وبلاگ اطلاع رسانی سربازان گمنام بابک(شاخه تبریز و حومه) |
همچون بسياري از كشورهاي جهان در ايران و به تبع آن آذربايجان جنوبي نيز حقوق زنان پايمال مي شود و زنان جايگاه واقعي خود را در جامعه به دست نياورده اند. با وجود اینکه سالهاست، شاهد فعاليت فعالين حركت ملي آذربايجان در راستاي حقوق ملي و مدني ملت آذربايجان هستيم، اما متاسفانه در طي اين سالها علي رغم صحبت هاي فراوان در خصوص حقوق پايمال شده ملت آذربايجان جنوبي، آنطور كه بايد از حقوق زنان و ظلم مضاعفي كه بر زنان جامعه ما وارد مي شود، سخن نمي رود. همین امرو نیز اقدامات و اظهار نظرهای ناآگاهانه و غیر مسئولانه برخی فعالین حرکت ملی آذربایجان و فعالین حقوق زن سبب شده که شائبه تضاد و جدایی جنبش زنان آذربایجانی و حرکت ملی آذربایجان قوت گرفته و نگرانیهایی را در این زمینه سبب شود. در حالیکه توجه به موارد زیر، نشان می دهد که تفکیک دو جنبش از یکدیگر، تنها باعث تضعیف آنها شده و هر یک را به جنبشی ناقص بدل خواهد کرد.
بسم الله الرحمان الرحیم
بیانیه شماره یک ((اورمو آذربایجان سسی)) در خصوص انتخابات مجلس هشتم
انتخابات یکی از مترقی ترین روشهای مشارکت مردم در صحنه های سیاسی می باشد که به واسطه آن آحاد جامعه بطور مستقیم رای و نظر خویش را بر کالبد مدیریت سیاسی کشور وارد می سازند. فضای انتخاباتی فرصتی است برای تعامل و گفتگو بین حاکمیت و جریانات سیاسی مختلف در مقابل افکار عمومی که با اعتقاد به پلورالیسم سیاسی که می توان با برگزاری انتخاباتی آزاد و سالم توسعه و پیشرفت در کشور را جزو اهداف دست یافتنی قلمداد نمود.علیرغم واقعیتهای تلخ فضای انتخاباتی و عدم رغبت اکثریت مردم و برخی گروههای سیاسی جهت حضور در پای صندوقهای رای و بی عدالتی و تبعیض آشکار در بررسی صلاحیت کاندیداها، مبارزات پارلمانی فرصتی مغتنم جهت طرح آزادانه مطالبات ملی و سیاسی است که در اغلب مواقع دفاع از آنها هزینه های هنگفتی را بدنبال دارد. در شرایط حساس مناطق غربی این آب و خاک بویژه شهر اورمیه در این برهه از زمان که زیاده طلبان بواسطه یکسری حرکات سیاسی موازی با اقدامات تروریستی خویش و بر اساس نقشه شوم هم پیمانان خارج نشین خود قصد تسلط سیاسی و حتی فیزیکی بر آنرا دارند سبب می گردد تا برخورد فعالان سیاسی و فرهنگی این شهرستان با انتخابات پارلمان پیش رو متفاوت از نگاهی باشد که در شهرهای دیگر وجود دارد. به همین جهت حضور یکپارچه و قدرتمند در صحنه انتخابات همانقدر حائز اهمیت و کارساز است که عدم حضور و یا حضور کم رنگ فعالان ضربات مهلک و غیر قابل جبرانی را بر پیکره عظیم آذربایجان و مطالبات ملی و انسانی در این منطقه وارد خواهد ساخت.((اورمو آذربایجان سسی)) که بصورتی کاملا خودجوش و بر اساس احساس مسئولیت فعالان سیاسی و فرهنگی اورمیه به سرزمین آبا و اجدادیشان شکل گرفته است با در نظر گرفتن عوامل زمان و مکان و سیر حوادث ناخوشایند در منطقه که بر علیه منافع ملی مان می باشد حضور نظام مند و هدفمند در انتخابات مجلس هشتم را اقدامی در راستای اعاده خواسته های ملی و مطالبات سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی مردم دانسته و بصورتی نهادینه و قانونمند به طرح و پیگیری آنها خواهد پرداخت. در این راستا دست همکاری و مساعدت به سوی یکایک فعالان سیاسی و فرهنگی آذربایجان بویژه شهرستان اورمیه دراز کرده و با یاری جستن از خداوند منان می خواهیم به صورت متحد و یکپارچه همراه با مردم غیور و آگاه آذربایجان در راستای دفاع از هویت سیاسی و دارایی های معنوی خویش وارد صحنه انتخابات مجلس هشتم شورای اسلامی شویم. بی شک رمز موفقیت و پیروزی ما در وحدت و همدلی ما خواهد بود.
اورمو آذربایجان سسی
. ما ضمن رد هرگونه خشونت واقدامات کور تخریبی که باعث خدشه دار گردیدن چهرهء مبارزات حق طلبانه،ملتمان درمقابل ظلم وستم جاری میگردد، همچنین منطق زور وسرکوب که بجای تدبیر واندیشه بر اعمال ورفتار حاکمان سایه افکنده است،اعتراض به وضع ذلت بارموجود را نه تنها حق مردم بلکه وظیفه آنان میدانیم ولی روشهای خشونت بار وتندروانه را درراستای خواست دستگاه امنیتی وسرکوب حکومت برای بازتر شدن دستهایش جهت اعمال شدت وخشونت مضاعف ارزیابی مینمائیم
. ما ضمن حمایت از مردم حق طلب چپاقلی وبندرتورکمن وفراخوان به همه مردم تورکمنصحرا (تورکمنستان جنوبی)ونیزسایرهموطنانمان درهرکجای ایران جهت اعتراض به سرکوب مردم تورکمن وپیگیری مطالبات به حقشان ،ازرسانه ها ونهادهای فارس زبان درکتمان وسانسور اخبار مبارزات مردم تورکمن وعدم انعکاس هدفمند آن بشدت انتقاد مینمائیم . ماهیت احزاب وسازمانها ونهادهای به اصطلاح اصلاح طلبی که هم اکنون باهدف جلب رای ملت تورکمن درمنطقه مشغول فعالیت شدید هستند با سکوت معنا دار درقبال این سرکوبگری ها وظلم گستری دولت جمهوری اسلامی ،بیش ازپیش آشکار میگردد
. ما باردیگر به دست اندکاران وآمران حکومت هشدارمیدهیم که بجای سرکوب ودستگیری مردم وگستردن تورپلیسی وامنیتی وصدوراحکام به اصطلاح قضائی سیاسی!،به رفع ورجوع منشاء این اعتراضات وحوادث که باعث خیزش مردم گردیده است یعنی پرداخت حقوق ملت وخشکاندن چشمه نارضایتی(ونه چشمهء اعتراض به نارضایتی!)باشندوگرنه مسائل ومشکلات آتی فقط به شکسته شدن دروپنجره محدودنشده وتحریک مردم توسط عوامل حکومتی برای همیشه نیز درکنترل محرکان باقی نخواهد ماند. ما ازهمه آزادیخواهان وآنهائیکه نمیخواهند ملت ایران تجزیه شوندانتظارداریم ازحقوق ومطالبات به حق مردم تورکمن دفاع واخبار اعتراضات آنها را منتشر نمایندوبرای آزادی دستگیر شدگان تورکمن که بیگناه میباشند وتنها قربانی ضعف حکومت در سیاست ومدیریت هستند ،بکوشند
. اتحادیه روشنفکران تورکمن خواستار آزادی فوری وبی قید وشرط زندانیان تورکمن وپیگرد قانونی مسببان قتل ماهیگیران بیگناه تورکمن که درواقع منشاءاصلی نا آرامیهای اخیر منطقه میباشد ومحاکمه ومجازات این قاتلان مردم تورکمن ،بوده ورفع یا ابطال کلیه دستورالعملهای مربوط به تحدید حقوق مردم وماهیگیران وتضمین امنیتی وشغلی شهروندان بویژه ماهیگیران راخواسته بحق مردم دانسته وخاطر نشان میکند هیچ ملتی تاکنون با سرکوب آرام نشده است .
اتحادیه روشنفکران تورکمن
البته فضای سیاسی ایران بدون آن هم به وحشتناک ترین وجه بسته است. تورم سرسام آور، بیکاری روز افزون، آمار صعودی طلاق، ورشکستی زیر ساخت های اقتصادی و تولیدی، عدم امنیت شغلی و اجتماعی، برخورد های خشونت آمیز با سیاسیون و قشر های فرهنگی ، ترویج افراطی گری مذهبی نارضایتی در بین لایه های اجتماعی جامعه را شدت بخشیده است. نظام ایران این مورد ها را بخوبی درک می کند ولی به جای حل این معضلات با تئوری” الرعب به نصر” به سرکوب نارضایان می پردازد. به نظر ما اجرای طرح های امنیت اجتماعی و سرکوب های کور سیاسی و فرهنگی از همین تئوری نشات می گیرد. تحول سیاسی در روابط ایران و آمریکا نه تنها مشکل این سرکوب ها را حل نخواهد کرد، بلکه فرکانس های خطرناکی برای داخل دارد. آقایان اگر سرشان از مسئله بحران هسته ای و فشار های جهانی فارغ شوند فضا از این هم که هست سنگین تر خواهد شد.
حاکمیت ایران تلاش دارد این گونه وانمود کند که، فعالین حرکت های ملی جریانی برانداز بوده و از سوی آمریکا هدایت می شود؟
طبعتا اگر تحریم ها جنبه واقعی به خود بگیرند کمر ایران را می شکند. تحریم های اخیر تاثیر بسزایی در اقتصاد ایران داشته است . اما واقعا در پشت این تحریم ها اراده قوی سیاسی وجود دارد؟ یا نه؟ یحث دیگری می طلبد. در عمر 28 ساله جمهوری اسلامی شاهد آن بودیم که کشور های اروپایی از سردی روابط آمریکا و ایران بهترین سود اقتصادی را برده اند.سیاست رسمی کشور های اروپایی با تبلیغاتشان فرق اساسی دارد. شما آزادی متهمان پرونده میکنوس از زندان را ببینید، مذاکرات هسته ای را مطالعه بفرمائید ده ها مورد دیگر را می توان مثال زد عمل و گفته کشور های اروپا یی با ایران متضاد است. ما هم قبول داریم که فشار افکار عمومی و فعالیت تشکل های غیر دولتی و برخی احزاب مخالف دولت های اروپایی بر مسئله تاثیر چشمگیری دارد مثلا اگر این فعالیت ها نبود بحث نقض حقوق بشر در ایران ابعاد جهانی به خود نمی گرفت ولی وقتی پای سود اقتصادی در بین باشد صورت مسئله فرق می کند.
با توجه به تحلیل های شما حرکت ملی آذربایجان چگونه می تواند از این وضعیت استفاده کند؟
نگاه ما به مسئله کرد کشور تورکیه به عنوان تشکیلات مقاومت ملی آذربایجان متفاوت است. تورکیه تنها ترین کشور منطقه است که دمکراسی به منعقی واقعی اش در حال نهادینه شدن است. احزاب و گروه های سیاسی کرد تا مجلس ملی تورکیه راه یافته اند. گروه های دانشجویی و سندیکا های کارگری وابسته به احزاب کرد به راحتی فعالیت می کنند. به نظر ما مسئله کرد تورکیه با مسئله PKK متفاوت است. پایگاه های گروه تروریستی PKK تبدیل به مرکز تجمع تروریست های بین المللی شده است. تورکیه با عملیات نظامی خود نه تنها با تروریست های PKK بلکه با تروریسم بین المللی مبارزه می کند و این حق طبیعی ملت،دولت و ارتش تورکیه است که از خود دفاع بکنند.عملیات گسترده ارتش تورکیه در 16 دسامبر در مناطق قندیل، هاواشین،زآب و هاکورک که در آن نزدیک به 50 فروند هواپیمای جنگی و شمار زیادی از واحدهای هوایی ، زمینی و اطلاعاتی شرکت کرده بود حاوی نکات مهمی بود از آن جمله می توان گفت که دیگر عملیات های نظامی تورکیه علیه تروریسم از حالت منطقه ای خارج و در بعد جهانی رو به گسترش است و مثل قبل تورکیه تنها به دنبال نمایش قدرت نیست بلکه هدف تنها نابودی شبکه های تروریستی می باشد و AMDT با مشاهده آخرین عملیات نظامی تورکیه روزهای سختی را برای گروه های تروریستی در فصل سرما و بهار پیش بینی می کند.
آنقدر که ما اطلاع داریم، ملت آذربایجان با دولت اسرائیل و ملت یهود تا به حال هیچ مشکلی نداشتند که ملت آذربایجان بخواهد موجودیت اسرائیل را قبول و یا رد بکند.
کوزوو هم یک قدم به حق تعیین سرنوشت سیاسی – ملی خود نزدیک شده است، نظر تشکیلات در این مورد چیست؟
نامه ی محرمانه ی پرویز ورجاوند به خاتمی
گرچه ممکن است این نامه و نوشته های آن به انحای مختلف به نظر بینندگان رسیده باشد اما بد نیست بار دیگر آن را که در چهار صفحه برای خاتمی ارسال گشته است را مشاهده نماییم . در این نامه که به صورت محرمانه و در سال 79 برای خاتمی ارسال شد ، ورجاوند به شکلی وقیحانه به ارائه ی راهکارهایی برای سرکوب فعالین آذربایجان می پردازد و تاسف آور آن که خاتمی با ارادت تمام به اجرای آن ها اهتمام می ورزد .
http://aycu07.webshots.com/image/38966/2000839177709994538_rs.jpg
http://aycu22.webshots.com/image/37821/2000876057087024149_rs.jpg
http://aycu37.webshots.com/image/38276/2000875486549718428_rs.jpg
http://aycu04.webshots.com/image/38283/2000858319033179096_rs.jpg
آذربایجان اویرنجی حرکاتی
افسانه بوزقورد
افسانه "بوزقورد"یا "گرگ خاکستری" از افسانههای کهن ترکان است و ریشه هزار و پانصد ساله دارد این افسانه در حدود یکصدو نود و یک سال بعنوان ایدئولوژی رسمی امپراطوری "گؤک ترک" یا "ترکان آسمانی" بود و از دریای چین تا دریای سیاه بشکلهای گوناگون سینه به سینه نقل میشد و توسط پیکرتراشان بصورت تندیسهای مختلف تراشیده و در شهرهای مختلف نصب میگردید . بر اساس این افسانه روزی دشمنان به سرزمین ترکان حمله کرده و ترکان در مقام دفاع تا آخرین نفر شجاعانه جنگیده و کشته میشوند .آخرین بازمانده زخمی این جنگ مهیب پسرکی بود که توسط گرگی از مهلکه نجات داده میشود . طبق افسانه بر روی زمین غیر از آن پسرک ترکی نمانده بود . پس از چندی “نسل جدید ترک” از وصلت پسرک ترک با گرگ پا به عرصه وجود مینهد و در نسلهای بعدی آنها عاقبت امپراطوری عظیم "گؤک ترک" یا “ترکان آسمانی” (تركهاي آبي) را از دریای چین تا دریای سیاه بنا مینهند .
برای مستند کردن افسانه،نظریات "تونگ تین" دائرهالمعارف و سالنامه نویس مشهور چین را که در سال 801 یعنی حدود یک قرن پیش از اسلام میزیست در اینجا میآورم . "تونگ تین" در بین دائرهالمعارف 199 جلدی خود، جلد 197 را به تاریخ و منشاء اقوام ترک اختصاص داده و بطور مفصل از آداب و رسوم ترکان آسمانی بحث میکند . اینجانب به خوانندگان محترم برای اولین بار در تاریخ ادبیات، متن ترجمه شده چینی به استانبولی را به فارسی ترجمه کرده و در اختیار محققین قرار میدهم .
بر طبق نوشته تونگ تین سرزمین آنان (قبایل ترکان آسمانی)توسط همسایه بالای ( hsi -hai)دریاچه ایستی گؤل در آسیای میانه نابود شد . زن و مرد و کوچک و بزرگ همگی قتل عام شدند و تنها فرزند ده ساله از آنان باقی ماند . بخاطر خردسالی نخواستند او را بکشند ولی دست و پاهایش را قطع کرده و به مرداب بزرگی انداختند . ماده گرگی در آنجا به پسرک گوشت میآورد و مانع مرگ او میشد . بعد از مدتی پسرک با گرگ وصلت کرده و گرگ حامله میگردد . گرگ تا دریای مغرب میرود .در آنجا کوهی بود . بر فراز کوه میایستد . این کوه در شمال غربی سرزمین کائو چونیک (تورفان کوچو در ترکستان فعلی چین) بود . در آنجا غاری بود . در آنطرف غار (در بین کوههای محصور)سرزمین سرسبز وجود داشت، مساحت این سرزمین بیش از 200 لی حدود 200 میل بود . گرگ در اینجا ده فرزند پسر زائید، آنها بعد از بزرگ شدن در خارج منطقه سکونت خود ازدواج کرده و زنانشان حامله میشدند . این فرزندان قبایلی را بوجود آوردند که بزودی ازدیاد نسل کرده زیاد شدند . بعد از اینکه چند صد عائله شدند در حالیکه چند نسلی از آنها گذشته بود از درون غار بیرون آمدند و به ژوان- ژوان ها پیوستند .
در منابع دیگر از " غار" به منطقه محصور در بین کوههای سربه فلک کشیده با نام "ارکنکون" نام برده میشود که ترکان بعد از چندین نسل ازدیاد چون نمیتوانستند از منطقه محصور سر به فلک کشیده خارج شوند به راهنمایی آهنگری که گفته بود این کوهها دارای سنگ آهن است از مقادیر متنابهی پوست حیوانات دم و کوره آهنگری ساخته و با زدن تونلی از میان کوهها خارج گردیده و آنروز چون مصادف با اول ماه حمل (فروردین) بود آنرا "عید ارکنکون" یا نوروز نامیدند که برای اولین بار دوباره ترکان به صحنه جهانی پای نهاده و به راهنمایی "بوز قورد" این بار از بین کوههای سر به فلک کشیدهی خارج از ارکنکون که گم شده و میرفتند که دوباره نابود شوند با صدای زوزه گرگ به سوی او جلب شده و با راهنمایی گرگ از مهلکه دوباره نجات مییابند . بعدها این "بوزقورد" در شکل "گؤک بؤری" (گرگ آسمانی) نیز در زمانی که اوغوزخان میخواست به فتح جهان اقدام کند با ستون نور آبی رنگ بر چادر او وارد شده میگوید اگر میخواهی در جنگ پیروز شوی هر وقت من پیش رفتم پیشروی کن و هرجا من ایستادم بایست . از آنروز "بوزقورد" پیشاهنگ جنگ ترکان میشود و با حمله او به دشمنان فتح و ظفر نصیب ترکان میشود .
آنچه از افسانههای فوقالذکر استنباط میشود این است که در طی قرون و اعصار گذشته "بوزقورد" (گرگ خاکستری) بعنوان سمبل الهی نگهدار ترکان و راهنمای آنان تلقی گردیده و در مواردی که میخواستند از یک ترک اصیل و با غیرت و خالص تمثیلی ارایه نمایند او را به بوزقورد تشبیه میکردند . در نظرترکان بوزقورد فرشتهای از فرشتگان الهی بود که جهت پایندگی نسل ترکان بشکل بوزقورد بر ترکان ظاهر شده بود . به نظر میرسد بعدها بوزقورد یک درجه ارتشی گردیده و به کسانیکه در راه بنای ملت ترک فداکاریهای شایان میکردند عطا میشد .
البته غیر از درجه بوزقورد یا مخفف آن "قورد" یک درجه بزرگتری نیز در میان درجات نظامی و اداری ترکان باستان دیده میشود که از همین واژه قورد گرفته شده و آن "آلپاگوت" است . این واژه بشکل های مختلف از قبیل آلپاغوت و آلپاقوت نیز بکار رفته و در ترکی جغتایی معنی " انسان اصیل " را میدهد .
احتمال دارد این واژه مرکب از دو جزء "آلپ" به معنی بزرگ و سترگ و قهرمان و پهلوان و " قورد " به معنی گرگ باشد . این لقب تنها مختص کسانی بود که دورههای مختلف به اصطلاح کماندویی و رنجری وچریکی و دگریلا یی امروزه را با موفقیت گذرانیده و در شکل عملی به رزمندگانی اطلاق میگردید که به تنهایی به لشکریان دشمن حمله کرده، بدون اینکه دستگیر شوند از میان آنان خارج میشدند.
واژه قورد بعنوان صفت جانشین موصوف از زبان ترکی وارد زبان فارسی گردیده و در ادبیات فارسی بصورت" گرد" و جمع آن "گردان" بکار رفته است . فردوسی در شاهنامه میگوید:
گردان دو صد با درفشی چو باد
همیدون به گرگین میلاد داد
در ادبیات فارسی به کسانیکه میتوانستند در جنگ گردی(قوردی) را دستگیر نمایند لقب "گردگیر" (قوردگیر) میدادند . فردوسی در مورد پهلوانان گردگیر در بعضی از اشعارش سروده :
چنین گفت کاین مرد جنگی به تیر
سوار کمند افکن و گردگیر
***
دلیر است و اسب افکن و گردگیر
عقاب اندر آرد ز گردون به تیر
***
دریغ آن هژبر افکن گردگیر
دلیر و جوان و سوار و هژیر
امروزه نیز در واحدهای ارتش جمهوری اسلامی ایران به جمع چهار یا پنج گروهان، یک "گردان"اطلاق میشود که از حدود 500 -400 نفر سرباز تشکیل میشود و نیز به درجهای از درجات نظامی امروزی ایران "سرگرد" اطلاق میشود که بالاتر از درجه سروانی و پائین از درجه سرهنگی است و در حقیقت همان "باشقرد" (باش قورد = قورد باشی) زبان ترکی است . به هر حال دامنه افسانهی بوزقورد به درجات نظامی امروزی جمهوری اسلامی نیز کشیده شده و نشان از ریشهدار بودن این افسانه دارد .
افسانه مان قوردها
این افسانه بشکل وسیع در میان ترکان قیرقیز از قدیمالایام بصورت سینه به سینه نقل گردیده تا اینکه در عصر حاضر توسط "چنگیز آیتماتف" نویسنده بزرگ قرقیزی در رمانی به نام "گون وار عصره بدل" (روزی به درازی قرن) انعکاس خود را یافته است .
"مان قورد" در حقیقت بعنوان صفت جانشین موصوف به کسانی که فاقد "شعور ملی" بوده و بطور کامل از خود بیگانه گردیدهاند اطلاق میشود . مان قورد کسی است که نسبت به ایل و تبار و قوم و خویش خود بیگانه شده و هیچ وابستگی فرهنگی به قوم خود احساس نمیکند . او به راحتی زبان مادری و حتی مام میهن و مادر حقیقی خود را در جای جای گفتارش به تحقیر و تمسخر میگیرد و فرهنگ خودی را نفی و به فرهنگ بیگانه به دیده احترام فوقالعاده مینگرد و در این کار آنقدر پیش میرود که حتی حاضر میشود طبق افسانه به دستور ارباب، قلب مادر خود را نیز نشانهی تیر کند و او را از پای درآورد بدون اینکه خم به ابرو بیاورد یا متاثر گردد . بدین جهت مان قورد یک بی اصل و نسب کامل است که بیشتر به کوبیدن مظاهر و منافع ملی خود میپردازد .
واژه "مان" در ترکی غیر از معنی مثل و مانند در ترکیب ترکمان (ترک مانند) و ائلمان (ائل مانند) معنی عیب و نقص را نیز در خود دارد و مان قورد در حقیقت مفهوم "گرگ ناقص" یا به بیان واضحتر "انسان ناقص" را در قاموس ترکان افاده میکند . با توجه با اینکه در این قاموس بوز قورد بعنوان انسان کامل و اصیل است لذا مان قورد بعنوان انسان ناقص تلقی میگردد . به عبارت دیگر مان قورد به معنی "گرگ ننگین" یا "انسان ننگین" است. این ننگ بیشتر گریبان گیر همان بوزقوردهاست که اسیر دشمن شده و بعد از شستشوی مغزی به ننگ ایل و تبار و جامعه و ایدئولوژی خود بدل میشوند .در شکل جدید مان قوردها در رسانههای گروهی وادار به مصاحبه بر علیه ایدئولوژی قبلی خویش میگردند .
افسانه مان قورد در مورد منشا و چگونگی مان قورد شدن بوز قوردها سیر مسخ آنان از گرگ کامل (انسان کامل) به گرگ ناقص (انسان ناقص) را به تفصیل چنین بیان میکند .
روز و روزگاری در صحرای "ساری اؤزیه" آسیای مرکزی اقوام مختلف زندگی میکردند . یکی از این اقوام قوم ترک نایمان بود . نایمانها دشمنانی به نام " ژوان ژوان"ها داشتند . ژوان ژوانها مبتکر مان قورد گردانیدن اسرای خود بودند . آنها اسیران جوان قبیله نایمان را گرفته و طی شکنجههای سخت و طاقتفرسا حافظ تاریخی آنان را مختل کرده و از آنها فردی بی بند و بار نسبت به قوم و قبیله خود میساختند .
مان قوردها طوری تربیت میشدند که تنها دستورات ارباب خود را مثل روبوت، و آدم آهنیها بکار میبستند اگر ارباب مان قورد میگفت پدر و مادرت را بکش در چشم بهمزنی بدون هیچگونه ترحمی آنان را به قتل میرساندند .
افسانه میگوید : در منطقه ساری اؤزیه چاههای زیادی وجود داشت و همه جا سرسبز و خرم بود ولی ناگهان قحطی بزرگی اتفاق افتاد و اقوام ساکن در آن صحرا به جاهای دیگر کوچ کردند . قوم ژوان ژوانها نیز که مبتکر شستشوی مغزی جوانان بودند مجبور به کوچ گردیده بسوی رود ادیل (اتیل)- که همان ولگا باشد- رفتند. آنها چون به لعنت و نفرین الهی به جزای مان قورد کردن جوانان دچار شده بودند موقع گذر از روی آبهای یخ بسته ولگا همگی از کوچک و بزرگ و انسان و حیوان با شکسته شدن یخها به عمق آبها مثل فرعون- فرورفته و از روی زمین محو و نابود شده به جزای خود میرسند .
افسانه در مورد چگونگی مان قورد سازی ژوان ژ وانها میگوید : ژوان ژوانها وقتی کسانی را اسیر میگرفتند آنها را به صحرا برده موهای سرشان را از ته می تراشیدند، بعد شتری را سر بریده و از پوست گردن شتر که از سفتترین قسمت پوست شتر است قطعاتی را جدا کرده و بلافاصله به سر اسیر چسبانیده ، آنرا محکم میبستند . بعد از این کار دستبند و پایبند اسیران را محکم کرده آنها را در زیر آفتاب سوزان رها میکردند .
بعد از مدتی موی سر آنها رشد کرده و چون جایی برای رشد خود نمییافتند برگشته بتدریج داخل مغز اسیر میشدند . در این موقع بیشتر جوانان تاب تحمل این غذاب را نیاورده فوت میکردند ولی آنهایی که میماندند در اثر برخورد موها با سلولهای حافظه تمام خاطرات گذشته خود را از دست داده و تنها مهارتهای آنان در تیراندازی میماند . آنها به دستور ارباب خود هر کس را که دستور میداد بلافاصله تیرباران میکردند . چون از بین ده اسیر یک اسیر مان قورد شده و بقیه میمردند لذا ارزش یک مان قورد ده برابر یک غلام بود و اگر کسی مان قورد کسی را میکشت مجبور به پرداخت جریمه سنگین میشد .
افسانه میگوید: روزی پسر جوانی بنام "ژول آمان" (یول آمان) فرزند پیرزنی بنام "نایمان آنا" برای گرفتن انتقام خون پدر خود از ژوان ژوانها که در جنگ با آنان کشته شده بود به اتفاق سایر جوانان قبیله نایمان به ژوان ژوانها حمله کرده و بعد از جنگی قهرمانانه اسیر میشود . ژوان ژوانها او رامان قورد کرده و به چوپانی گلههای خود میگمارند ."نایمان آنا" برای نجات پسرش به منطقه ژوان ژوانها رفته و پسر خود را میبیند که چوپان گله شده است . مادر به فرزند نزدیک شده و اسمش را میپرسد . پسر جواب میدهد که نامش مان قورد است. مادر در میان حسرت و ناامیدی از پدر و مادر و ایل و تبارش میپرسد . پسر جوان تنها یک جواب دارد آنهم : من مان قورد هستم . مادر سعی میکند حافظهی پسر جوانش را به کار بیاندازد . "چنگیز ایتماتف" - نویسنده معروف قرقیزی - در همان رمان "روزی به درازی قرن" بقیه ماجرا را چنین به رشته قلم میکشد که مادر خطاب به پسرش میگوید : " اسم تو ژول آمان است میشنوی؟ تو ژول آمان هستی . اسم پدرت هم دونن بای (Donan bay) است پدرت بادت نیست؟ آخر او در زمان کودکیت به تو تیراندازی یاد میداد . من هم مادر تو هستم، تو پسر من هستی، تو از قبیله نایمان هستی متوجه شدی؟ تو نایمان هستی .
او (مان قورد) با بیاعتنایی کامل به سخنان مادرش گوش میداد . گویی اصلا این حرفها ربطی به او ندارد .
نایمان آنا باز دوباره تلاش کرد که حافظه پسرش را بکار بیاندازد لذا با التماس گفت:
اسمت را بیاد بیاور . . .ببین اسمت چیست مگر نمیدانی که پدرت دونن بای است؟ اسم تو مان قورد نیست ژول آمان است . برای این اسمت را ژول آمان گذاشتهایم که تو در زمان کوچ بزرگ نایمانها بدنیا آمدی . وقتی تو بدنیا آمدی ما سه روز تمام کوچ خود را متوقف کردیم".
“نایمان آنا” برای اینکه احساسات پسرش را تحریک کند و او را به یاد کودکی خود بیاندازد برایش ترانه و لالایی و بایاتی میخواند ولی هیچ تاثیری در پسر جوان نمیکند . در این موقع ارباب ژول آمان پیدا شده و نایمان آنا از ترس او پنهان میشود.ارباب ژول آمان از او میپرسد آن پیرزن به تو چی میگفت؟ ژول آمان میگوید او به من گفت که من مادرت هستم . ارباب ژل آمان میگوید تو مادر نداری تو اصلا هیچ کس را نداری فهمیدی، وقتی آن پیرزن دوباره پیشت آمد او را با تیر بزن و بکش . او بعد از دادن "حکم تیر" به دنبال کار خود میرود . نایمان آنا وقتی میبیند او رفت از مخفیگاه خویش خارج شده میخواهد که دوباره حافظه تاریخی و قومی و خانوادگی پسر جوان را بکار بیاندازد لذا به او نزدیک میشود . اما ژول امان با دیدن نایمان آنا بدون هیچ ترحمی در اطاعت کورکورانه از دستورات اربابش قلب مادرش را نشانه گرفته و او را از پشت شتری که سوارش شده بود سرنگون میسازد . قبل از اینکه پیکر بیجان نایمان آن به زمین بیفتد روسری او به شکل پرندهای بنام دونن بای درآمده و پرواز میکند . گویی این پرنده روح نایمان آنا را در جسم خود دارد. از آن زمان پرندهای در صحرای ساری اؤزیه پیدا شده و به مسافرین نزدیک گردیده و دایماً تکرار می کند:
"به یاد آر از چه قبیلهای هستی، اسمت چیست؟ اسم پدرت دونن بای است، دونن بای، دونن بای . . ."
پیکر بیجان نایمان آنا در محلی که بعدها بنام او به قبرستان "آنا بیت" معروف گردیده به خاک سپرده میشود . پسر مان قورد او حتی برای گرامیداشت خاطره مادر بر سر قبر او نیز حاضر نمیشود چراکه او خود را بی پدر و مادر و بیاصل و نسب میدانست .
ماجرای بوزقوردها و تشکیل امپراطوری بزرگ "گؤک ترک" در رمان بزرگ"Boz Kurtlar" نوشته "atsiz" در کتابی 555 صفحهای و ماجرای مان قوردها در کتاب : "KUH Bapecpa bəpabəp" (گون وار عصره برابر) نوشته چنگیز آتیماتف، در 348 صفحه چاپ و منتشر شده است . کتاب اخیر با نام "روزی به درازی قرن" به زبان فارسی و با نام "Gun olur asra bedel" گون اولور عصره بدل به زبان ترکی استانبولی و به نام"گون وار عصره برابر" به ترکی آذربایجان ترجمه شده است ترجمه شده است .
بر اساس این رمان مشهور چنگیز آتیمایف در سال 2000 نمایشنامهای در تئاتر شهر استانبول با نام اصلی "mankurt"(مان قورد) و با نام فرعی "Gun uzar yuz yil olur" (گون اوزار یوز ییل اولور) به صحنه برده شده است .
بدین ترتیب دو اثر بزرگ از دو نویسنده سترگ از دو افسانه کهن ترک چاپ ومنتشر شده که در یکی به ماجرای ترکان اصیل و در دیگری به ماجرای تاسفبار ترکان از خود بیگانه پرداخته میشود .
باشد که روز و روزگاری دیگر داستانهای کهن ترک بشکلهای هنری از قبیل رمان و نمایشنامه و فیلم درآمده و بازسازی گردد .
پس ازبشهادت رساندن جوان ماهیگیر تورکمن بنام حسام الدین خدیور درروزهفت دیماه هشتادوشش ،توسط ماموران نیروی انتظامی دردریا و بجرم دفاع ازموجودیت خود وخانواده اش درمقابل فقر وبیکاری وگرسنگی وقوانین اسارت بارحکومت که تنها درپی تضمین منافع مافیای اقتصادی وسیاسی درکشور است،مردم خشمگین تورکمن به پاسگاه چپاقلی وفرمانداری بندرتورکمن مراجعه نموده ومتعاقب خروج کنترل احساسات جمعیت ،خساراتی به ساختمان این مراکز وارد گردیده است. نیروی سرکوبگر وضدشورش با قرق نمودن منطقه واعمال حکومت غیرقانونی نظامی دریک اقدام کور به دستگیری مردم وجوانان بیگناه تورکمن ،صرفا جهت قدرت نمائی وزهر چشمگیری مبادرت نموده است که تعداد دستگیر شدگان درروزهای گذشته(نهم ودهم ویازدهم دیماه )بیش ازدویست نفر گزارش گردیده است که جهت بازجوئی به اصطلاح فنی( شکنجه) به گرگان منتقل گردیده اندعلیرغم آزادی موقت یکصد نفر ازاین افراد،بیش ازیکصد نفردیگر ازمردم ما درچنگال ماشین سرکوب حکومت گرفتارند وبگزارش واصله دربدترین شرایط بسرمیبرند .
. ما ضمن رد هرگونه خشونت واقدامات کور تخریبی که باعث خدشه دار گردیدن چهرهء مبارزات حق طلبانه،ملتمان درمقابل ظلم وستم جاری میگردد، همچنین منطق زور وسرکوب که بجای تدبیر واندیشه بر اعمال ورفتار حاکمان سایه افکنده است،اعتراض به وضع ذلت بارموجود را نه تنها حق مردم بلکه وظیفه آنان میدانیم ولی روشهای خشونت بار وتندروانه را درراستای خواست دستگاه امنیتی وسرکوب حکومت برای بازتر شدن دستهایش جهت اعمال شدت وخشونت مضاعف ارزیابی مینمائیم
. ما ضمن حمایت از مردم حق طلب چپاقلی وبندرتورکمن وفراخوان به همه مردم تورکمنصحرا (تورکمنستان جنوبی)ونیزسایرهموطنانمان درهرکجای ایران جهت اعتراض به سرکوب مردم تورکمن وپیگیری مطالبات به حقشان ،ازرسانه ها ونهادهای فارس زبان درکتمان وسانسور اخبار مبارزات مردم تورکمن وعدم انعکاس هدفمند آن بشدت انتقاد مینمائیم . ماهیت احزاب وسازمانها ونهادهای به اصطلاح اصلاح طلبی که هم اکنون باهدف جلب رای ملت تورکمن درمنطقه مشغول فعالیت شدید هستند با سکوت معنا دار درقبال این سرکوبگری ها وظلم گستری دولت جمهوری اسلامی ،بیش ازپیش آشکار میگردد
. ما باردیگر به دست اندکاران وآمران حکومت هشدارمیدهیم که بجای سرکوب ودستگیری مردم وگستردن تورپلیسی وامنیتی وصدوراحکام به اصطلاح قضائی سیاسی!،به رفع ورجوع منشاء این اعتراضات وحوادث که باعث خیزش مردم گردیده است یعنی پرداخت حقوق ملت وخشکاندن چشمه نارضایتی(ونه چشمهء اعتراض به نارضایتی!)باشندوگرنه مسائل ومشکلات آتی فقط به شکسته شدن دروپنجره محدودنشده وتحریک مردم توسط عوامل حکومتی برای همیشه نیز درکنترل محرکان باقی نخواهد ماند. ما ازهمه آزادیخواهان وآنهائیکه نمیخواهند ملت ایران تجزیه شوندانتظارداریم ازحقوق ومطالبات به حق مردم تورکمن دفاع واخبار اعتراضات آنها را منتشر نمایندوبرای آزادی دستگیر شدگان تورکمن که بیگناه میباشند وتنها قربانی ضعف حکومت در سیاست ومدیریت هستند ،بکوشند
. اتحادیه روشنفکران تورکمن خواستار آزادی فوری وبی قید وشرط زندانیان تورکمن وپیگرد قانونی مسببان قتل ماهیگیران بیگناه تورکمن که درواقع منشاءاصلی نا آرامیهای اخیر منطقه میباشد ومحاکمه ومجازات این قاتلان مردم تورکمن ،بوده ورفع یا ابطال کلیه دستورالعملهای مربوط به تحدید حقوق مردم وماهیگیران وتضمین امنیتی وشغلی شهروندان بویژه ماهیگیران راخواسته بحق مردم دانسته وخاطر نشان میکند هیچ ملتی تاکنون با سرکوب آرام نشده است .
اتحادیه روشنفکران تورکمن –دوازدهم دیماه هشتادوشش
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|