تبليغاتX
حرکت ملی آذربایجان-سربازان گمنام بابک
 
وبلاگ اطلاع رسانی سربازان گمنام بابک(شاخه تبریز و حومه)
 

 

طلسم اپوزیسیون و حرکت ملی آذربایجان، مارالان تبریزلی

  به تازگى آيدين تبريزى در نوشته اى با عنوان “طلسم اپوزيسيون” از عملكرد آنچه كه او آن را “اپوزيسيون” مى نامد، در ارتباط با تظاهرات و قيام مردم شهرهاى آذربايجان در خرداد ٨٥ و ٨٦ انتقاد كرده و خاطر نشان ساخته است كه با استفاده از آن اعتراضات و در صورت بهره گيرى از فرصت و فضاى آن روز ها مى شد دامنه تظاهرات را حتى به تهران سرايت داد(http://www.oyrenci.com/Articles.aspx?articleId=516).

 در نوشته اى كوتاه من از ديد خودم به اين نوع نگرش به “اپوزيسيون” و آنگونه انتظارات از آن انتقاد كردم و خواستم نشان دهم كه جنبش ملى و آزاديخواهانه تركها ودر راس آنها مردم آذربايجان به اين “اپوزيسيون” نمى توانند در حال حاضر نام اپوزيسيون بگذارند و به آن به ديده اپوزيسيون بنگرند. آيدين تبريزى در آن نوشته اش بدرستى به موضعگيرى هاى نادرست “اپوزيسيون” در مورد خواسته ها و مطالبات تركها پرداخته و آنها را افشا كرده بود. البته او بطور مشخص نگفته منظورش از اين “اپوزيسيون”، غيراز اصلاح طلبان مشخصا  چه كسانى هستند. اما زحمت زيادى لازم نيست تا بدانيممنظورش چه كسانى مى توانند باشند. مگر منظور غير از جبهه ملى، نهضت آزادى، سلطنت طلبان، اصلاح طلبان، ملى مذهبى ها وطيف چپ چيز ديگرى است.

براى كسانى كه مواضع اين “اپوزيسيون” را از منظر مسيله ملى و از ديد تركها و بلوچها و تركها نمى شناسند تنها چند دقيقه اى وب گردى در وب سايت هاى اين “اپوزيسيون” ماهيت واقعى آنها را در مقابل مسيله ملى درايران روشن مى سازد. مثلا مى خوانيم:

“… بزرگترین ستم بر ما ایرانیان از جانب ترکان مهاجم از غزنوی و سلجوقی و خوارزمشاهی گرفته تا مغول و تاتار و آق قوینلو و قره قوینلو و صفوی و قاجار رفته است.”…

” یاوه گویی شماری چند از ایرانیان خودفروخته و سفله و بیشخصیت که از ترکیه و آذربایجان شوروی و یا امارات متحده عربی و عربستان پول و رشوه میگیرند تا کوس جدائیطلبی سردهند، ربطی به اکثریت ایرانیان میهن پرست ساکن این نواحی ندارد. همچنین اینکه اینجا و آنجا جمعی ستم ملی فارس زبانان را بر دیگر نقاط مردم کشور، بخصوص کردستان و آذربایجان و خوزستان به رخ میکشند چیزی جز یاوهگویی نیست. نخست آن که زبان ترکی بر آذربایجان در طول چند قرن اخیر تحمیل شده است. زبان مردم آذربایجان آذری بوده است که لهجهای ایرانی میباشد..”
از دکتر علی راسخ افشار از جبهه ملی ایران يكشنبه ١٦ بهمن ١٣٨٤

http://www.jebhemelli.net/htdocs/Political_Articles/2006/02_February/Rasekh_Separatists_Active&Passive.htm
-
و يا عباس امیرانتظام، عضو هیئت رهبری جبهه ملی ایران در بيانيه اى با عنوان “اصول ميثاق ملی ايرانيان برای شکل دهی حکومت دمکراتيک/استفرار حاکميت ملي” در اردیبهشت 1384 “به تفصیل درباره استقرار حاکمیت ملی، استقرار نظام پارلمانی، جدایی دین از حکومت، ویژگیهای دستگاههای اجرایی و قضایی، ضرورت پیوستن به کنوناسیونهای حقوق بشری، تضمین آزادی بیان وعقیده و مذهب و مطبوعات، طرد خشونت، همزیستی مسالمت آمیز با دیگر کشورهای جهان، انزجار از تروریسم و همکاری با جامعه جهانی، سخن گفته” كه البته “مورد پشتیبانی و تایید همه اعضای هیئت رهبری و هیئت اجرایی جبهه ملی می باشد.”

http://www.jminews.com/news/fa/?mi=18&ni=1714
اما با تاسف بسيار در اين “ميثاق ملی” كلمه اى از ترك و كرد و بلوچ در بين نيست و كوچكترين اشاره اى به مسيله “ملى” نرفته است.

در آخرين “برنامه سیاسی سازمانهای جبهه ملی ایران در خارج از کشور” مصوب اولین کنگره سازمان، ۱۲ تا ۱۴ بهمن ۱۳۸۶ برابر ۱ تا ۳ فوریه ۲۰۰۸ هيچ سخنى از تركها و يا مسيله ملى بچشم نمى خورد. در عوض نگرانى آنها تنها زبان فارسى است:

“ما پاسداری فعال از سلامت و بالندگی زبان فارسی و فرهنگ مشترک ملی و کلیه ی زبان های ایرانزمین و فرهنگ های محلی ایران را به عنوان گنجینه های اصلی تشکیل دهنده ی مبانی هویت ملی مردم ایران ضروری و از وظائف حیاتی دولت ها در دموکراسی آینده ی کشور میدانیم.”

و در چند سطر بالاتر مدعى مى شوند كه:”هرگونه امتیاز ناشی از تعلقات قومی یا مذهبی را مردود می دانیم.”! http://www.akhbar-rooz.com/news.jsp?essayId=14395

پس چرا زبان تركى شايسته پاسداری فعال از سلامت و بالندگی نيست.

يا بعنوان مثال  “آقاى عزت اله سحابى (ملى-مذهبى) در چندين مصاحبه خود اين مسئله را بازگفته است که دولت و مقامات امنيتى جمهورى اسلامى بايد حرکت مدنى و مسالمت آميز ترکان آذربايجان را سرکوب نمايد.  ايشان در مصاحبه با روزنامه “ياس نو” به صورت آشکار، مقامات اطلاعاتى و امنيتى رژيم را خطاب قرارداده که ” چرا روى ما چند نفر ملى- مذهبى و جبهه ملى زوم کردهاند، در حاليکه “جنبش بابک خرم دين” در آذربايجان به شدت فعال است و ما خطر اين حرکت را در بازجوئى ها هم گفته ايم”:

http://www.achiq.org/eyin/qerezeban.htm
در مورد سلطنت طلبان كه خود باعث و بانى هويت زدايى و ملت زدايى بوده اند چيزى براى گفتن نيست. آنها هنوز هم بر همان سياست هاى ستم و تبعيض تاكيد دارند و در زمينه برخورد با مسيله ملى بسيارارتجاعى عمل ميكنند. براى نمونه در سايت رضا پهلوى (http://www.rezapahlavi.org/search) اگر دنبال كلمات ترك و يا آذرى ويا شبيه آن بگرديد تنها به گزارش سال ٢٠٠٧ سازمانعفو بين الملل برمى خوريد كه در آنجا منعكس شده است و لاغير، تو گويى شاهزاده از وجود تركها در ايران اصلا خبر ندارد!

در طيف چپ نظرات متفاوتى در مورد مسيله ملى وجوددارد. از حكمتيست ها كه مواضع شان در مقابل خواسته هاى ملى تنها تار مويى با فاشيسم فاصله دارد تا فداييان اكثريت كه يادگيرى به زبان مادرى را پذيرفته اند مى توان همه نوع موضعگيرى در آنجا يافت.  سعيد كرامت در اخبار روز (www.akhbar-rooz.com) پنج‌شنبه  ۴ خرداد ۱٣٨۵ -  ۲۵ می  ۲۰۰۶ مى نويسد:

“حضور وسیع مردم در یک حرکت اعتراضی لزوما به آن حرکت مشروعیت نمی دهد. افق ناظر بر هر جنبشی معیار ارزیابی از آن جنبش است. شعارهای مطرح شده در اعتراضات تبریز نشان داد که پرچم، افق و آرمان ناظر بر آن حرکت آرمان یک جنبش ارتجاعی بود و نه تنها قابل دفاع نیست، بلکه بایستی قاطعانه در مقابل آن ایستاد و آنرا افشا کرد.”

على كشتگر حاضر است حتى در كنار چمهورى اسلامى و متحد با آن در مقابل نيروهاى ملى بايستد و بهانه اش هم حفظ تماميت ارضى است! پس از خرداد ٨٥ كه مسيله ملى را به بزرگترين چالش در سياست ايران تبديل كرده است طيف چپ در مقابل سوالاتى قرار گرفته كه تاكنون از پاسخ به آنها باز مانده است.

اصلاح طلبان حكومتى هم گرچه در باز كردن فضاى فرهنگى و سياسى كوشيدند اما در حال حاضر تمام آن تلاشها نقش بر آب شده اند و به نظر نمى رسد كه آنها بتوا نند نقش موثرى در مطالبه حقوق ملى تركها در آينده بازى كنند بيش از همه به اين دليل كه وزن آنها در سياست آينده ايران ضعيف خواهد بود.

در حال حاضر من غير از بخش كوچكى از نيروهاى چپ كه با ترس و لرز از تدريس آزاد زبان تركى حمايت مى كنند و بخشى از اصلاح طلبان كه در مجموع خواهان باز شدن فضاى فرهنگى و سياسى هستند نيروى ديگرى نمى شناسم كه تركها بتوانند آنها را بعنوان “متحدان” سياسى خود ببيند. از نظر من سلطنت طلبان رو در روى جنبش ملى تركها هستند و نيروهاى ميانه رو و ليبرال هم در بهترينحالت اگر در مقابل آن نايستند در مقابل آن سكوت  كرده و خواهند كرد. متحد تركها در رسيدن به خواسته هاى ملى و دمكراتيك شان ملت هاى ديگر همچون كردها، بلوچها و عربها بوده و اميد بستن به “اپوزيسيون” هاى “سراسرى” فعلا فاقد چشم اندازى جدى و قابل اتكا  براى موفقيت و پيروزى هستند.

چنين چشم اندازى، ضعف ساختارى و تاريخى_ قابليت ها و ظرفيت هاى اپوزيسيون هاى “سراسرى” را نشان ميدهد و تاكيد بر ماهيت مستقل و ملى و فرهنگى مبارزه تركها را ضرورى مى سازد. هر “اپوزيسيونى” كه قادر نباشد جوابى شايسته به مسيله ملى در ايران بدهد از عهده انجام وظيفه سياسى و تاريخى خود در مقابل ملل ساكن ايران بر نخواهد آمد.

  نوشته شده در  چهارشنبه هفتم فروردین 1387ساعت 10:58  توسط دالغا  | 

نا آرامیهای تبت به سیچوان سرایت کرد

  

میللی شورا-  در حالی که دولت چين در غياب گزارشگران خارجی از بازگشت آرامش به مناطق بحران زده غرب اين کشور خبر می دهد، شين هووا خبرگزاری دولتی چين، روز سه شنبه، ۲۵ مارس، اعلام کرد در جريان زد و خورد های شديد در استان سيچوان در مرز تبت يک مامور پليس جان خود را از دست داد.

به گزارش اين خبرگزاری، در ادامه درگيری ها بين معترضين خشمگين بودايی و نيروهای دولتی شمار نامعلومی از راهپيمايان و چندين پليس ضد شورش مجروح شدند. شين هووا در اين گزارش، شورشيان بودايی را «قانون شکن» معرفی کرده و بی آن که به جزييات بيشتری اشاره کند، نوشته است که ارتش برای آرام کردن مردم «ناچار به تيراندازی شد

از شمار کشته شدگان، مجروحين و دستگير شدگان درگيری های خشونت باری که همچنان بين راهبان بودايی و پليس ضد شورش چين در سه استان سيچوان، يونان و تبت جريان دارد خبرهای ضد و نقيضی منتشر شده است. دولت چين تعداد کشته شدگان را ۲۰ نفر اعلام کرده و می گويد اکثر اين قربانيان شهروندان بی گناهی هستند که توسط راهبان بودايی به قتل رسيده اند.

رييس جمهوری ايالات متحده «نگرانی عميق دولت آمريکا از سرکوب گسترده معترضين تبتی» را به اطلاع سفير چين رسانده و از پکن خواست ضمن «حفظ صلح، با دالايی لاما مذاکره کنداما نيروهای طرفدار دالايی لاما می گويند در جريان زد و خوردهای چند روز گذشته حدود ۱۴۰ نفر از معترضين به دست پليس ضد شورش کشته شده اند.

 

تهدید سارکوزی به تحریم افتتاحیه المپیک پکن

 نیکولا سارکوزی، ئیس جمهور فرانسه می گوید او ممکن است بخاطر حوادث تبت مراسم افتتاحیه المپیک   پکن را تحریم کند و در آن شرکت نکند.

دستیاران آقای سارکوزی گفته اند که فرانسه هنوز با تحریم کامل المپیک مخالف است اما ممکن است ورزشکاران این کشور در مراسم افتتاحدیه در روز هشتم ماه اوت شرکت نکنند. نا آرامی های اخیر در تبت باعث ایجاد نگرانی در جامعه بین المللی شده است.

ژاک روخه، رئیس کمیته بین المللی المپیک، هفته گذشته گفت از اینکه دولت هیچکدام از کشورهای بزرگ از تحریم المپیک حمایت نکرده، دلگرم شده است. کاخ سفید اعلام کرد قصد جورج بوش مبنی بر شرکت در مراسم افتتاحیه هنوز تغییر نکرده است و مقامهای بریتانیایی هم گفته اند برنامه  نخست وزیر بریتانیا برای شرکت در مراسم افتتاحیه هنوز پابرجا است.

آزادی 4 هویت طلب از زندان اردبیل

  و شکنجه یک فعال دیگر در بازداشتگاه اطلاعات این شهر

 بنا به گزارشات رسیده چهار تن از فعالین حرکت ملی آذربایجان در اردبیل بنامهای رحیم گلابی٬ جعفر تقوی٬ جعفر موذن و توحید که روز ۲۰ اسفند ۸۶ توسط نیروهای امنیتی دستگیر و به بازداشتگاه اطلاعات منتقل شده بودند هر کدام به قید وثیقه ۱۰ میلیون تومانی آزاد شده اند.

همچنین بر اساس تازه ترین اخباری که از زندان اردبیل به دستمان رسیده حاکی از آن است که عسگر اکبرزاده زندانی سیاسی و دانشجویی هویت طلب آذربایجانی که از روز ۲۳ اسفند از زندان اردبیل به یکی از بازداشتگاههای وزارت اطلاعات این شهر منتقل گشته بود به زندان اردبیل بازگردانده شده است. طبق گزارشها آقای اکبرزاده در مدت زمانی که در بازداشتگاههای اداره اطلاعات بوده در معرض شکنجه های مختلف فیزیکی و روحی بوده است

  نوشته شده در  سه شنبه ششم فروردین 1387ساعت 9:54  توسط دالغا  | 

 

نظري بر فيلم “تكم چي” ساخته يدالله صمدی، مهندس ابراهیم رشیدی-

 

ساوالان

  روز دوم فروردين ساعت 22 فيلم سينمايي تكم چي از شبكه استاني اردبيل پخش شد. “عليرضا احدي” فيلم نامه نويس، “مجيد مظفري” تهيه كننده و “يدالله صمدي” كارگردان اين مجموعه مي باشد. قبل از هر چيزي بايد بگويم كه در جهنم شوونيستي ايران كه از هر امكاني براي نابودي فرهنگ آذربايجان استفاد مي شود، ساخت و پخش چنين فيلمي جاي تقدير و تشكر دارد؛ ولي اين فيلم از برخي جهات قابل ملاحضه مي باشد. “تكم” يعني بز نري كه پيشاپيش گله حركت مي كند. يكي از رسوم كهن آذربايجان كه هنوز هم در منطقه موغان، اردبيل و مشگين اجرا مي شود تكم گرداني است. تكم چي در اسفند ماه عروسك بزي زرد مو را در دست گرفته و با گرداندن آن شروع به خواندن شعر هايي مي كند كه حكايت از آمدن بهار و پايان سرماست و مردم هدايايي به اين پيام آوران بهار مي دهند.

خلاصه فيلم:

دختري اردبيلي به نام آلما در دانشكده هنر تهران مشغول تحصيل است. او از ترك بودنش خجالت مي كشد و هميشه كتمان مي كند. تا اين جاي فيلم واقعيت تلخ، انسان مسخ شده آذربايجاني است. انساني كه هيچ چيز از فرهنگ و هويت خود نمي داند، يعني اجازه نمي دهند كه بداند! در اولين تماس با افراد ساير فرهنگ ها از بي هويتي خود خجالت مي كشد و وقتي كه افراد بي فرهنگ تر از او مسخره اش مي كنند چيزي براي اثبات هويتش ندارد، اين خجالت و فرار از خويشتن را دروني مي سازد. از نظر من حتي آنهايي كه امروز به زبان خود درس مي خوانند و توفيق آشنايي با تاريخچه فرهنگي خود را دارند، بايد از اينكه عضوي از اين كوره فرهنگ سوزي هستند خجالت بكشند. پدر آلما براي كار به تهران مي آيد. اين حاصل سانتراليسم بي رحم سرمايه گذاري در مناطق فارس نشين ايران است، كه پدران ريش سفيد ما براي كار آواره شهر هاي آنها مي شوند. اماحضور پدر باعث سر افكندگي آلما در پيش دوستانش مي شود. پدر كه تكم چي زادگاه خود است، در قهوه خانه مشغول اجراي اين رسم اساطيري آذربايجان مي شود. آلما به اين دليل كه پدرش باعث آبرو ريزي است با او دعوا مي كند و پدر به وطن باز مي گردد، ولي آراز پسر عموي آلما به دعوت استاد نقاشي در جشنواره فرهنگ عامه، مراسم تكم گرداني را به نمايش مي گذارد.

ملاحظات فيلم!!!!!!!!!!!!!!!

انتخاب اسامي آلما، جئيران و آراز براي شخصيت هاي فيلم نشانگر فهم نويسنده از فرهنگ آذربايجان است و قابل تقدير مي باشد. مانند همه فيلم هايي كه با حضور مشترك دو عنصر فارس و ترك ساخته مي شود حاج خانم (رئيس انجمن خيريه) و بانوي پير مهرباني كه آلما از او نگهداري مي كند فارس است و آراز و حيدر (مخابراتچي ترك) عقب مانده ذهني هستند. اين ديدگاه فيلم لايق سرزنش مي باشد. پيش داوري و تصورات قالبي نژاد پرستان حاكم بر ايران سازندگان فيلم را رها نمي كند. پدر آلما هنگاميكه دم در منتظر آلماست چاقوي خود را در آورده و مشغول پوست كندن تكه چوبي مي شود(چرا؟) بانوي پير با وجود بيماري باز هم به زيارت مي رود، ولي پدر آلما به خاطر كار، جشن مبعوث رسول را رها مي سازد.

هنگاميكه استاد نقاشي از آلما مي پرسد«شما ترك هستيد؟» همه هم كلاسي ها مي خندند و استاد دوباره مي گويد« ببخشيد شما آذري هستيد؟» و حكايت هميشگي ترك و آذري تكرار مي شود. بجا بود استادي كه از فرهنگ بومي صحبت مي كرد، جمله اي در ملامت هم كلاسهاي بي فرهنگ آلما مي گفت؟؟؟؟؟؟.

آلما در قسمت پاياني فيلم زمانيكه در جشنواره مقابل دروبين قرار گرفت چنين گفت: فرهنگ، گويش و لباس مناطق مختلف براي مردم مثلاً تهران جالب است، ولي چون آنها از تاريخچه آن رسم يا فرهنگ اطلاعي ندارند، نمي توانند آنرا بفمند.

 ما در اينجا دو قسمت جمله آلما را توضيح مي دهيم. ابتدا با پديده اي بنام اگزوتيسم روبرو هستيم معناي لغوي اگزوتيسم علاقمند به خصوصيات طبيعي (مثلاً آب و هوا  يا گياهان و غيره) و يا ويژگي هاي زندگي مردمان كشور هاي خارجي است؛ ليكن اين كلمه در مورد هر كشور خارجي استعمال نمي شود. مثلاً فرانسوي ها زندگي انگليسي ها را اگزوتيك نمي خوانند، چون آنها را هم شأن خود مي دانند. اگزوتيسم معمولاًدر مورد جوامعي با فرهنگ و تمدن پست اما با برخي خصوصيات “جالب ” بكار مي رود. مثلاً اروپاييان فرهنگ آفريقا را ” جالب” مي دانند. وقتي آلما مي گويد اين فرهنگ ها براي مردم تهران “جالب” است، يعني پَست، ولي با استثناهايي شگفت.

اينك بحث اصلي ما در مورد تكم است، براي اطلاع ميليون ها “آلما”ي وطنم كه از تاريخ اين رسم اطلاعي ندارند. استاد نقاشي در توضيح تكم گفت «تكم گرداني از رسم هاي همه مناطق ايران مخصوصاً شمال شرق و شمال غرب است.» اين قسمت توضيحات فيلم غلط است و نياز به تصحيح دارد. در اساطير ترك ها زمستان پايان خلقت است. سرماي سخت بر همه جهان سيطره يافته است. پيرزني(قاري) در بالاي آسمانهاست و مدام موهاي سفيدش را تكان مي دهد و برف ( قار ) مي ريزد. طبيعت پير مي شود و همه جا سفيد مي پوشد. گرگ مقدس مأمور كشتن پيرزن (قاري) برف ريز مي شود و ضرب المثل عاميانه “قورد قارييا يئريكلر”(گرگ هوس خوردن پيرزن را دارد) شكل مي گيرد، پايان خلقت است و چيزي به قيامت نمانده و ضرب المثل “قوردلا قيامته قالماق”( با گرگ به قيامت[پايان خلقت] ماندن) هنوز هم به افرادي كه بسيار پير هستند، بكار مي رود و گرگ پير(قوجا قورد)مؤفق مي شود تا خلقت را نجات دهد. اولين حيواني كه براي يافتن علف بيرون مي رود بز است، كه “مير علي سيدوف” از آن در كتاب “ياز بايرامي” به عنوان سمبل بهار ياد مي كند؛ باستاني پاريزي در صفحه 401 و 402 كتاب”كوچ هفت پيچ” مي نويسد: يكي از كهن ترين متون دوره اشكاني منظومه اي به زبان اشكاني با عنوان درخت آسوريك است. اين كتاب در حقيقت ماجراي جدال لفظي بين درخت خرما و يك بز است. پروفسور زهتابي و دكتر علي كمالي در صفحه 82 كتاب “تئليم خان” اين منظومه را متعلق به دوره سومري مي دانند كه در آن بز سمبل دامپروران كوهستان (اقوام التصاقي زبان) و خرما سمبل كشاورزان سامي زبان است و در اين منظوم بز به عنوان سمبل اقوام التصاقي زبان مي باشد. “عبدالقادر اينان” در كتاب “شامانيزم” تصاوير بز بر روي سفالينه ها را به اعتقادات اساطيري مربوط به ادوار بسيار دور نسبت داده و مي نويسد: در بين خلق هاي ترك، بز رمز بهار، محصول و نعمت مي باشد. در بين تعداد زيادي از خلق هاي ترك بخصوص در بين “قوواها” در مراسمي كه در پيوند با جمع خانوادگي برگزار مي گردد، از بز زرد مو استفاده مي شود. مير علي سيدوف رنگ زرد اين بز را مظهر خورشيد و ‌آمدن بهار مي داند. ايشان در صفحه 442 كتاب “آذربايجان خالقينين سوي كؤكونو دوشونر كن” مي نويسد در روايت هاي تركمن و قزاق اسطوره بز كمي با هم متفاوت است و اگر دقيق تر بگوييم نقش اسطوروي بز در روايت قزاق بيشتر نمايان است. برگرداننده اين كتاب به الفباي عربي آقاي “رحيم شاوانلي” در پاورقي همين مبحث اضافه مي كند «بز در ميان ترك هايي كه در ايران امروزي ساكن هستند حالت مقدس داشته است، طايفه بزرگ تركان خراسان چاپيشلي (چاپيش يعني بزغاله) نام دارد.» حال با توضيحات فوق چگونه استاد هنر دانشگاه، تكم گرداني را از رسم هاي همه مناطق ايران مي داند؟ و چرا بجاي تركان خراسان و تركان آذربايجان از لغات شمال شرق و شمال غرب استفاد مي كند؟ اين سوالي است كه بايد تهيه كنندگان فيلم پاسخ دهند.

 

  نوشته شده در  یکشنبه چهارم فروردین 1387ساعت 12:51  توسط دالغا  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM