبی آذربایجان هم سرایت کرده است، موضع تشکیلات مقاومت ملی آذربایجان در این مورد چیست؟

کشور های مختلفی در دنیا به PKK  کمک های لجستیکی،سیاسی،نظامی،آموزشی می رسانند. PKK از مدت ها قبل می دانست که صبر ملت تورکیه لبریز خواهد شد. بنا بر این پایگاه مخفی چند منظوره خود را به نقاط مختلف جهان منتقل کرده بود. این پایگاه ها در قلب اروپا و روسیه و منطقه قفقاز زده شده است که برخی افشا و بعضی هنوز پنهان هستند. با حمایت کشور اشغال گر ارمنستان بخشی از نیروی عملیاتی گروه تروریستی PKK به قاراباغ منتقل شده است.PKK  قبلا بخشی از پایگاه های عملیاتی و لجستیکی خود را با حمایت  دولت ایران در بخش غربی آذربایجان مستقر کرده بود و شاخه های سیاسی و مالی گروه تروریستی به راحتی در این منطقه فعالیت می کردند.  با  روی کار آمدن حزب فعلی تورکیه سیاست آمریکا در مقابل تورکیه نیز تغییر کرد، PKK بهترین ابزاری بود که دولت آمریکا در مقابل تورکیه به کار برد. حمایت های پنهانی آمریکا و کشور های اروپایی از این PKK و با ظهور PJAK باعث تغییر مقطعی سیاست منطقه ای ایران گردید و حمایت دولت ایران از PKK کمتر شد. ولی این تغییر سیاست بدین معنی نیست که دولت ایران حمایت کامل خود از PKKرا قطع کرده است.  خبری از سوی کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان منتشر شده که گویا بعضی از کادرهای سیاسی PKK   در روستا های اطراف سلماس با حمایت دولت ایران مخفی شده اند. این مسئله از حمایت های آشکار  نیز خطرناک تر است . متاسفانه غده سرطانی تروریسم گریبان غرب آذربایجان را گرفته است و به نظر تشکیلات مقاومت ملی تمام گروه های سیاسی در مورد انتقال پایگاه های گروه تروریستی PKK به قاراباغ اشغالی و فعالیت این گروه در غرب آذربایجان باید بدون در نظر گرفتن منافع تشکیلاتی  به شدت فعالیت کنند.

از کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان نام بردید، دیدگاه تشکیلات مقاومت ملی در خصوص این کمیته چیست؟

به نظرم جواب را در سوال قبلی دادم.  مبارزه با غده سرطانی تروریسم در غرب آذربایجان منهای طیف و تشکیلات مسئولیت ملی ماست و معتقدیم که برای این مسئله باید جبهه مبارزه ملی تشکیل داد، به نظر می رسد که  کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان چنین پتانیسل و ویژگی فرا طیفی را دارد.  تشکیلات مقاومت ملی از به وجود آمدن کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان بسیار خرسند بوده و سیاست ها و عملکرد کمیته را به دقت مطالعه می کند. خوشبختانه کمیته مبارزه با تروریسم  و دفاع از منطقه غرب آذربایجان را با شیوه های نرم و آرام به خوبی پیش می برد.  تشکیلات مقاومت ملی آذربایجان  تا آنجا که در توان دارد از سیاست ها و اقدامات معقول  کمیته  مردمی دفاع از غرب آذربایجان حمایت  می کند. به نظر ما  تمام گروه های حرکت ملی باید با نگرشی فراطیفی حمایت از این کمیته  را در برنامه های خود داشته باشند.

به نظر تشکیلات مقاومت ملی حوادث عراق خصوصا منطقه شمالی آن بر شرایط آذربایجان چه تاثیراتی می تواند داشته باشد؟

البته این تاثیرات را از چند منظر می توان بررسی کرد. سرنوشت سیاسی حاکمیت ایران و حتی جناح های سیاسی ایران با مسئله حزب الله و لبنان ، مذاکرات صلح فلسطینی ها و اسرائیل ، مسئله عراق و افغانستان اجین شده است. سیاست جناح های سیاسی آمریکا هم حول این محور ها می چرخد. ما معتقدیم مبارزه ملی جهت تعیین سرنوشت سیاسی در بین اقوام و ملت های ساکن در عراق با تعریف واقعی آن در جریان نیست.آمریکا از منطقه شمال عراق به مثابه خانه امن خود استفاده می کند و فقط کرد های شمال عراق هستند که بر طبل ملی گرایی می کوبند. صدای این طبل هم صدایی نیست که به گوش ما خوش باشد بلکه زنگ خطری برای تمام کشور های تورک منطقه است. در منطقه نفت خیز شمال عراق برادر های ترکمن ما از سرزمین های تاریخی خود اخراج می شوند، تروریسم PKK-PJAK با پشت گرمی بارزانی و جلال طالبانی غرب آذربایجان و حتی قاراباغ اشغال شده و تورکیه را تهدید می کند. یعنی شرایط فعلی عراق و حوادث تورکیه و تحولات خاورمیانه با سرنوشت حرکت ملی ما ارتباط تنگاتنگی دارد.

می گویند اسرائیل با تورکیه و آذربایجان روابط دوستانه ای دارد اما اسرائیل از بارزانی و PJAK   هم حمایت می کند، تحلیل تشکیلات در این مورد چیست؟

خوب تورکیه و آذربایجان دولت های مستقلی هستند و اسرائیل هم کشوری است که در سازمان ملل متحد کرسی  دارد، رابطه بین دولت ها امر طبیعی است اما  حمایت اسرائیل از بارزانی و گروه تروریستی پ ک ک  به دشمنی ایران با اسرائیل بر می گردد. ضمنا اسرائیل به خاطر منافع دراز مدت خود در منطقه سرمایه گذاری می کند، در اول گفتگو هم اشاره کردم هر کشوری به دنبال منافع ملی خود است ولی این ما هستیم که باید مواظب کلاه خود باشیم.

تشکیلات مقاومت ملی آذربایجان مبارزه ملت فلسطین را چگونه ارزیابی می کند؟

ملت فلسطین 50 سال است که برای حق تعیین سرنوشت سیاسی – ملی خود مبارزه می کند، مبارزه آن ها مبارزه مقدسی است. ملت فلسطین صاحب این حق است سرنوشت سیاسی – ملی خود را تعیین کرده و کشور و دولت ملی خود را تشکیل بدهد. به نظر ما مشکل نیم قرنی فلسطین و اسرائیل فقط در پای میز مذاکره حل خواهد شد و ظاهرا مذاکرات صلح بین فلسطینی ها و اسرائیل به خوبی پیش می رود و امیدواریم ملت فلسطین نیز به زودی موجودیت سیاسی – ملی خود را اعلام کند.

در مورد اسرائیل چطور؟ 

آنقدر که ما اطلاع داریم، ملت آذربایجان با دولت اسرائیل و ملت یهود تا به حال هیچ مشکلی  نداشتند که ملت آذربایجان  بخواهد موجودیت اسرائیل را قبول و یا رد بکند. 

کوزوو هم یک قدم به حق تعیین سرنوشت سیاسی – ملی خود نزدیک شده است، نظر تشکیلات در این مورد چیست؟

ما هم به عنوان تشکیلاتی که به خاطر حق تعیین سرنوشت سیاسی – ملی ملت آذربایجان مبارزه می کنیم از پیروزی مبارزین کوزویی خوشحالیم و به آنها تبریک می گوئیم.گر چه صربستان به رهبری کوشتونیتسا طرح نهایی نماینده سازمان ملل “مارتی آهتیساری” که به کوزو اجازه اعلام استقلالِ مرحله ای زیر نظارت مجامع بین الملی را می داد کاملا رد کرد و در این بین روسیه در کنار صربستان برای به بن بست رسیدن مذاکرات تلاش کرد اما تا بحال نتیجه به زعم فرزندان میلوشویچ و حکومت پوتین رقم خورده و احساسات ملی گرایی در بین ملت کوزوو رشد فزاینده ای داشته است.   

 از حق تعیین سرنوشت سیاسی – ملی بسیار سخن گفته و دفاع کردید، در قسمت شمالی آذربایجان بخشی از طالش ها هستند که مدعی حق تعیین سرنوشت سیاسی خود می باشند نظر تشکیلات مقاومت ملی در این مورد چیست؟

البته تا آنجا که ما اطلاع داریم، مسئله اقلیت طالش قسمت شمالی در قالب سرکوب نژادی نمی گنجد. حقوق سیاسی اقلیت طالش قسمت شمالی آذربایجان از سوی دولت  مستقل جمهوری  آذربایجان مورد احترام بوده، فقط دولت ایران است که کاسه داغ تر از آش شده است.  اقلیت طالش در قسمت شمالی آذربایجان از حقوق مساوی برخوردارند و ما باور داریم که اگر مشکلی هم  در این زمینه وجود داشته باشد  بر خلاف ایران فضا سیاسی قسمت شمالی آذربایجان آنقدر دمکراتیک است که اقلیت طالش  ابراز عقیده بکنند.

اخیرا در قسمت شمالی آذربایجان گروه های تروریست مرتبط با ایران بازداشت شده اند، تحلیل تشکیلات مقاومت ملی در این زمینه چیست؟

ما از اصل قضیه خبری نداریم و نمی توانیم کاملا اعلام نظر کنیم، فقط تجربه های تاریخی نشان داده است که حاکمیت ایران از افراطیون  اسلامی کشور های منطقه حمایت می کند. در مورد جمهوری مستقل آذربایجان، حاکمیت ایران به اشتباه باور دارد که خیزش ملت آذربایجان در قسمت جنوبی حاصل دسیسه های حزب حاکم و احزاب مخالف جمهوری آذربایجان است. لذا  برای مقابله با خیزش سیاسی – ملی ملت آذربایجان جنوبی راه کار های مختلفی را بر روی میز گذاشته است. طرح هایی مانند ایران شمالی، حمایت از گروه های افراطی اسلامی آذربایجان، گسترش شبکه های امنیتی در جمهوری آذربایجان، دخالت های فرهنگی، فشار های اقتصادی، فشار های سیاسی و… همه از این تفکر نشات می گیرد که به نظر ما کاملا مردود است و خیزش سیاسی – ملی ملت آذربایجان در قسمت جنوبی با قدرت به حرکت خود ادامه خواهد داد.

مذاکرات مهمی در مورد دریای خزر و سهم کشور های منطقه از آن صورت گرفته است، نقشه دریای خزر بر روی آرم تشکیلات مقاومت ملی آذربایجان نقش بسته است که حکایت از اهمیت این دریا دارد، نظر تشکیلات در این مورد چیست؟

البته من می خواهم توضیحی در مورد آرم تشکیلات بدهم. تشکیلات مقاومت ملی آذربایجان به این باور است که این دریای خزر تاریخاً متعلق به ملت های تورک منطقه بوده است و برای ملت آذربایجان نیز به عنوان شاهرگ حیاتی محسوب می شود.اما در مورد مذاکرات دریای خزر باید بگویم که جمهوری آذربایجان در قسمت شمالی به عنوان یک دولت مستقل منافع ملی آذربایجان و کشور های تورک منطقه را در نظر دارد و سیر کاملا مذاکرات به نفع ملت آذربایجان است.

اما  ظاهرا دولت ایران این مسئله را قبول ندارد؟

به گفته سخنگوی وزارت خارجه ایران در آخرین مذاکرات کشورهای حاشیه دریای خزر، ایران به سهم 20 در صدی راضی است.

به نظر تشکیلات  مقاومت ملی، تاثیرات جمهوری آذربایجان در حرکت ملی آذربایجان چگونه است؟

ما در این مورد نظرات و باور های عقیدتی و سیاسی خود را در مرام نامه و بیان نامه اعلام موجودیت تشکیلات به صورت مبسوط اعلام کرده ایم و در سایت تشکیلات موجود است . عزیزانی که علاقمند مطالعه در این مورد هستند می توانند به سایت تشکیلات مراجعه کنند.

با توجه به باور های تاریخی و ارضی تشکیلات مقاومت ملی آذربایجان، تشکیلات درفضای سیاسی قسمت شمالی آذربایجان خود را در کنار کدام جریان ها می بیند؟

تشکیلات مقاومت ملی آذربایجان، اصلا مایل به جبهه گیری در مورد مسائل سیاسی قسمت شمالی آذربایجان نیست. ما در عین حالی که انتقاد هایی به “حزب یئنی آذربایجان پارتیاسی” داریم احترام خاصی به  دولت ملی آذربایجان داریم. به نظر ما بحث دولت گرایی با حاکمیت یک حزب فاصله زیادی دارد که در آینده می توانیم بحث های تئوریکی در این مورد داشته باشیم . و در این مورد هم نظرات تشکیلات در سایت مان منعکس شده است. 

 نشریه دیره نیش سسی3 ژانویه 2008: 

  نوشته شده در  دوشنبه هفدهم دی 1386ساعت 13:12  توسط دالغا  | 

نامه ی محرمانه ی پرویز ورجاوند به خاتمی

 

گرچه ممکن است این نامه و نوشته های آن به انحای مختلف به نظر بینندگان رسیده باشد اما بد نیست بار دیگر آن را که در چهار صفحه برای خاتمی ارسال گشته است را مشاهده نماییم . در این نامه که به صورت محرمانه و در سال 79 برای خاتمی ارسال شد ، ورجاوند به شکلی وقیحانه به ارائه ی راهکارهایی برای سرکوب فعالین آذربایجان می پردازد و تاسف آور آن که خاتمی با ارادت تمام به اجرای آن ها اهتمام می ورزد .

http://aycu07.webshots.com/image/38966/2000839177709994538_rs.jpg

http://aycu22.webshots.com/image/37821/2000876057087024149_rs.jpg

http://aycu37.webshots.com/image/38276/2000875486549718428_rs.jpg

http://aycu04.webshots.com/image/38283/2000858319033179096_rs.jpg

 

آذربایجان اویرنجی حرکاتی

  نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم دی 1386ساعت 21:28  توسط دالغا  | 

افسانه بوزقورد

 

افسانه "بوزقورد"یا "گرگ خاکستری" از افسانه‌های کهن ترکان است و ریشه هزار و پانصد ساله دارد این افسانه در حدود یکصدو نود و یک سال بعنوان ایدئولوژی رسمی امپراطوری "گؤک ترک" یا "ترکان آسمانی" بود و از دریای چین تا دریای سیاه بشکل‌های گوناگون سینه به سینه نقل می‌شد و توسط پیکرتراشان بصورت تندیس‌های مختلف‌ تراشیده و در شهرهای مختلف نصب می‌گردید  . بر اساس این افسانه روزی دشمنان به سرزمین ترکان حمله کرده و ترکان در مقام دفاع تا آخرین نفر شجاعانه جنگیده و کشته می‌شوند  .آخرین بازمانده زخمی این جنگ مهیب پسرکی بود که توسط گرگی از مهلکه نجات داده می‌شود  . طبق افسانه بر روی زمین غیر از آن پسرک ترکی نمانده بود  . پس از چندی “نسل جدید ترک” از وصلت پسرک ترک با گرگ پا به عرصه وجود می‌نهد و در نسل‌های بعدی آنها عاقبت امپراطوری عظیم "گؤک ترک" یا “ترکان آسمانی” (تركهاي آبي)  را از دریای چین تا دریای سیاه بنا می‌نهند  .
برای مستند کردن افسانه،‌نظریات "تونگ تین" دائره‌المعارف و سالنامه ‌نویس مشهور چین را که در سال 801 یعنی حدود یک قرن پیش از اسلام می‌زیست در اینجا می‌آورم  . "تونگ تین" در بین دائره‌المعارف 199 جلدی خود، جلد 197 را به تاریخ و منشاء اقوام ترک اختصاص داده و بطور مفصل از آداب و رسوم ترکان آسمانی بحث می‌کند  . اینجانب به خوانندگان محترم برای اولین بار در تاریخ ادبیات، متن ترجمه شده چینی به استانبولی را به فارسی ترجمه کرده و در اختیار محققین قرار می‌دهم  .
بر طبق نوشته تونگ تین سرزمین آنان (قبایل ترکان آسمانی)توسط همسایه بالای  ( hsi -hai)دریاچه ایستی گؤل در آسیای میانه نابود شد  . زن و مرد و کوچک و بزرگ همگی قتل عام شدند و تنها فرزند ده ساله   از آنان  باقی ماند  . بخاطر خردسالی نخواستند او را بکشند ولی دست و پاهایش را قطع کرده و به مرداب بزرگی انداختند  . ماده گرگی در آنجا به پسرک گوشت می‌آورد و مانع مرگ او می‌شد  . بعد از مدتی پسرک با گرگ وصلت کرده و گرگ حامله می‌گردد  .   گرگ  تا دریای مغرب می‌رود  .در آنجا  کوهی بود  . بر فراز کوه می‌ایستد  . این کوه در شمال غربی   سرزمین  کائو  چونیک (تورفان  کوچو در ترکستان فعلی چین) بود  . در آنجا غاری بود  . در آنطرف غار (در بین کوههای محصور)سرزمین سرسبز وجود داشت، مساحت این سرزمین بیش از 200 لی   حدود 200 میل  بود  . گرگ در اینجا ده فرزند پسر زائید، آنها بعد از بزرگ شدن در خارج منطقه   سکونت خود  ازدواج کرده و زنانشان حامله می‌شدند  . این فرزندان قبایلی را بوجود آوردند که بزودی ازدیاد نسل کرده زیاد شدند  . بعد از اینکه چند صد عائله شدند در حالیکه چند نسلی از آنها گذشته بود از درون غار بیرون آمدند و به ژوان- ژوان ها پیوستند  .
در منابع دیگر از " غار" به منطقه محصور در بین کوههای سربه فلک کشیده با نام "ارکنکون" نام برده می‌شود که ترکان بعد از چندین نسل ازدیاد چون نمی‌توانستند از منطقه محصور سر به فلک کشیده خارج شوند به راهنمایی آهنگری که گفته بود این کوهها دارای سنگ آهن است از مقادیر متنابهی پوست حیوانات دم و کوره آهنگری ساخته و با زدن تونلی از میان کوهها خارج گردیده و آنروز چون مصادف با اول ماه حمل (فروردین) بود آنرا "عید ارکنکون"  یا نوروز نامیدند که برای اولین بار دوباره ترکان به صحنه جهانی پای نهاده و به راهنمایی "بوز قورد" این بار از بین کوههای سر به فلک کشیده‌ی خارج از ارکنکون که گم شده و می‌رفتند که دوباره نابود شوند با صدای زوزه گرگ به سوی او جلب شده و با راهنمایی گرگ از مهلکه دوباره نجات می‌یابند  . بعدها این "بوزقورد" در شکل "گؤک بؤری" (گرگ آسمانی) نیز در زمانی که اوغوزخان می‌خواست به فتح جهان اقدام کند با ستون نور آبی رنگ بر چادر او وارد شده می‌گوید اگر می‌خواهی در جنگ پیروز شوی هر وقت من پیش رفتم پیشروی کن و هرجا من ایستادم بایست  . از آنروز "بوزقورد" پیشاهنگ جنگ ترکان می‌شود و با حمله او به دشمنان فتح و ظفر نصیب ترکان می‌شود  .
آنچه از افسانه‌های فوق‌الذکر استنباط می‌شود این است که در طی قرون و اعصار گذشته "بوزقورد" (گرگ خاکستری) بعنوان سمبل الهی نگه‌دار ترکان و راهنمای آنان تلقی گردیده و در مواردی که می‌خواستند از یک ترک اصیل و با غیرت و خالص تمثیلی ارایه نمایند او را به  بوزقورد  تشبیه می‌کردند  . در نظرترکان بوزقورد فرشته‌ای از فرشتگان الهی بود که جهت پایندگی نسل ترکان بشکل بوزقورد  بر ترکان ظاهر شده بود  . به نظر می‌رسد بعدها بوزقورد  یک درجه ارتشی  گردیده و به کسانیکه در راه بنای ملت ترک فداکاریهای شایان می‌کردند عطا می‌شد  .
البته غیر از درجه بوزقورد  یا مخفف آن "قورد"  یک درجه بزرگتری نیز در میان درجات نظامی و اداری ترکان باستان دیده می‌شود که از همین واژه قورد گرفته شده و آن "آلپاگوت" است  . این واژه بشکل های مختلف از قبیل آلپاغوت و آلپاقوت نیز بکار رفته و در ترکی جغتایی معنی " انسان اصیل " را می‌دهد   .
احتمال دارد این واژه مرکب از دو جزء "آلپ" به معنی  بزرگ و سترگ و قهرمان و پهلوان و " قورد " به معنی گرگ باشد  . این لقب تنها مختص کسانی بود که دوره‌های مختلف به اصطلاح کماندویی و رنجری وچریکی و دگریلا یی امروزه را با موفقیت گذرانیده و در شکل‌ عملی به رزمندگانی اطلاق می‌گردید که به تنهایی به لشکریان دشمن حمله کرده، بدون اینکه دستگیر شوند از میان آنان خارج می‌شدند.
واژه قورد  بعنوان صفت جانشین موصوف از زبان ترکی وارد زبان فارسی گردیده و در ادبیات فارسی بصورت" گرد" و جمع آن "گردان" بکار رفته است  . فردوسی در شاهنامه می‌گوید:
گردان دو صد با درفشی چو باد
همیدون به گرگین میلاد داد

در ادبیات فارسی به کسانیکه می‌توانستند در جنگ گردی(قوردی) را دستگیر نمایند لقب "گردگیر" (قوردگیر) می‌دادند  . فردوسی در مورد پهلوانان گردگیر در بعضی از اشعارش سروده :
چنین گفت کاین مرد جنگی به تیر
سوار کمند افکن و گردگیر
***
دلیر است و اسب افکن و گردگیر
عقاب اندر آرد ز گردون به تیر
***
دریغ آن هژبر افکن گردگیر
دلیر و جوان و سوار و هژیر
امروزه نیز در واحدهای ارتش جمهوری اسلامی ایران به جمع چهار یا پنج گروهان، یک "گردان"اطلاق می‌شود که از حدود 500 -400 نفر سرباز تشکیل می‌شود و نیز به درجه‌ای از درجات نظامی امروزی ایران "سرگرد" اطلاق می‌شود که بالاتر از درجه سروانی و پائین‌ از درجه سرهنگی است و در حقیقت همان "باشقرد" (باش قورد = قورد باشی) زبان ترکی است  . به هر حال دامنه افسانه‌ی بوزقورد به درجات نظامی امروزی جمهوری اسلامی نیز کشیده شده و نشان از ریشه‌دار بودن این افسانه دارد  .
افسانه مان قوردها
این افسانه بشکل وسیع در میان ترکان قیرقیز از قدیم‌الایام بصورت سینه به سینه نقل گردیده تا اینکه در عصر حاضر توسط "چنگیز آیتماتف" نویسنده بزرگ قرقیزی در رمانی به نام "گون وار عصره بدل" (روزی به درازی قرن) انعکاس خود را یافته است  .
"مان قورد" در حقیقت بعنوان صفت جانشین موصوف به کسانی که فاقد "شعور ملی" بوده و بطور کامل از خود بیگانه گردیده‌اند اطلاق می‌شود  . مان قورد  کسی است که نسبت به ایل و تبار و قوم و خویش خود بیگانه شده و هیچ وابستگی فرهنگی به قوم خود احساس نمی‌کند  . او به راحتی زبان مادری و حتی مام میهن و مادر حقیقی خود را در جای  جای گفتارش به تحقیر و تمسخر می‌گیرد و فرهنگ خودی را نفی و به فرهنگ بیگانه به دیده احترام فوق‌العاده می‌نگرد و در این کار آنقدر پیش می‌رود که حتی حاضر می‌شود طبق افسانه به دستور ارباب، قلب مادر خود را نیز نشانه‌ی تیر کند و او را از پای درآورد بدون اینکه خم به ابرو بیاورد یا متاثر گردد  . بدین جهت مان قورد یک بی اصل و نسب کامل است که بیشتر به کوبیدن مظاهر و منافع ملی خود می‌پردازد  .
واژه "مان" در ترکی غیر از معنی مثل و مانند در ترکیب ترکمان (ترک مانند) و ائلمان (ائل مانند) معنی عیب و نقص را نیز در خود دارد و مان قورد  در حقیقت مفهوم "گرگ ناقص" یا به بیان واضحتر "انسان ناقص" را در قاموس ترکان افاده می‌کند  . با توجه با اینکه در این قاموس بوز قورد بعنوان انسان کامل و اصیل است لذا مان قورد بعنوان انسان ناقص تلقی می‌گردد . به عبارت دیگر مان قورد به معنی "گرگ ننگین" یا "انسان ننگین" است. این ننگ بیشتر گریبان گیر همان بوزقوردهاست که اسیر دشمن شده و بعد از شستشوی مغزی به ننگ ایل و تبار و جامعه و ایدئولوژی خود بدل می‌شوند  .در شکل جدید مان قوردها در رسانه‌های گروهی وادار به مصاحبه بر علیه ایدئولوژی قبلی خویش می‌گردند  .
افسانه مان قورد در مورد منشا و چگونگی مان قورد شدن بوز قوردها سیر مسخ آنان از گرگ کامل (انسان کامل) به گرگ ناقص (انسان ناقص) را به تفصیل چنین بیان می‌کند  .
روز و روزگاری در صحرای "ساری اؤزیه" آسیای مرکزی اقوام مختلف زندگی می‌کردند  . یکی از این اقوام قوم ترک نایمان بود  . نایمان‌ها دشمنانی به نام " ژوان ژوان"ها داشتند  . ژوان  ژوان‌ها مبتکر مان قورد گردانیدن اسرای خود بودند  . آنها اسیران جوان قبیله نایمان را گرفته و طی شکنجه‌های سخت و طاقت‌فرسا حافظ تاریخی آنان را مختل کرده و از آنها فردی بی بند و بار نسبت به قوم و قبیله خود می‌ساختند  .
مان قوردها طوری تربیت می‌شدند که تنها دستورات ارباب خود را مثل روبوت، و آدم آهنی‌ها بکار می‌بستند اگر ارباب مان قورد می‌گفت پدر و مادرت را بکش در چشم بهمزنی بدون هیچگونه ترحمی آنان را به قتل می‌رساندند  .
افسانه می‌گوید : در منطقه ساری اؤزیه چاههای زیادی وجود داشت و همه جا سرسبز و خرم بود ولی ناگهان قحطی بزرگی اتفاق افتاد و اقوام ساکن در آن صحرا به جاهای دیگر کوچ کردند  . قوم ژوان  ژوان‌ها نیز که مبتکر شستشوی مغزی جوانان بودند مجبور به کوچ گردیده بسوی رود ادیل (اتیل)- که همان ولگا باشد- رفتند. آنها چون به لعنت و نفرین الهی  به جزای مان قورد کردن جوانان  دچار شده بودند موقع گذر از روی آبهای یخ بسته ولگا همگی از کوچک و بزرگ و انسان و حیوان با شکسته شدن یخها به عمق آبها  مثل فرعون- فرورفته و از روی زمین محو و نابود شده به جزای خود می‌رسند  .
افسانه در مورد چگونگی مان قورد سازی ژوان ژ وان‌ها می‌گوید : ژوان  ژوان‌ها وقتی کسانی را اسیر می‌گرفتند آنها را به صحرا برده موهای سرشان را از ته می تراشیدند، بعد شتری را سر بریده و از پوست گردن شتر  که از سفت‌‌ترین قسمت پوست شتر است  قطعاتی را جدا کرده و بلافاصله به سر اسیر ‌چسبانیده ، آنرا محکم می‌بستند  . بعد از این کار دستبند و پای‌بند اسیران را محکم کرده آنها را در زیر آفتاب سوزان رها می‌کردند .
بعد از مدتی موی سر آنها رشد کرده و چون جایی برای رشد خود نمی‌یافتند برگشته بتدریج داخل مغز اسیر می‌شدند  . در این موقع بیشتر جوانان تاب تحمل این غذاب را نیاورده فوت می‌کردند ولی آنهایی که می‌ماندند در اثر برخورد موها با سلولهای حافظه تمام خاطرات گذشته خود را از دست داده و تنها مهارت‌های آنان در تیراندازی می‌ماند  . آنها به دستور ارباب خود هر کس را که دستور می‌داد بلافاصله تیرباران می‌کردند  . چون از بین ده اسیر یک اسیر مان قورد شده و بقیه می‌مردند لذا ارزش یک مان قورد  ده برابر یک غلام بود و اگر کسی مان قورد کسی را می‌کشت مجبور به پرداخت جریمه سنگین می‌شد  .
افسانه می‌گوید: روزی پسر جوانی بنام "ژول آمان" (یول آمان) فرزند پیرزنی بنام "نایمان آنا" برای گرفتن انتقام خون پدر خود از ژوان  ژوان‌ها که در جنگ با آنان کشته شده بود  به اتفاق سایر جوانان قبیله نایمان به ژوان ژوان‌ها حمله کرده و بعد از جنگی قهرمانانه اسیر می‌شود  . ژوان ژوان‌ها او رامان قورد کرده و به چوپانی گله‌های خود می‌گمارند ."نایمان آنا" برای نجات پسرش به منطقه ژوان  ژوان‌ها رفته و پسر خود را می‌بیند که چوپان گله شده است  . مادر به فرزند نزدیک شده و اسمش را می‌پرسد  . پسر جواب می‌دهد که نامش مان قورد است.   مادر در میان حسرت و ناامیدی از پدر و مادر و ایل و تبارش می‌پرسد  . پسر جوان تنها یک جواب دارد آنهم : من مان قورد هستم  . مادر سعی می‌کند حافظه‌ی پسر جوانش را به کار بیاندازد  . "چنگیز ایتماتف" - نویسنده معروف قرقیزی - در همان رمان "روزی به درازی قرن" بقیه ماجرا را چنین به رشته قلم می‌کشد که مادر خطاب به پسرش می‌گوید : " اسم تو ژول آمان است می‌شنوی؟ تو ژول آمان هستی  . اسم پدرت هم دونن بای (Donan bay) است پدرت بادت نیست؟ آخر او در زمان کودکیت به تو تیراندازی یاد می‌داد  . من هم مادر تو هستم، تو پسر من هستی، تو از قبیله نایمان هستی متوجه شدی؟ تو نایمان هستی  .
او (مان قورد) با بی‌اعتنایی کامل به سخنان مادرش گوش می‌داد  . گویی اصلا این حرفها ربطی به او ندارد  .
نایمان آنا باز دوباره تلاش کرد که حافظه پسرش را بکار بیاندازد لذا با التماس گفت:
 
اسمت را بیاد بیاور  .  .  .ببین اسمت چیست مگر نمی‌دانی که پدرت دونن بای است؟ اسم تو مان قورد نیست ژول آمان است  . برای این اسمت را ژول آمان گذاشته‌ایم که تو در زمان کوچ بزرگ نایمان‌ها بدنیا آمدی   . وقتی تو بدنیا آمدی ما سه روز تمام کوچ خود را متوقف کردیم".
“نایمان آنا” برای اینکه احساسات پسرش را تحریک کند و او را به یاد کودکی خود بیاندازد برایش ترانه و لالایی و بایاتی می‌خواند ولی هیچ تاثیری در پسر جوان نمی‌کند  . در این موقع ارباب ژول آمان پیدا شده و نایمان آنا از ترس او پنهان می‌شود.ارباب ژول آمان از او می‌پرسد آن پیرزن به تو چی می‌گفت؟ ژول آمان می‌گوید او به من گفت که من مادرت هستم  . ارباب ژل آمان می‌گوید تو مادر نداری تو اصلا هیچ کس را نداری فهمیدی، وقتی آن پیرزن دوباره پیشت آمد او را با تیر بزن و بکش  . او بعد از دادن "حکم تیر" به دنبال کار خود می‌رود  . نایمان آنا وقتی می‌بیند او رفت از مخفیگاه خویش خارج شده می‌خواهد که دوباره حافظه تاریخی و قومی و خانوادگی پسر جوان را بکار بیاندازد لذا به او نزدیک می‌شود  . اما ژول امان با دیدن نایمان آنا بدون هیچ ترحمی در اطاعت کورکورانه از دستورات اربابش قلب مادرش را نشانه گرفته و او را از پشت شتری که سوارش شده بود سرنگون می‌سازد   . قبل از اینکه پیکر بی‌جان نایمان آن به زمین بیفتد روسری او به شکل پرنده‌ای بنام دونن بای درآمده و پرواز می‌کند . گویی این پرنده روح نایمان آنا را در جسم خود دارد. از آن زمان پرنده‌ای در صحرای ساری اؤ‍زیه پیدا شده و به مسافرین نزدیک گردیده و دایماً تکرار می کند:
"به یاد آر از چه قبیله‌ای هستی، اسمت چیست؟ اسم پدرت دونن بای است، دونن بای، دونن بای  .  .  ."
پیکر بی‌جان نایمان آنا در محلی که بعدها بنام او به قبرستان "آنا بیت" معروف گردیده به خاک سپرده می‌شود  . پسر مان قورد او حتی برای گرامی‌داشت خاطره مادر بر سر قبر او نیز حاضر نمی‌شود چراکه او خود را بی ‌پدر و مادر و بی‌اصل و نسب می‌دانست  .
ماجرای بوزقوردها و تشکیل امپراطوری بزرگ "گؤک ترک" در رمان بزرگ"Boz Kurtlar" نوشته "atsiz" در کتابی 555 صفحه‌ای و ماجرای مان قوردها در کتاب : "KUH Bapecpa bəpabəp" (گون وار عصره برابر) نوشته چنگیز آتیماتف، در 348 صفحه چاپ و منتشر شده است  . کتاب اخیر با نام "روزی به درازی قرن" به زبان فارسی و با نام "Gun olur asra bedel" گون اولور عصره بدل به زبان ترکی استانبولی و به نام"گون وار عصره برابر" به ترکی آذربایجان ترجمه شده است ترجمه شده است  .
بر اساس این رمان مشهور چنگیز آتیمایف در سال 2000 نمایشنامه‌ای در تئاتر شهر استانبول با نام اصلی "mankurt"(مان قورد) و با نام فرعی "Gun uzar yuz yil olur" (گون اوزار یوز ییل اولور)  به صحنه برده شده است  .
بدین ترتیب دو اثر بزرگ از دو نویسنده سترگ از دو افسانه کهن ترک چاپ ومنتشر شده که در یکی به ماجرای ترکان اصیل و در دیگری به ماجرای تاسف‌بار ترکان از خود بیگانه پرداخته می‌شود  .
باشد که روز و روزگاری دیگر داستانهای کهن ترک بشکل‌های هنری از قبیل رمان و نمایشنامه و فیلم درآمده و بازسازی گردد  .

  نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم دی 1386ساعت 21:19  توسط دالغا  | 

پس ازبشهادت رساندن جوان ماهیگیر تورکمن بنام حسام الدین خدیور درروزهفت دیماه هشتادوشش ،توسط ماموران نیروی انتظامی دردریا و بجرم دفاع ازموجودیت خود وخانواده اش درمقابل فقر وبیکاری وگرسنگی وقوانین اسارت بارحکومت که تنها درپی تضمین منافع مافیای اقتصادی وسیاسی درکشور است،مردم خشمگین تورکمن به پاسگاه چپاقلی وفرمانداری بندرتورکمن مراجعه نموده ومتعاقب خروج کنترل احساسات جمعیت ،خساراتی به ساختمان این مراکز وارد گردیده است. نیروی سرکوبگر وضدشورش با قرق نمودن منطقه واعمال حکومت غیرقانونی نظامی دریک اقدام کور به دستگیری مردم وجوانان بیگناه تورکمن ،صرفا جهت قدرت نمائی وزهر چشمگیری مبادرت نموده است که تعداد دستگیر شدگان درروزهای گذشته(نهم ودهم ویازدهم دیماه )بیش ازدویست نفر گزارش گردیده است که جهت بازجوئی به اصطلاح فنی( شکنجه) به گرگان منتقل گردیده اندعلیرغم آزادی موقت یکصد نفر ازاین افراد،بیش ازیکصد نفردیگر ازمردم ما درچنگال ماشین سرکوب حکومت گرفتارند وبگزارش واصله دربدترین شرایط بسرمیبرند .

. ما ضمن رد هرگونه خشونت واقدامات کور تخریبی که باعث خدشه دار گردیدن چهرهء مبارزات حق طلبانه،ملتمان درمقابل ظلم وستم جاری میگردد، همچنین منطق زور وسرکوب که بجای تدبیر واندیشه بر اعمال ورفتار حاکمان سایه افکنده است،اعتراض به وضع ذلت بارموجود را نه تنها حق مردم بلکه وظیفه آنان میدانیم ولی روشهای خشونت بار وتندروانه را درراستای خواست دستگاه امنیتی وسرکوب حکومت برای بازتر شدن دستهایش جهت اعمال شدت وخشونت مضاعف ارزیابی مینمائیم

. ما ضمن حمایت از مردم حق طلب چپاقلی وبندرتورکمن وفراخوان به همه مردم تورکمنصحرا (تورکمنستان جنوبی)ونیزسایرهموطنانمان درهرکجای ایران جهت اعتراض به سرکوب مردم تورکمن وپیگیری مطالبات به حقشان ،ازرسانه ها ونهادهای فارس زبان درکتمان وسانسور اخبار مبارزات مردم تورکمن وعدم انعکاس هدفمند آن بشدت انتقاد مینمائیم . ماهیت احزاب وسازمانها ونهادهای به اصطلاح اصلاح طلبی که هم اکنون باهدف جلب رای ملت تورکمن درمنطقه مشغول فعالیت شدید هستند با سکوت معنا دار درقبال این سرکوبگری ها وظلم گستری دولت جمهوری اسلامی ،بیش ازپیش آشکار میگردد

. ما باردیگر به دست اندکاران وآمران حکومت هشدارمیدهیم که بجای سرکوب ودستگیری مردم وگستردن تورپلیسی وامنیتی وصدوراحکام به اصطلاح قضائی سیاسی!،به رفع ورجوع منشاء این اعتراضات وحوادث که باعث خیزش مردم گردیده است یعنی پرداخت حقوق ملت وخشکاندن چشمه نارضایتی(ونه چشمهء اعتراض به نارضایتی!)باشندوگرنه مسائل ومشکلات آتی فقط به شکسته شدن دروپنجره محدودنشده وتحریک مردم توسط عوامل حکومتی برای همیشه نیز درکنترل محرکان باقی نخواهد ماند. ما ازهمه آزادیخواهان وآنهائیکه نمیخواهند ملت ایران تجزیه شوندانتظارداریم ازحقوق ومطالبات به حق مردم تورکمن دفاع واخبار اعتراضات آنها را منتشر نمایندوبرای آزادی دستگیر شدگان تورکمن که بیگناه میباشند وتنها قربانی ضعف حکومت در سیاست ومدیریت هستند ،بکوشند

. اتحادیه روشنفکران تورکمن خواستار آزادی فوری وبی قید وشرط زندانیان تورکمن وپیگرد قانونی مسببان قتل ماهیگیران بیگناه تورکمن که درواقع منشاءاصلی نا آرامیهای اخیر منطقه میباشد ومحاکمه ومجازات این قاتلان مردم تورکمن ،بوده ورفع یا ابطال کلیه دستورالعملهای مربوط به تحدید حقوق مردم وماهیگیران وتضمین امنیتی وشغلی شهروندان بویژه ماهیگیران راخواسته بحق مردم دانسته وخاطر نشان میکند هیچ ملتی تاکنون با سرکوب آرام نشده است .

اتحادیه روشنفکران تورکمن –دوازدهم دیماه هشتادوشش

  نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم دی 1386ساعت 21:15  توسط دالغا  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM